تصویر: اجرام رنگی حاصل ریختشناسی پلاسمایی است.
امانوئل کانت پیشنهاد داده است که منظومه شمسی از ابرهای گرد و خاک گازی یا سحابی در فضا شناور شده است. ایده او اکنون به نام “فرضیه سحابی” شناخته شده است. کانت پیشنهاد داده است که ابرها به وسیله گرانش که ذرات آن را به حالت توده در می آورد، منقبض شده است. همانطور که بزرگ می شوند، تودهها جذابتر میشوند تا اینکه سرانجام به صورت ابر اولیه گشتاور زاویهای می چرخاند و مواد بیشتری را جمع کرده تا همجوشی هستهای مشتعل شده و تولد خورشید را ایجاد کند، که این ساختار “دیسک برافزایشی” نامیده می شود و مدار کرههای آسمانی را به وجود می آورد.
دیسک برافزایشی خارج از مدار نپتون در حال شکل گیری است. با توجه به این فرضیه، گرداب مواد به وسیله چرخش حلقه غبار و گاز شکل می گیرد. این گردابها بزرگتر شده و آرام آرام اجزای بیشتری را به درون خود میمکند تا صدها میلیون برخورد، سرانجام سیاره را تشکیل دهند. کمربند کوییپر مانند تئوری ابر اورت پیشنهاد داده است که مناطی را داراست که مواد آن به شکل سیاره و سیاره کوتوله تبدیل نشدهاند.
فرضیه کمربند کوییپر، برای توضیح مدار اجرام فاصلهدار استفاده می شود که توسط کنیت ادگورس، منجم ایرلندی و همچنین توسط منجم آمریکایی جرارد کوییپر در سال ۱۹۵۱ نیز تکمیل شد. اولین جرم کمربند کوییپر (KBO) در سال ۱۹۹۲ کشف شد و مستقیما به (QB1) متعلق بود. در واقع QB1 باید خندان نام میگرفت اما این نام قبلا انتخاب شده بود. هر سال چندین جرم KBO در سایز ماه کشف می شود. اجرام دیگر شامل سیاره های کوتوله مانند اریس در حدود ۷۰۰۰۰ جرم فرا نپتونی هستند.
سیاره های کوتوله گروه های خاصی را دارا هستند: تقریبا صدها عدد شبیه از آن ها آنطرف نپتون میچرخند. اجرام بزرگی را مانند سرس، پلوتو، شارون (بزرگترین قمر پلوتو)، همچنین وارونا، زنا، هاومه آ، کوآور، اورکس، سدنا، اسنو وایت، اکشن و هیوآ را شامل میشوند. اکثر آن ها به جز اعداد، نام خاص دیگری ندارند.
فرضیه سحابی، تئوری منطقی نیست، با سن آنها متناقض است. با پارامتر های یکنواخت آن، دلیلی بر این است که قابل رویت بودن آن بخاطر گذشته عمیق آنها است. برای ایجاد فرضیه ی جایگزین منظومه شمسی، به طور دقیق فرضیه توسعه سیارهای، لازم است که اول مولفههای مختلف تغییر و ریخت شناسی سریعی از آنها را در نظر گرفت.
فرضیه بکار برده شده توسط فیزیکدانان جهان الکتریک با این در نظر گرفتن های خاص لحاظ شده است. در ابتدا نظریه تکامل با تکامل تدریجی همخوانی ندارد. اگر منظومه شمسی سیستمی با ۴ میلیارد سال عمر باشد، جایی برای این فرضیه باقی نمی ماند که برای با هم زیستی ناگهانی اتفاق افتاده است. نگاه تازه به جهان ابتدا باید مورد قبول باشد.
در گزارشی، ۲۰۰۷ OR10 به عنوان بزرگترین جرم آسمانی بدون اسم و سومین سیاره کوتوله در منظومه شمسی شناخته شده است: ۱۵۳۵ کیلومتر قطر دارد. بزرگترین سیارک کوتوله ی بعدی ماکه ماکه است. در حالی که هاومهآ در شعاع بزرگتر اما در حجم کوچک تر است. برای مقایسه، سرس که توسط فضاپیمای داون بررسی شده است، دارای ۹۵۰ کیلومتر عرض است. یکی از جالب ترین موضوعات در کشف ۲۰۰۷ OR10، رنگ قرمز پر رنگ آن است.
یکی از شاخص های غیر متعارف سیارههای کوتوله، رنگارنگ بودن آنهاست. اسنو وایت، بر خلاف اسمش دارای رنگ قرمز، همانند هاومهآ و اکنون ۲۰۰۷ OR10 است. از طرفی دیگر پلوتو قهوهای مایل به زرد است درحالی که اریس سبز است.
در فرضیه ریخت شناسی پلاسمایی ستارهها زمانی شکل میگیرند که جریانهای بریکلند به دور هم بچرخند، منطقه تنگش z شکل بگیرد و پلاسما را به حالت جامد تبدیل کند. آزمایشهای آزمایشگاهی نشان داده است که مناطق متراکم جایی است که ستاره شکل میگیرد نه فروریختگی سحابی.
اجرام دیگر منظومه ی شمسی، مثل سیارکهای “قنطورس” نیز رنگی هستند: قرمز مایل به قهوه ای، آبی ، سبز، و قهوه ای مایل به زرد. طبق پیشنهادات نویسنده، قنطورسها بدلیل اینکه از درون سیارات گازی غول پیکر پرتاب می شوند، دارای رنگ هستند. رنگ های آن ها مطابق رنگ مادر هایشان است. ۲۰۰۷ OR10 نیز بسیار شبیه به این پدیده است.
مترجم: مهران سور
A Red Dwarf
Translator: Mehran Soor