نظریه جهان الکتریکی به چیزی غیرقابل دسترس بستگی ندارد.
” فضا، مملو از شبکه های جریان هایی ست که انرژی و اندازه حرکت را در فواصل بسیار طولانی انتقال می دهند. این جریان ها اغلب به صورت رشته ای به هم می پیچند. به نظر می رسد که این جریان ها در فضای میان ستاره ای و میان کهکشانی، ساختاری سلول مانند تشکیل دهند.”
____هانس آلفون
ماده تاریک نظریه ای مشکل ساز است که هنوز هم اخترفیزیکدانان برای توضیح فاصله، سن، و ساختار کیهان از آن استفاده می کنند. آن ها این کار را به منظور حفظ باور هایشان در مورد ابتدای هستی و همچنین نحوه ی عملکرد آن انجام می دهند. اکثر نظریه های کیهانی بر پایهی پدیده های گرانشی استوار هستند، در حالی که از پلاسمای موجود در فضا و میدان الکتریکی همراه آن ها چشم پوشی می کنند.
ماده تاریک هیچ اثر الکترومغناطیسی از خود نشان نمی دهد، بنابراین نمی توان آن را با هیچ حسگری در هیچ باند انرژی آزمود. در شرایط متعارف، وجود آن بستگی به مشاهده ی اثرات گرانشی آن روی ماده ی مرئی دارد.گفته می شود که کهکشان ها به ماده تاریک نیاز دارند تا از بین نروند، یا این که کهکشان ها را در خوشه ها نگه دارد: تصور می شود که توده های ماده تاریک اطراف خوشه های کهکشانی را احاطه کرده اند.
مطابق مقاله ی مطبوعاتی اخیر، مرکز اخترفیزیک هاروارد تصاویر تلسکوپ هابل از خوشه های کهکشانی را با مدل های کامپیوتری هاله های ماده تاریک، تطبیق دادند که به برخی تطابق ها با نظریه معمول ماده تاریک پی بردند(و برای هیچ کس هم تعجب آور نبود). اختلافاتی میان مشاهدات و شبیه سازی های آن وجود داشت، اما”… آن ها بیان کردند که این اختلاف با شبیه سازی های دقیق تر قابل رفع است.”
نظریه های متعارف با فرض اینکه کهکشان ها فقط زاده ی گرانش هستند اعتبار خود را از دست می دهند. گرانش، نیروی بسیار ضعیفی در مقایسه با الکترومغناطیس است. از آنجاکه هر ستاره، مکان جریان بارهای الکتریکی است، کهکشان ها فعالیت های الکتریکی از خود نشان می دهند. چنین جریان های الکتریکی را به افتخار کریستین بیرکلند، جریان های بیرکلند می نامند.
الکتریسیته در فضا به سه حالت مختلف وجود دارد: حالت تاریک، حالت روشن، و حالت قوس الکتریکی. شناخته شده ترین حالت آن از آنجاکه شناخته شده ترین حالت مشاهده پذیر نیز هست، حالت قوس الکتریکی است. ستارگان، حالت قوس الکتریکی دشارژهای پلاسمایی هستند. حالت تاریک، همانطور که از اسم آن پیداست، به آسانی قابل رویت نیست، اما به همان اندازه ی دوحالت دیگر، تعامل های الکترومغناطیسی دارد.
الکتریسیته ای که به کهکشان ها قدرت می بخشد؛ از قطب های آن خارج می شود و از طریق صفحه ی کهکشان باز می گردد. این به این معنی است که مداری وجود دارد که انرژی خودرا از جریان های بیرکلند دریافت می کند و هر کهکشان را به بقیه ی جهان متصل می کند. احتمالا، رشته های الکتریکی محصور مغناطیسی به طول میلیارد سال نوری قدرت را از یک سر کیهان به آن سر دیگر می برند.
نیروها توسط پلاسمای الکتریکی موجود در رشته های به هم پیچ خورده اعمال می شود که کیهان را کنترل می کنند. آن ها دریک مدار کیهانی با جاذبه ی دوربرد بین آن ها گردش می کنند. یک نظریه ی محتمل این است که این رشته های پلاسمای الکتریکی، با قدرتی میلیارد ها تریلیون بار قوی تر از گرانش، همان چیزی است که خوشه ها و کهکشان های آن ها را کنار هم نگه داشته است. در جهان الکتریک، این حالت تاریک پلاسما است که پایداری آن را حفظ می کند نه ماده تاریک.
استفان اسمیت
مترجم: فرزین حسینی
Dark Mode
ارسال پاسخ