در سپتامبر سال ۱۹۹۸ اخترفیزیکدانان مدارکی دال بر وجود کنش و واکنش های توجیه ناپذیری را بر روی فضاپیمای از کار افتاده ی اولسیز که در حال سفری مداری در منظومه ی شمسی حول قطب خورشید بود مشاهده کردند. به هنگام سیگنال های فرستاده شده از سمت زمین، از طریق دستگاه ترانسپورد سخت افزار اولسیز به سمت زمین بازمیگشت، رفتاری غیر عادی در شتابی به سمت خورشید دیده شد. انتقال به سرخ دوپلری در فرکانس بازگشتی به عنوان تنها مکانیسم شناخته شده ای بوده که میتواند این اختلاف زیاد را کمی توجیح کند، هیچ کسی در جامه ی علمی امروز نتوانسته است یک توضیج و توجیه قابل اطمینان در این زمینه تا به امروز ارائه دهد.
دانشمندان ناسا نیز در واکنش به این اتفاق اعلام میکنند که هردو فضاپیما، یعنی پایونیر و اولسیز هردو بیش از هزاران کیلومتر از مسیر خود خارج شده اند. در حال حاضرهیچ توجیحی برای این انحراف ناوبری وجود نداره، گمانه زنی هایی زیادی وجود دارد که درباره ی نیرویی اسرارآمیز از طرف یک حجمی از مواد ساختگی در فواصل دور صحبت میکند. از جمله این موارد میتوان به فضای خمیده ی چندبعدی، انرژی تاریک و اصطکاک ماده ی تاریک اشاره کرد. از موارد دیگری در این زمینه دیفرانسیل گرانشی ضد ماده است که به عنوان توضیحی برای کاهش شتاب و سرعت مطرح شده است.
… منجمین با وجود همچین اطلاعاتی در حیرت بودند، به این دلیل که مدل استاندارد حرکت در کیهان در تضاد با مدل گرانشی بود.
دینامیک اصلاح شده ی نیوتونی (MOND)، نظریه ای است که در سال ۱۹۸۲ توسط موردهای میلگرم گسترش یافت، و به عنوان یک جواب احتمالی برای این سرعت مشاهد شده سنجیده شد، اگرچه که خود میلگرم احساس میکرد که این نظریه زاید مناسب نیست و سخت میتوانست توجیه کند که همچین تاثیری بر جرمی به این کوچکی داشته باشد. شاید این پیشنهاد دقتی نه چندان بیشتری از بقیه که قبلا گفته شد نداشته باشد.
به هرحال در مقیاس های بزرگ، طبق نظریه ی موند، گرانش می تواند وابسته به شتاب باشد. از آنجا که سرعت اندازه گیری شده برای ستارگانی که در لبه های کهکشانی هستند بیشتر مقدار پیشبینی شده بود، میلگرم این مسئله را بیانکرد که گرانش یتواند به دوورت وجود داشته باشد: ۱ حالت اول که وابسته به مربع فاصله است – گرانش نیوتونی و ۲ گرانشی که بصورت خطی است و با افزایش فاصله مقدارش کاهش می یابد – موند.
موند جایگزینی برای گرانش ماده ی تاریک سرد بود. زمانی که ستارگانی در حومه ی دیسک کهکشانی با سرعتی بیشتر از سرعت ممکن خودشون در حال حرکت بودند، کشف شدند، این ایده مطرح شد که باید این تاثیر از طف یک جرم نامرئی و غیر قابل دتکت باشد. در کوتاه مدتی محاسبات و پیشبینی هایی صورت گرفت که نشان میداد حجم ماده ی تاریک حدود ۵برابر ماده ی معمولی حول کهکشان است و این مقدار هنوز تا مقدار نهایی پیشبینی شده فاصله دارد. این ماده ی نامرئی هست که تاثیر خودش را به قدرت نشان می دهد.
هردو پدیده ی مطرح شده، یعنی کاهش سرعت فضاپیماهای منظومه ی شمسی و سرعت غیرقابل انتظار ستارگان در کهکشان، میتواند با یک عامل توجیه شوند: الکتریسیته ی جریان یافته در غبار پلاسما.
یک فضاپیمای حرکت کننده در میان سیارات، کم کم دارای یک دیفرانسیل بار شارژ شده ی منفی می شود که با بار مثبت خورشید اندرکنش می کند.این میدان الکتیریکی ضعیف در مسیر طی شده در مدت تقریبا یکروز بدون هیچگونه کاهش نیرو و یا تولید اضافه ی باری که آن را به اسم باد خورشیدی می شناسیم باعث جذب اجرام با بار مخالف به سمت خودش می شود.
ویژگی خطی نظریه ی موند درواقع یک اشاره ی قوی به فعل و انفعلات واقعی است که در کهکشان ها و همچنین در سیستم های ستاره ای در جریان است. از آنجایی که در مقیاس هایی میتواند ناشی از مغناطش باشد، برای مثال میدان های الکتریکی کهکشان را شیری، بیشتر شبیه چیزی است مه در سطح خورشید انجام می گیرد که اجرامی شارژ شده ای در سطحش نفوذ می کنند.
خورشید سیارات دور خود را تنها با نیروی گرانشی نگه نمی دارد، بطور غیرمستقیمی میدان های الکتریکی نیز به عنوان نیروی اضافی در این عمل شرکت دارد. این میدان الکتریکی کهکشان ها است که ستاره ها را در مدارهای خودشان نگاه می دارد، در مکان هایی که کمترین قدرت را میدان گرانشی دارد. …
وال تورنهیل، به عنوان یکی از مدافعان جهان الکتریکی می نویسد: “کاملا احساس می شود که برای درک بهتر جهانی از داشته هایمان باید قوانین فیزیک خود را هرچند نامطلوب، بازنویسی کنیم. نیازی نیست که ما مشکلی با ماهیت گرانشی داشته باشیم وقتی که در این نمونه ها رازهایمان با دانش پذیرفته شده ی الکتریسیته که طبیعت جهان است حل می شود.
این رمز و راز تنها ناشی از آموزش اشتباه اخترفیزیکدانان می باشد. … در نتیجه ی این تدریس اشتباه، به جز انتقالات و تاثیرات گذرا، هیچگاه الکتریسیته ی موجود در فضا مورد توجه قرار نگرفت.
استفان اسمیت
ترجمه: بردیا قبادی
ارسال پاسخ