رشته های سحابی، به جدایی بار اشاره می کنند.
سحابی جبار با چشم غیرمسلح در صورت فلکی جبار قابل مشاهده است و ستاره ی دوم در شمشیر جبار است. اخترفیزیکدانان معنقدند که چندین ساختار در سحابی، مناطق ستاره ساز هستند زیرا که نور با فرکانس بالا، از بسیای از مناطق فعال آن، سرچشمه میگیرد. اشعه ی گاما، اشعه ی ایکس و پرتوهای فرابنفش از این “تخم مرغ کیهانی” (توپ گازی غلیظ و درخشانی که به نظر میرسد در اثر فعالیت های همجوشی مشتعل شده) به ما میرسند.
ستاره شناسان هنوز به طور دقیق نمیدانند که ابری از گاز و گرد و غبار چگونه در نهایت به یک ستاره مبدل می شود. در درجه ی اول، به این دلیل که ستارگان از گرد و غبار ساخته نشده اند. یک ستاره از تمرکز جریان بیریکلند ساخته شده که مدارهایی را در اطراف کهکشان تشکیل میدهد. پینچ های الکترومغناطیسی پلاسما را برای تبدیل شدن به یک ستاره متمرکز میکند و یک جریان حلقوی در اطراف استوای ستاره تشکیل میدهد. چگالی جریان باعث تابش پلاسما در حلقه میشود. مدل الکتریکی چنین پدیده ای را در قالب رفتار ساختار پلاسما توضیح میدهد و آنها براساس قوانین دشارژ الکتریکی و مدار ها رفتار میکنند.
به جای فعالیت های مکانیکی و گاز سرد، ستاره های تابشی جدید سحابی جبار در افزایش جریان الکتریکی ساخته شده اند. لزومی ندارد تا مانع گرم شدن ستاره های جوان در اثر استحفاظ آنها در گرد و غبار سرد شویم. غلاف الکتریکی در اطراف یک ستاره ی جدید از جریان بیریکلندی که در کهکشان قرار دارد و در میان آن غوطه ور است انرژی دریافت میکند و براثر تخلیه ی الکتریکی شروع به تابش میکنند.
نظر کلی بر این است که گرد و غبار برای متراکم شدن سحابی عنصری ضروری میباشد. زمانی که گاز و گرد و غبار شروع به متراکم شدن و فروریزش میکنند،گرم تر میشوند و شروع به تابش انرژی میکنند. بنابراین یک فشار رو به بیرون بر خلاف فشار درونی گرانش ایجاد میشود. اگر نیروی رو به بیرون به نیروی رو به درون گرانش غلبه کند، اتم ها قادر نیستند که به قدر کافی برای انجام همجوشی هسته ای به یکدیگر نزدیک شوند. با این حال، اگر گرد و غبار به قدر کافی سرد باشد، میتواند به گرمای ایجاد شده در اثر فروریزش گرانشی اجازه تابش دهد و به این ترتیب ستاره مشتعل میشود.
از سویی دیگر، زمانی که مدل الکتریکی مطرح شد، سحابی های سرد، گواهی از فعالیت های الکتریکی در دمای نزدیک به صفر مطلق بودند. تقارن دو قطبی از معمول ترین انواع سحابی ها هستند و بیشتر آنها برای تابش، به قدر کافی چگال هستند، زیرا که بعضی مناطق در آنها به طور فوق العاده ای داغ می باشد. نواحی میانی سحابی جبار سرد میباشد: اندازه گیری های رادیویی نشان داده است که دمای غبار در قسمت های داخلی سحابی یک واحد بالای صفر مطلق میباشد و ذرات غبار در مرکز سحابی به این دلیل که نور را بازتاب میکند قابل مشاهده است.
مدل صحیح برای یک سحابی، لامپ نئون میباشد که تنها در فرکانس تشدید از یک گاز کامل نور ساطع میکند. جریان الکتریسیته ی عبوری از داخل لوله باعث درخشش پلاسمای نئون به صورت زرد کم رنگ میشود. ستاره شناسان میگویند که امواج شوک حاصل از انفجار ابرنواختر قادر به ایجاد نور در همه ی فرکانس ها میباشد ولی تا این لحظه ۹۰ درصد نور سحابی های سیاره ای در محدوده ی فرکانس اکسیژن یونیزه شده است و به این ترتیب، این سحابی های سیاره ای باید به صورت لوله های تخلیه ی الکتریکی اکسیژن شناخته بشوند و نه توده ای از گرد وغبار سرد.
متاسفانه ستاره شناسان با نظریه ی «گاز داغ» که حاصل پنجاه سال آزمایش های همجوشی هسته ای است، فیزیک را آلوده نموده اند. فشرده کردن گاز داغ در ابعاد بسیار کوچک برای انجام همجوشی هسته ای ناکارآمد میباشد و استفاده از نظریه های کیفیت رفتار جمعی پلاسما میتواند بسیار سازنده تر باشد.
استفان اسمیت
ترجمه: فاطمه طهماسبی
Collective Quality – Translator: Fatemeh Tahmasebi
ارسال پاسخ