رشتههایی پیچ خورده از جریانهای الکتریکی در فضا به عنوان جایگزینی برای ابرهایی از غبار و گاز بسیار سرد پیشنهاد شدهاند.
در تصویر فروسرخ بالای صفحه، دمای نزدیک به صفر مطلق در رنگ آمیزی مصنوعی آبی نشان داده شده است. سحابی عقاب به عنوان یک “مهد ستاره” بسیار فعال در صورت فلکی مار، حدود ۷۰۰۰ سال نوری با ما فاصله دارد. این سحابی یک ابر چند طیفی گازی مخلوط با ذرات غبار میکروسکوپی است.
تصور عموم این است که غبار سرد یک جزء الزامی برای متراکم شدن سحابیها در تشکیل ستارگان میباشد. وقتی گاز و غبار برای تشکیل یک ستارهی جدید شروع به متراکم شدن میکنند، طبیعی است که گرم شوند و انرژی تابش کنند. طبق گفتههای این نظریه، فشاری به بیرون ایجاد میشود که در مقابل نیروی جاذبهی رو به داخل مقاومت میکند. اگر فشار بیرونی بر نیروی جاذبه ی داخلی غلبه کند، اتمهای گاز برای انجام همجوشی هستهای به اندازهی کافی متراکم نمیشوند. با این حال اگر غبار درون سحابی به اندازه کافی سرد باشد، گرمای ایجاد شده در تراکم گرانشی میتواند به تابش آن منجر شود، بنابراین یک ستارهی جدید مشتعل خواهد شد.
از سوی دیگر وقتی نظریه جهان الکتریکی در نظر گرفته شود،متوجه می شویم که، سحابی سرد حتی با دمایی نزدیک به صفر مطلق خود گواهی بر فعالیتهای الکتریکی است. تقارن دو قطبی نوع معمولی، از سحابیها است؛ که بیشتر آنها نیز به قدر کافی برای تابش نور از خود، چگالاند.چراکه در برخی مناطق بسیار داغ هستند. اما مرکز سحابی عقاب سرد است: اندازهگیریهای رادیویی نشان داده است که دمای اطراف قسمت داخلی این ابر غباری تنها یک درجه بالای صفر مطلق است. قسمت مرکزی سحابی تنها به علت بازتابش نور ستارگان توسط ذرات غبار قابل مشاهده است.
جریانهای بیرکلند که نام آن را کریستین بیرکلند که در اواخر قرن ۱۹ میزیست برگرفته اند، به ساختار رشتهای از “انگشتان” و چگونگی وجود رشتهها به صورت مارپیچی بهدور ستارگان مرکزی اشاره میکند. این جریانها تونلهایی از پلاسما را شکل میدهند که میتوانند نیروی الکتریکی را در سراسر کهکشان انتقال دهند. گاهی نیروهای الکترومغناطیسی این جریانها را به اندازههای کوچک و کوچکتری باریک میکند. پلاسما در این پدیده محدود شده و در مرکز این باریک شدگی خرد می شود و تراکم جریان افزایش مییابد تا زمانی که در نقطهای معروف به “زد-پینچ” یک ستاره ایجاد کند. گاهی پلاسمایی که ستاره را محاصره کرده است میتواند به عنوان “سحابی نشری” تابش داشته باشد، اما در برخی موارد با توجه به ظرفیت و چگالی، پلاسمای احاطه شده میتواند سرد شود، همانطور که در سحابی عقاب اتفاق افتاده و تنها در امواج فروسرخ قابل مشاهده است.
ستارهشناسان نمیدانند چگونه ستارگان از ابرهایی از گاز و غبار به بیرون پرتاب شده و سرانجام همچون دیگر ستارگان می شوند، چرا که ستارگان از گاز و غبار تشکیل نشدهاند. یک ستاره نقطهی متمرکز شدهی جریان بیرکلند است، که مداراتی روان به دور کهکشان شکل میدهند.پینچهای( باریک شدگیهای) الکترومغناطیسی با فشرده کردن پلاسما ستارگان و همچنین جریانهایی دوناتی شکل به دور استوای ستاره را شکل میدهند. چگالی جریان باعث میشود، پلاسمای درون حلقه تابش کند. توصیفات جهان الکتریکی به این شکل است که وقتی به یک سحابی مینگریم، به یک ساختار پلاسمایی نگاه میکنیم، که رفتاری مطابق قوانین تخلیه الکتریکی و مدارات دارند.
ستارهی درخشندهی جدید سحابی جبار، در عوض کنش های مکانیکی و گاز سرد،طی زیاد شدن جریانهای الکتریکی تشکیل شده است. نیاز نیست با سپری از جنس غبار سرد از گرم شدن ستارگان جوان ممانعت کنیم. غلافهای الکتریکی دور یک ستاره جدید، ورودیی از جریانهای الکتریکی کهکشانی دریافت میکنند که با آنها در تعاملند که در نهایت به حالت تخلیه “تابشی” بروز می کنند. گرانش نقش بسیار کوچکی در روند تشکیل ستارگان دارد.
استفان اسمیت
مترجم: پرهام سعیدی
Hot Plasma or Cold Dust?
Stephan Smith
Translator: : Parham Saeedi
ارسال پاسخ