احتمالا اگر اخبار نجوم را دنبال کرده باشید، متوجه خبر راجع به علت پیدایش حفره های خلقه مانند روی سطح ماه شده اید، در واقع ماموریت GRAIL به همین منظور درباره ماه صورت گرفت، متن زیر تحلیلی است از تاثیر اثرات الکتریکی بر پیدایش این حلقه ها روی ماه.
لازم به ذکر است که نویسنده متن از عبارت “استدلال دوری” برای عنوان متن استفاده نموده، تعریف استدلال دوری به زبان ساده در پایگاه “اثر اصیل” به این صورت نوشته شده است:
برای اثبات حکم، استدلالی آورده شود که خود نیازمند اثبات حکم باشد. در این مغالطه، ناقد با گزارهای بحث را شروع میکند که میخواهد در حکم به همان برسد. به عبارتی، حکم خود یکی از مقدمات و گزارههای استدلالی است که برای اثبات حکم استفاده میشود.
مثال: «جورج بوش سخنور توانایی است زیرا سخنانش بر مخاطب موثر است.»
برای چنین حکمی لازم است که مدرک و شاهد و مثال ارائه شود مثلا روش سخنگفتن هر روزهاش، اینکه چطور مسائل پیچیده را آسان توضیح میدهد و یا با آوردن داستانهایی از موارد طنز در گفتههایش و مشابه این. در حالیکه نویسنده در مقام بیان استدلال، تنها حکم را به گونهای دیگر بیان میکند.
حالا به بررسی ماه می پردازیم:
احتمالا دهانه هایی که تصور می شد در اثر برخورد به وجود آمده باشند ، عاملی به جز برخورد دارند.
“دریای خاوری (شرقی)” ، در حاشیه ی نیم کره ی رویت پذیر ماه ( نیمکره ای که به سمت زمین است) واقع شده است، و همین امر رویت آن را توسط تلسکوپهای مستقر در زمین مشکل می کند. این دریا تقریبا منطقه ای است که از دوایر متحدالمرکز کاملی، که توسط حوضه ی سنگفرش شده ای (regolith) احاطه شده، تشکیل شده است. از درون، به یک سراشیبی تند محدود شده و در نهایت، قسمتهای مرتفع آن زمین سازه های(massif) تیز هستند. تصویر بالا مربوط به دریای شرقی است که توسط ارنست رایت از ناسا تهیه شده است.
با استفاده از داده ها ی به دست آمده از ماموریت GRAIL، دانشمندان علوم سیاره ای دانشگاه “براون” (Brown University) ادعا می کنند مدلهای جدید کامپیوتریشان سوالات بسیاری از جمله اینکه “چگونه این چنین حوضه های وسیعی در جای جای منظومه ی شمسی خلق شده اند؟” را پاسخگو خواهد بود. و نهایتا، آنها استنتاج می کنند که بروز چنین الگوهایی بر سطح اقمار و سیارات در واقع پیامدهای پروسه های وابسته به حرکت است.
با توجه به گزارشاتی که اخیرا منتشر شده، مشخص شد که “دریای خاوری” ماه حاصل بازسازی پوسته ی قمر پس از برخورد یک سیارک به قمر بوده است… . ” … سنگهای گرم و شکل پذیرزیر سطحی، شروع به حرکت به سمت داخل و خارج نقطه ی برخورد کردند. تخمین زده شده که طی این عملیات، حدودا ۱٫۳ میلیون کیلومتر مربع سنگ متلاشی شده است.”
براندون جانسون یک زمین شناس از دانشگاه “براون” است و اذعان دارد:
“این عملیات به غایت شدید و قوی بوده، چرا که این چندین کیلومتر صخره ی پرشیب و دایره ی متحدالمرکز را طی دقایق کوتاهی، پس از برخورد اولیه شکل داده است. ”
جانسون در مورد اینکه “چقدر این ساختارها می توانسته اند سریع بر سطح ماه ایجاد شده باشند” کاملا درست می گوید؛ اما مهمترین نشانه ها در منظره ی آشنای” دشت” پنهان شده و مورد بی توجهی قرار گرفته است. اکنون بیش از هر زمان دیگری، شواهد ومدارک دال بر الکتریکی بودن اثرات و زخمه های موجود بر اجرام منظومه شمسی در حال خودمایی هستند. اکنون زمانیست که توانایی دسته بندی اشکال و آثار متنوع رویت شده بر سطح اجرام منظومه شمسی را به سادگی طبقه بندی آثار موجود بر سطح زمین، داریم. سیستم های چند حلقه ای در مکانهای مختلفی در سیارات دیگر آشکار شده اند.
همه ی آنها شامل یک دشت مسطح میانی اند که کرانه هایش توسط صخره های عمودی محدود شده، “دشت رینویر” (Renoir) در “عطارد” نمونه ی خوبی از این نوع آثار است. برخی از این صخره ها تا چندین کیلومتر ارتفاع دارند.

نمونه ای از دشت مسطح با صخره های عمودی در ماه

دشت رینویر” (Renoir) در “عطارد”
نوع دیگری از دشتها، دشتی با محیط بیرونی عمیق است، همچون دره های عمیق “V ” شکل، که این نوع دشت بسیار متداول است. حصار این نوع دشت می تواند حلقه ی دیگری ازصخره ها باشد که اغلب مرتفعتر از صخره های حلقه ی داخلییند، که هر چه از ساختار مرکزی دور می شویم، به تدریج با گسترش منطقه، این ارتفاعها افت پیدا میکند و در نهایت ناپدید می شوند. در بعضی دشتهای بزرگتر این پدیده چندین بار با صخره های کوچکتر و دشتهای وسیع تر تکرار شده تا اینکه نهایتا با سنگ بستر یکی شده است.

دشتی با محیط بیرونی عمیق روی عطارد

این الگوها (بدون هیچ نظم خاصی) در تتیس،عطارد، کالیستو، میراندا، زمین، ونوس و مریخ یافت می شوند و در بسیاری مکانهای دیگرنیز به تدریج آشکار خواهند شد. ( این نوع آثار در منظومه شمسی بسیار فراگیر هستند) در آینده ی پیش رو، پیدا کردن حوضه هایی با الگوهای چند حلقه ای بیشتر، توسط کاوشگرهای فضایی که به منظور کاوش بر روی سیارات و اقمار به فضا فرستاده می شوند، نه تنها امری باورکردنی بلکه بسیارمحتمل خواهد بود.
به راستی چه چیزی باعث به وجود آمدن این حوضه ها می شود؟ آیا عامل آن، تئوری عامه پسند “برخورد” ، می باشد؟ آیا توده های سنگی غول پیکر به همه ی اجرام نام برده شده در بالا، برخورد کرده و عامل ایجاد چنین الگوهایی شده اند؟ آیا یک شهاب سنگ ده کیلومتری به زمین برخورد کرده و عامل ایجاد الگوی چند حلقه ای در اطراف ” دهانه ی چیکسالوب ” و انقراض دایناسورها شده است؟

دهانه چیکسالوب
تحقیقات آزمایشگاهی با بارهای الکتریکی در محیطهای پلاسمایی نشان می دهد که الکتریسیته بر حسب ولتاژ و چگالی بار در ۳ مد ( حالت) ظاهر می شود: تاریک، درخشان و قوس الکتریکی. حالت قوس الکتریکی، که چگالی بار بسیار بالایی دارد برای ماشینکاری( کنده کاری ) دقیق روی فلزات کاربرد دارد.
مقدار و درجه ی رشته ای (فیلامنت) شدن جریانها در حالت تخلیه ی قوس الکتریکی، بستگی به چگالی محیطی دارد که این جریان ها از آن عبور می کنند. تخلیه های گذرنده از محیطی که خلا شده باشد ( یا محیطی با جوی رقیق) یک کانال ستونی که به دور محور خود می چرخد، تولید می کند. در حالت درخشان، این کانالها شبیه به گردبادی آتشین ظاهر می شوند. اگر جریان مشابهی از میان جوی رقیق گذر کند، به چندین رشته انشعاب پیدا می کند. این رشته ها دوایر متحدالمرکزی را حول محور اصلی فرم می دهند.
در صورتی که الکتریسیته از روی یک جسم جامد عبور کند، محلی که تخلیه ی قوس الکتریکی با سطح تماس پیدا کند، دچار فرسایش می شود. چاله ( یا همان دهانه) های حاصل از قوسهای الکتریکی اغلب دایروی شکل هستند؛ چرا که نیروی الکتریکی باعث محدودیت قوس الکتریکی می شود به این ترتیب قوس الکتریکی به صورت عمود به سطح اصابت می کند. از آنجایی که قوس الکتریکی از دو یا چند رشته (فیلامنت ) در حال دوران حول محور مشترکی تشکیل شده ؛ سطح محل تماس می تواند توسط یک مته پلاسمایی حفاری شده و دیواره هایی با شیب تند و حاشیه ای جمع شده به جای گذارد.
اگر رشته ها به اندازه ی کافی از هم جدا شوند، در حالیکه مواد در حال زدوده شدن و ازبین رفتن هستند؛ کف حفره، به واسطه ی الکتریسیته شروع به داغ شدن و احتمالا سوختن خواهد کرد؛ سپس ذوب شده و مسطح می شود. این توضیح چرایی سیاه بودن مناطق داخلی، در بسیاری از الگوهای چند حلقه ای را بیان می کند.فراوانی حفره های کوچک در جداره های حلقه های بزرگتر( همانند دریای باختری) ، محتمل بودن تخلیه ی قوسهای الکتریکی را در این موقعیتها گواهی می دهد.

فراوانی حفره های کوچک در جداره های حلقه های بزرگتر
همینطور که قوسهای الکتریکی حرکت می کنند، حلقه هایی زنجیره وار را بر جداره های حفره ها و دوایر حک می کنند ( جداره ها را زنجیروار پانچ می کنند).اگر حفره ها همپوشانی داشته باشند، محل برخورد جداره ها باهم به صورت شیاری که از دو طرف شیب بسیار و لبه های کنگره ای دارد بروز میابد. قوس می تواند یک شیار را قطع کرده و پیش از قطع کردن شیار بعدی (شیار و سنگر دیگر) به فواصل دورتری پرش پیدا کند.

حلقه هایی زنجیره وار را بر جداره های حفره ها که توسط حرکت قوس های الکتریکی ایجاد شده
ایجاد حوضه هایی با الگوهای چند حلقه ای به احتمال زیاد حاصل برخورد سیارکها و دنباله دارها در بیلیونها سال پیش نیستند، بلکه به قوسهای الکتریکی بین سیاره ای ، سوختن های شدید و انفجارات مهیب پیش آمده در آن دوره، ارتباط دارند.
استفان اسمیت
ترجمه: سبا حفیظی
Circular Logic – Translator: Saba Hafizi
هرگونه کپی برداری یا استفاده از این اثر، با نام “بخش فارسی پروژه آذرخش” میسر است
ارسال پاسخ