منظومهی شمسی در احاطهی پلاسمای باردار است.
فرض خورشید الکتریکی، خورشید را به عنوان یک آند درخشان (یا الکترود مثبت) فرض میکند. کاتد بار مخالف آن نامرئی است، یک “کاتد مجازی” به نام هلیوسفر که میلیاردها کیلومتر دورتر از سطح خورشید قرار دارد، جایی که یک “لایهی دوتایی” سلول پلاسمای خورشید را از پلاسمای کهکشانی که دور آن را احاطه کرده است جدا میکند. پلاسمای کهکشانی به طریق دیگر معتدل میان ستارهای (ISM) نامیده میشود.
نیروهای الکتریکی درون لایهی دوتایی با بار مخالف و در بسیار دورتر از سطح خورشید کار میکنند، و پدیدهای فعال پلاسمایی را ایجاد میکنند که توسط مدارگردهای خورشیدی و همچنین ابزارهای زمینی رصد شدهاند. اجرام آسمانی از طریق پلاسمای رسانا با یکدیگر در تعاملاند و توسط جریانهایی به هم متصل هستند، پس تصور میشود خورشید نیز به صورت الکتریکی به کهکشان متصل باشد.
خورشید را میتوان یک جسم باردار ناپایدار الکتریکی فرض کرد که به دنبال توازن با محیط است. گاهی بارهایی که به داخل و بیرون از خورشید در جریانند میتوانند در یک نقطه افزایش یابند، جایی که تخلیهی الکتریکی پلاسما رها میشود و زبانهی خورشیدی نام دارد. اکثر دانشمندان تصور میکنند که زبانههای خورشیدی و پرتاب مواد تاج خورشیدی (CME) مرتبط با آن، توسط اتصال مجدد حلقههای مغناطیسی به یکدیگر و ایجاد اتصال کوتاه به وجود میآید. اتصال مجدد مغناطیسی نظریهای با ساختار بسیار ضعیف است، اما تنها توجیه ارائه شده توسط منظومه شناسان است.
تابش حالت تاریک پلاسما همواره از خورشید تابیده میشود و در پر انرژیترین حالت با سرعت ۷۰۰ کیلومتر بر ثانیه در منظومه شمسی سفر میکند. در کیهان گرانش-غالب، فشار تابشی خورشید توانایی توضیح چگونگی شتاب گرفتن ذرات باردار خورشید پس از گذر از زهره، زمین و دیگر سیارات را ندارد. پیش از اکتشاف بادهای خورشیدی کسی انتظار چنین شتابی را نداشت.
طرفداران جهان الکتریکی فکر میکنند توضیح واضحی وجود دارد: میدانهای الکتریکی در فضا. بارهای الکتریکی منسجم در منظومه شمسی جریان دارند، پس منطقی است که نتیجه بگیریم پلاسمای تاریک خورشیدی تحت تأثیر میدانهای الکترودینامیکی است. از آنجا که جریانهایی که خورشید را به راه کاهکشان متصل میکند صدها هزار سال نوری گسترش یافته، انرژی الکتریکی احتمالا توسط جریانهای مغناطیسی محدود شدهی بیرکلند محدود شده است، که نیروی آند خورشیدی را فراهم میکند.
شعله زنی خورشید الکتریکی، تاج داغ، و تمام پدیدههای خورشیدی دیگر، دلیل تمام آنها واکنش نشان دادن به ورودی الکتریکی از کهکشانمان است. رشتههای جریان بیرکلند که منظومه شمسی را الکتریکی کرده است، نیرویی کم و بیش را به خورشید وارد میکند که در نیروی خروجی آن نوساناتی به وجود میآورد. حالت قوس الکتریکی، حالت درخشان، و تخلیه الکتریکی حالت تاریک همگی تحت تأثیر بارهای جاری الکتریکی هستند.
این ایدهها به احتمال زیاد چیزی هستند که دانشمندان آن را “حباب داغ محلی” (LHB) که منظومه شمسی را احاطه کرده است مینامند. اخیراً گزارشی منتشر شده است که شرح میدهد آشکارسازها مکان یک میدان از ” پلاسمای میان ستارهای چند میلیون درجهای” را پیدا کردهاند که آغاز به تابش پرتو ایکس به “سرتاسر آسمان” کرده است.
اخترفیزیکدانان ناسا کشف کردهاند که پس زمینهی پرتو ایکس در صفحهی راه کاهکشان بسیار قویتر تابش میکند. به گفتهی نظریاتشان، این تابش در منطقهای است که پرتو ایکس باید جذب میشد. ماسیمیلیانو گالیاتزی از دانشگاه میامی در کورال گیبس فلوریدا گفته است: “این یک اکتشاف قابل توجه است. به طور خاص، وجود داشتن یا وجود نداشتن حباب محلی فهم ما را از محیط کهکشانی نزدیک به خورشید تحت تأثیر قرار میدهد، و میتواند از این رو، برای پایهی مدلهای آیندهی ساختار کهکشانی مورد استفاده قرار گیرد.”
نظریه جهان الکتریکی هم اکنون اطلاعاتی را ارائه کرده است که میتواند تا حدی ساختار کهکشانها و تأثیرات آن بر منظومه شمسی را توضیح دهد.
ابر میان ستارهای محلی، به شکلی که منجمین باور دارند. حق تصویر: NASA/Goddard/Adler/U. Chicago/Wesleyan
استفان اسمیت
مترجم: پرهام سعیدی
Hot Clouds – Translator: Parham Saeidi
هرگونه کپی برداری و یا استفاده با نام “بخش فارسی پروژه آذرخش” آزاد است.
ارسال پاسخ