<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>The Persian Thunderbolts &#187; پرهام سعیدی</title>
	<atom:link href="http://persiantbolts.com/tag/%d9%be%d8%b1%d9%87%d8%a7%d9%85-%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://persiantbolts.com</link>
	<description>گروه آذرخش پارسی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 27 Apr 2025 05:19:33 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=4.2.38</generator>
	<item>
		<title>برخوردهای کاتوره‌ای</title>
		<link>http://persiantbolts.com/turbulent/</link>
		<comments>http://persiantbolts.com/turbulent/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 02 Apr 2021 23:37:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[مدیریت]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[اخترفیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[الکترومغناطیس]]></category>
		<category><![CDATA[بیرکلند]]></category>
		<category><![CDATA[پرهام سعیدی]]></category>
		<category><![CDATA[تاج خورشید]]></category>
		<category><![CDATA[جریان بیرکلند]]></category>
		<category><![CDATA[خورشید]]></category>
		<category><![CDATA[دونالد اسکات]]></category>
		<category><![CDATA[فام سپهر]]></category>
		<category><![CDATA[فیزیک خورشید]]></category>
		<category><![CDATA[مدل الکتریکی]]></category>
		<category><![CDATA[مگنتوهیدرودینامیک]]></category>
		<category><![CDATA[منظومه شمسی]]></category>
		<category><![CDATA[میدان الکترومغناطیسی]]></category>
		<category><![CDATA[میدان مغناطیسی]]></category>
		<category><![CDATA[نورکره]]></category>
		<category><![CDATA[والاس تورنهیل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://persiantbolts.com/?p=1608</guid>
		<description><![CDATA[توضیح عکس: مدلی بر پایه مگنتوهیدرودینامیک از ساختار رشته‌ای در نزدیکی سطح خورشید. حق تصویر: رابرت استین، دانشگاه ایالت میشیگان؛ تیم سندستورم، NASA/Ames آیا جریانات انتقالی و خطوط مرتعش میدان‌های مغناطیسی پدیده‌های پویای( دینامیک) رصد شده بر خورشید را می‌سازند؟ در مدل الکتریکی ستارگان، خورشید یک الکترود مثبت در یک مدار است، در حالی که الکترود...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;">توضیح عکس: مدلی بر پایه مگنتوهیدرودینامیک از ساختار رشته‌ای در نزدیکی سطح خورشید. حق تصویر: رابرت استین، دانشگاه ایالت میشیگان؛ تیم سندستورم، NASA/Ames</p>
<p><strong>آیا جریانات انتقالی و خطوط مرتعش میدان‌های مغناطیسی پدیده‌های پویای( دینامیک) رصد شده بر خورشید را می‌سازند؟</strong></p>
<p>در مدل الکتریکی ستارگان، خورشید یک الکترود مثبت در یک مدار است، در حالی که الکترود منفی در جایی بسیار دورتر از مدار سیارات قرار دارد. این &#8220;کاتد مجازی&#8221; با نام هلیوپاز( Heliopause -لبه ی خارجی هلیوسفر) شناخته می‌شود.</p>
<p>همانطورکه مدل الکتریکی شرح می‌دهد، لکه‌های خورشیدی، زبانه‌ها، گرم شدن تاج، و همه‌ی فعالیت‌های خورشیدی دیگر به احتمال زیاد نتیجه‌ی نوسانات الکتریکی از کهکشان ماست. رشته‌های جریان بیرکلند، به آرامی از میان منظومه شمسی حرکت می‌کنند و مدار الکتریکی که به خورشید نیرو می‌دهد را پر از انرژی می‌کند. بار الکتریکی که به بیرون از خورشید جریان دارد، با بار مخالفی که به داخل خورشید در جریان است، تعادل دارد، گویا دگرگونیهای دمایی خورشید نشانگر قطبهای میدان مغناطیسی و یا شدت میدان اکتریکی آن است. اگر خورشید با بقیه‌ی کهکشان توسط &#8220;خطوط انتقال&#8221; جریان‌های بیرکلند در ارتباط باشد، پس با توجه به تفاسیر معمولی ویژگی‌های گیج کننده‌ای دارد که به احتمال زیاد نوسانات در جریانی که از مولد الکتریکی راه کهکشان می‌رسد را اثبات می‌کند.</p>
<div style="width: 1459px" class="wp-caption aligncenter"><img class="" src="https://www.aanda.org/images/stories/PressRelease/2013/21713/201321713_fig1.gif" alt="" width="1449" height="972" /><p class="wp-caption-text">رشته جریان‌های بیرکلد در خورشید</p></div>
<p>به گفته‎ مدل همجوشی در دمای بالای خورشید، هیدروژن توسط نیروی بسیار زیادی در هسته‌ی فوق چگال خود، خرد و به هلیوم تبدیل شده و مقدار بسیار زیادی انرژی آزاد می‌کند. تصور می‌شود دما در هسته به ۱۵ میلیون درجه سلسیوس وفشاری بالغ بر ۳۴۰ میلیارد اتمسفر برسد. مثالی متداول برای نشان دادن چنین فرایندی این است که فرض کنیم میلیون‌ها بمب هیدروژنی در مکانی محدود همزمان منفجر شوند، گفته می‌شود هر ثانیه ۷۰۰ میلیون تن هیدروژن به هلیوم تبدیل می‌شود.</p>
<p>سطح خورشید همان نورکره شناخته می‌شود. بالای این لایه‌ی سطحی، فام‌سپهر(کرونوسفر) قرار دارد، و بالای آن تاج خورشید است، که بخش عمده‌ی خورشیدی که می‌بینیم محسوب می‌شود. نورکره دمای میانگینی در حدود ۶۰۰۰ درجه سلسیوس دارد، در حالی که تاج خورشیدی می‌تواند دمایی تا ۲ میلیون درجه سلسیوس داشته باشد! این مسئله یکی از بزرگترین راز‌هاییست که تحقیقات زیادی را به خود اختصاص داده است. چگونه است که داغ‌ترین منطقه‌ی خورشید در ارتفاع ۴۰۰۰ کیلومتری شروع شده و تا میلیون‌های کیلومتر دورتر از سطح آن ادامه دارد، آن هم بدون هیچ افت دمایی؟</p>
<p>ایده‌های زیادی برای تشریح شیب تند افزایش دما پیشنهاد شده است. برخی از گروه‌های محققان به این نتیجه رسیدند که به دلیل &#8220;بازچینی خطوط میدان مغناطیسی&#8221; افزایش دما رخ می‌دهد، و به صورت &#8220;باز اتصالی مغناطیسی&#8221; شناخته می‌شود. هردو رصدخانه‌ی فضایی &#8220;سوهو&#8221; و &#8220;تریس&#8221; تغییرات کوچک و سریع مناطق مغناطیسی در سطح خورشید را شناسایی کردند.</p>
<p>پیشنهاد شده است که احتمالا این &#8220;بازاتصالی&#8221; در نوسان میدان‌ها همواره تاج خورشیدی را گرم می‌کند. مشکل این نظریه این است که هیچ کس تا به حال &#8220;بازاتصالی&#8221; خطوط میدان‌های مغناطیسی را رصد نکرده است. چانچه نظریه ی جهان الکتریکی و طرفدار این مدل <a href="http://www.thunderbolts.info/thunderblogs/archives/descott08/021608_reinventing_the_wheel.htm">پروفسور دونالد اسکات</a> نیز بارها تأکید کرده است، &#8220;هیچ کسی هم رصد نخواهد کرد&#8221;.</p>
<p>یک توضیح بالقوه دیگر برای تابش حرارتی تاج خورشیدی این است که انتقال گرما در سطح خورشید خطوط میدان‌های مغناطیسی را به نوسان در می‌آورد. در حالی که خطوط میدان مغناطیسی بالا و پایین می‌روند، امواج همراه آن‌ها حرکت می‌کنند، سرانجام به سمت خارج به طرف تاج رفته، به جایی که (احتمالا) انرژی جنبشی کافی آن را گرم می‌کند.</p>
<p>تغییرات معکوس دمای خورشید در نظریه‌ی جهان الکتریکی توجیه می‌شود،چراکه با یک تخلیه الکتریکی در منطقه زد-پینچ رشته‌های جریان بیرکلند مطابقت دارد. خورشید یک قوس الکتریکی بسیار بزرگ است، نه یک توپ بزرگ از گاز هیدروژن. بنابراین، انرژی خورشید از بیرون به داخل متمرکز می‌شود، نه آن‌که از درون به خارج برود.</p>
<p><a href="https://www.holoscience.com/wp/twinkle-twinkle-electric-star/">وال تورنهیل</a>، از مدافعان جهان الکتریکی، نوشته است: &#8220;فام‌سپهر یک میدان الکتریکی قدرتمند دارد اما در مسیر منظومه شمسی صفر نمی‌شود. وقتی پروتون‌ها در شیب فام‌سپهری شتاب‌شان کم می‌شود &#8220;برخورد‌های کاتوره‌ای&#8221; روی می‌دهد که تاج خورشیدی را تا میلیون‌ها درجه گرم می‌کند. شیب کوچک و نسبتاً ثابت ولتاژ شتاب‌دار فراتر از تاج، مسئول شتاب گرفتن بادهای خورشیدی در فضای دور از خورشید است.&#8221;</p>
<p>مترجم: پرهام سعیدی</p>
<p style="text-align: left;"><a href="https://www.thunderbolts.info/wp/2015/02/18/turbulent-encounters/">Turbulent Encounters</a></p>
<p style="text-align: left;">Translator: Parham Saeedi</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persiantbolts.com/turbulent/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سحابی الکتریکی</title>
		<link>http://persiantbolts.com/%d8%b3%d8%ad%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%aa%d8%b1%db%8c%da%a9%db%8c/</link>
		<comments>http://persiantbolts.com/%d8%b3%d8%ad%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%aa%d8%b1%db%8c%da%a9%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 03 May 2017 19:35:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[مدیریت]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[اخترفیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[بیوساوار]]></category>
		<category><![CDATA[پرهام سعیدی]]></category>
		<category><![CDATA[تپ اختر]]></category>
		<category><![CDATA[تفنگ پلاسما]]></category>
		<category><![CDATA[زد پینچ]]></category>
		<category><![CDATA[ستاره]]></category>
		<category><![CDATA[ستاره نوترونی]]></category>
		<category><![CDATA[سحابی]]></category>
		<category><![CDATA[غلاف پلاسما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://persiantbolts.com/?p=1170</guid>
		<description><![CDATA[تپ‌اخترها بیشتر شبیه مدارهایی نوسان کننده هستند. در چهارم جولای ۱۰۵۴ قبل از میلاد، اخترشناسان چینی یک &#8220;ستاره‌ی مهمان&#8221; نزدیک ستاره‌ی زتا-ثور در صورت فلکی ثور مشاهده کردند. آن‌ها یادداشت کرده‌اند به اندازه‌ای روشن بود که در روز بدرخشد. جان بویس در سال ۱۷۳۱ یک سحابی درخشان در محل گزارش شده دید، در حالی که...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong>تپ‌اخترها بیشتر شبیه مدارهایی نوسان کننده هستند.</strong></p>
<p>در چهارم جولای ۱۰۵۴ قبل از میلاد، اخترشناسان چینی یک &#8220;ستاره‌ی مهمان&#8221; نزدیک ستاره‌ی زتا-ثور در صورت فلکی ثور مشاهده کردند. آن‌ها یادداشت کرده‌اند به اندازه‌ای روشن بود که در روز بدرخشد. جان بویس در سال ۱۷۳۱ یک سحابی درخشان در محل گزارش شده دید، در حالی که چالز مسیه رصد خود را در ۱۷۵۸ ثبت کرد. ویلیام پارسون، ارل سوم راس، با استفاده از تلسکوپ ۷۲ اینچی آینه‌ای ۴ تنی خود که با نام &#8220;لوایتان پارسونتون&#8221; شناخته می‌شود، نوشت که سحابی شبیه چنگال‌های یک خرچنگ است.</p>
<p>دیدگاه جمع بیان می‌کند که این سحابی بازمانده‌ای از یک انفجار ابرنواختری است. آنچه به طور معمول یک تپ‌اختر نامیده می‌شود ابتدا در مرکز سحابی خرچنگ توسط اخترشناسان امواج رادیویی در سال ۱۹۶۸ کشف شد. متعاقباً، فهمیدند که به خوبی یک چشمه‌ی تابش نور مرئی و پرتو ایکس نیز می‌باشد. تپ‌اختر سحابی خرچنگ ۳۰ بار در ثانیه چشمک می‌زند، ستاره‌ی مرکزی باید  ۳۰ بار در ثانیه بچرخد.</p>
<p>در تصویر بالای صفحه، الکترون‌هایی که با انرژی بالا شتاب گرفته‌اند با رنگ آبی نشان داده شده‌اند، و با انرژی کم‌تر با رنگ بنفش. داده‌های ماهواره فرمی بالاترین انرژی الکترون‌ها را در نزدیکی مرکز سحابی ثبت کرده‌است. پرانرژی ترین الکترون‌هایی که تا کنون ثبت شده‌اند.</p>
<p>ستارگان نوترونی قرار است به سوالات مربوط به رفتار غیر عادی تپ‌اخترها پاسخ دهند، مخصوصاً وقتی در یک بازه‌ی زمانی کوتاه نوسان می‌کند، مانند تپ‌اختر سحابی خرچنگ. چنین تصور می‌شود که آن‌ها باقی مانده‌‍‌ای هستند پس از آن که ستارگان لایه‌های بیرونی خود را در انفجارهایی قدرتمند به بیرون پرتاب می‌کنند و یک هسته‌ی ابر چگال برجای می‌گذارند. تمام الکترون‌های برجای مانده از هسته‌ی ستاره توسط گرانش فشرده می‌شوند تا در هسته با پروتون‌ها ترکیب شوند، و ماده‌ای بسیار چگال را تشکیل می‌دهند که یک قاشق چای خوری از آن در زمین میلیاردها تن وزن خواهد داشت.</p>
<p>چنین فرض می‌شود که تپ‌اخترها وقتی شکل می‌گیرند که میدان مغناطیسی ستاره‌ی نوترونی بیش‌تر از ۱۰ به توان ۱۵ گاوس باشد. در مقایسه، میدان مغناطیسی زمین یک و نیم گاوس است. شواهد ستاره‌ی نوترونی غیر مستقیم هستند، با این حال، هیچ‌کدام تا به حال رصد نشده‌اند. چیزی که رصد شده میدان مغناطیسی قدرتمندی است که در کسری از ثانیه می‌تپد. نظریه ستاره‌ی الکتریکی پیشنهاد می‌دهد که ستارگان نوترونی اجسامی خیالی هستند. کیهان شناسی وابسته بر تنها گرانش، به آن نیاز دارد زیرا نیروی ایجاد شده از چرخش میلیاردها میلیون تن به سرعت چرخش دریل باعث می‌شود تا ستاره خود را از هم جدا کند.</p>
<p>یکی از سخت‌ترین مشکلات همراه با ستارگان نوترونی تجاوز آن‌ها از اصل &#8220;جزیره‌ی ثبات&#8221; است. تعداد نوترون‌هایی که بر تعداد پروتون‌های هسته‌ی عناصر غلبه می‌کند یک نسبت تقریباً یک به یک برای عناصر سبک و برای عناصر سنگین‌تر تقریباً یک و نیم به یک را نشان می‌دهد. هر چیزی خارج از این حد، خود به خود رو به زوال می‌رود تا به تعادل برسد. تعداد بسیار اندکی نوترون و اتم، پروتون منتشر می‌کنند تا جایی که تثبیت گردند، یا بلعکس. بنابراین، هسته‌ی اتمی که تنها از نوترون‌ها تشکیل شده است، ناپایدار بوده و بلافاصله از بین می‌رود.</p>
<p>از وقتی که میدان‌های مغناطیسی توسط جریان‌های الکتریکی القاء می‌شوند، باید الکتریسیته در میدان‌های قدرتمند یک تپ‌اختر تولید شود. این &#8220;جریان‌های خورنده&#8221; باید همچنین بخشی از یک مدار باشد، از آن جایی که جریان الکتریکی مداوم باید در یک مدار کامل جاری شود. طرفداران جهان الکتریکی گمان می‌کنند که نوسانات در تپ‌اخترها توسط اثرات تشدید شده در این مدارات پدید آمده است. انتشار ناگهانی انرژی الکتریکی ذخیره شده در یک &#8221; لایه‌ی دوتایی&#8221; مسئول طغیان‌های پر انرژی‌شان است.</p>
<p>در حالی که بارهای الکتریکی در میان ابرهای غباری پلاسما در جریان‌اند، اثر بیو-ساوار رشته‌های خطی را کنار هم قرار می‌دهد، و مناطق فشرده سازی به نام &#8220;زد-پینچ&#8221; یا &#8220;گره‌های بنت&#8221; را شکل می‌دهند. بسته به آن که چه مقدار الکتریسیته در مدار جاری است، جایی که چگالی جریان حداکثر باشد میدان مغناطیسی ستاره به بیشترین حد خود می‌رسد. شبیه‌تر به نظر می‌رسد تپ‌اخترها نمایشگاهی از تجمع عظیمی از الکتریسیته متمرکز توسط اثر یک &#8220;تفنگ پلاسما&#8221; برگزار کرده‌اند.</p>
<p>مواد ابرچگال و چرخش‌های زیاد الزامی نیستند. الکتریسیته‌ی جاری در مدار یک توضیح منسجم برای رفتار تپ‌اخترها فراهم می‌کند که شامل شعله زنی‌های اشعه گاما نیز می‌باشد، و با نظریات الکترومغناطیس مورد قبول نیز مطابق است.</p>
<p>استفان اسمیت</p>
<p>ترجمه: پرهام سعیدی</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;"><a href="https://www.thunderbolts.info/wp/2014/10/01/electronic-nebula/">Electronic Nebula</a> &#8211; Translator: Parham Saeedi</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persiantbolts.com/%d8%b3%d8%ad%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%aa%d8%b1%db%8c%da%a9%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کدام یک اول پدید آمد؟</title>
		<link>http://persiantbolts.com/%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85-%db%8c%da%a9-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d9%be%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%a2%d9%85%d8%af%d8%9f/</link>
		<comments>http://persiantbolts.com/%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85-%db%8c%da%a9-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d9%be%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%a2%d9%85%d8%af%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Feb 2017 20:04:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[مدیریت]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[اخترفیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[CME]]></category>
		<category><![CDATA[اتصال مجدد مغناطیسی]]></category>
		<category><![CDATA[پرهام سعیدی]]></category>
		<category><![CDATA[پروفسور دونالد اسکات]]></category>
		<category><![CDATA[خورشید]]></category>
		<category><![CDATA[خورشید الکتریکی]]></category>
		<category><![CDATA[دونالد اسکات]]></category>
		<category><![CDATA[رشته جریان الکتریکی]]></category>
		<category><![CDATA[میدان الکتریکی]]></category>
		<category><![CDATA[میدان الکتریکی در خورشید]]></category>
		<category><![CDATA[میدان مغناطیسی]]></category>
		<category><![CDATA[میدان مغناطیسی خورشید]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://persiantbolts.com/?p=1028</guid>
		<description><![CDATA[جریان‌های الکتریکی در خورشید میدان‌های مغناطیسی تولید می‌کنند. &#8220;اول مرغ بود یا تخم مرغ؟&#8221; پرسیدن این سوال از گروهی از بچه‌هایی که تا به حال آن از آنان پرسیده نشده بود، خنده را به جمع‌شان می‌آورد. برای بزرگسالان، این باور را تأیید می‌کند که باید با خنده از پرسش‌های بی پاسخ عبور کرد. برای کشاورزی...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong>جریان‌های الکتریکی در خورشید میدان‌های مغناطیسی تولید می‌کنند.</strong></p>
<p>&#8220;اول مرغ بود یا تخم مرغ؟&#8221; پرسیدن این سوال از گروهی از بچه‌هایی که تا به حال آن از آنان پرسیده نشده بود، خنده را به جمع‌شان می‌آورد. برای بزرگسالان، این باور را تأیید می‌کند که باید با خنده از پرسش‌های بی پاسخ عبور کرد. برای کشاورزی که با خرید گروهی از مرغ‌های تخم‌گذار وارد تجارت تخم‌مرغ می‌شود، پاسخ ساده است؛ &#8220;مرغ‌های من اول آمدند، اینگونه بود که صاحب تخم‌مرغ شدم.&#8221;</p>
<p>اخترفیزیک‌دانانی که سعی بر توضیح علت خروج جرم تاج خورشیدی (CME) دارند نیز با چنین معمایی درگیرند: &#8220;کدام یک اول آمد؟ تغییر در جریان الکتریکی، یا تغییر در میدان‌های مغناطیسی منظومه خورشیدی؟&#8221; تا به امروز اشاره‌ای به جریان‌های الکتریکی توسط خورشیدشناسان نشده بود. هیچ تصدیقی بر اینکه جریان‌های الکتریکی برای ایجاد میدان مغناطیسی لازم هستند یا حتی وجود دارند انجام نشد.</p>
<p>در سال ۱۹۰۸ کریستین بیرکلند پیشنهاد داد که علت پدید آمدن شفق‌های قطبی که می‌بینیم، جریان‌های الکتریکی از خورشید است. منجمینی همچون سیدنی چپمن او را به تمسخر گرفتند. وقتی زمان توصیف خروج جرم از تاج خورشید و پدیده‌های مشابه شد، هرچه در طول دهه‌ها شنیدیم، چرخش و گره خوردن میدان‌های مغناطیسی بود. &#8220;خطوط نیروی مغناطیسی&#8221; آن‌ها نزدیک‌هم می‌شوند، مماس می‌شوند، و سپس دور شده و همراه خود ماده حمل می‌کنند. به این فعل و انفعالات، &#8220;اتصال مجدد مغناطیسی&#8221; می‌گویند. خورشیدشناسان هیچ‌گاه نامی از جریان‌های الکتریکی نبردند. با این باور که میدان‌های مغناطیسی همه‌ی کارها را به تنهایی و بدون کمک انجام می‌دهند.</p>
<p>تغییراتی مشاهده می‌شود. یک مقاله با عنوان &#8220;یک مکانیزم رشته شدن جریان برای شکستن خطوط میدان مغناطیسی در هنگام اتصال مجدد&#8221; (۹ ژوئن ۲۰۱۱، جلد ۴۷۴، صفحه ۱۸۷ مجله نیچر) به جریان‌های الکتریکی اشاره می‌کند، اما به عنوان یک تأثیر پدید آمده از حرکات میدان‌های مغناطیسی. نویسندگان شبیه‌سازی ذرات درون سلولی انجام دادند، اما در آزمایشگاه آن را مورد بررسی قرار ندادند. تجربیات در آزمایشگاه‌های واقعی آن‌ها را مجبور می‌کرد برای ایجاد میدان‌های مغناطیسی که می‌خواستند اندازه بگیرند، جریان‌های الکتریکی را لحاظ کنند. آن‌ها نتایج شبیه‌سازی کامپیوتری‌شان را به عنوان حقیقت آزمایش شده گزارش دادند.</p>
<p>مهندسین برق و فیزیک‌‌دانان کلاسیک برای دهه‌هاست که می‌دانند تنها حرکت (جریان) بار‌ الکتریکی باعث ایجاد میدان مغناطیسی می‌شود. جریان الکتریکی تنها دلیل ایجاد میدان مغناطیسی می‌باشد. تغییر در قدرت و جهت جریان‌ها، میدان‌های مغناطیسی را حرکت داده و قدرت‌شان را تغییر می‌دهد. قطع جریان الکتریکی ایجاد کننده‌ی میدان مغناطیسی، انرژی ذخیره شده توسط مغناطیس را آزاد می‌کند.</p>
<p>در خلاصه‌ی مقاله‌ی اشاره شده در بالا، نویسندگان شرح داده اند: &#8220;&#8230; ما به این نتیجه رسیده‌ایم که وقتی لایه‌های جریان که در هنگام اتصال مجدد مغناطیسی بسیار قدرتمند می‌شود، از هم پاشیده شده و به صورت بافته‌هایی پیچیده از رشته‌ها گسترش می‌یابند که نرخ اتصال مجدد را ناگهان افزایش می‌دهد.&#8221;</p>
<p>به صورت وارونه نیز می‌توان گفت. واضح است که تغییرات در جهت و قدرت جریان الکتریکی سببی چیزی هستند که تغییرات مشاهده شده در میدان‌های مغناطیسی را تولید می‌کنند. آیا آن‌ها فکر می‌کنند که میدان‌های مغناطیسی دارای اختیار هستند؟ آیا میدان‌های مغناطیسی به یک‌باره تصمیم می‌گیرند که حرکت کنند و &#8220;اتصال مجدد&#8221; پدید آورند؟ چه چیزی بی‌درنگ جابجایی‌شان را به حالت اولیه باز می‌گرداند؟ دلیل اولیه‌ی پدیده‌ای که رصد می‌شود و &#8220;اتصال مجدد مغناطیسی&#8221; می‌نامیم چیست؟</p>
<p>آن‌ها در مقاله گزارش داده‌اند که تغییرات در میدان‌های مغناطیسی ایجاد رشته‌های جریان الکتریکی می‌کنند. این رشته‌های الکتریکی هستند که میدان‌های مغناطیسی تولید می‌کنند و باعث حرکت آن‌ها می‌شوند. این مقاله اولین کورسویی از امید است که ایده‌ای در اخترفیزیک‌دانان خورشیدی یک بیداری ذهنی ایجاد کند.</p>
<p>در این مرحله، آن‌ها همچنان تخم‌مرغ‌هایشان را قبل از مرغ‌ها دارند. شاید روزی به آن پی‌برده و به راه درست بروند.</p>
<p>تصویر: Pepe Manteca</p>
<p>پروفسور دونالد اسکات</p>
<p>ترجمه: پرهام سعیدی</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;"><a href="https://www.thunderbolts.info/wp/2015/02/27/which-came-first-4/">Which Came First?</a> &#8211; Translator: Parham Saeedi</p>
<p style="text-align: center;">هرگونه کپی برداری با ذکر نام آذرخش پارسی بلامانع است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persiantbolts.com/%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85-%db%8c%da%a9-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d9%be%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%a2%d9%85%d8%af%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ابرهای داغ</title>
		<link>http://persiantbolts.com/%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%ba/</link>
		<comments>http://persiantbolts.com/%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%ba/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 26 Nov 2016 00:29:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[مدیریت]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[اخترفیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[ابرهای داغ]]></category>
		<category><![CDATA[پرهام سعیدی]]></category>
		<category><![CDATA[پلاسما]]></category>
		<category><![CDATA[پلاسمای باردار]]></category>
		<category><![CDATA[تاج خورشیدی]]></category>
		<category><![CDATA[خورشید]]></category>
		<category><![CDATA[خورشید الکتریکی]]></category>
		<category><![CDATA[سحابی]]></category>
		<category><![CDATA[کاهکشان]]></category>
		<category><![CDATA[کهکشان]]></category>
		<category><![CDATA[لایه دوتایی پلاسما]]></category>
		<category><![CDATA[مدل الکتریکی خورشید]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://persiantbolts.com/?p=939</guid>
		<description><![CDATA[منظومه‌ی شمسی در احاطه‌ی پلاسمای باردار است. فرض خورشید الکتریکی، خورشید را به عنوان یک آند درخشان (یا الکترود مثبت) فرض می‌‌کند. کاتد بار مخالف آن نامرئی است، یک &#8220;کاتد مجازی&#8221; به نام هلیوسفر که میلیاردها کیلومتر دورتر از سطح خورشید قرار دارد، جایی که یک &#8220;لایه‌ی دوتایی&#8221; سلول پلاسمای خورشید را از پلاسمای کهکشانی...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong>منظومه‌ی شمسی در احاطه‌ی پلاسمای باردار است.</strong></p>
<p>فرض خورشید الکتریکی، خورشید را به عنوان یک آند درخشان (یا الکترود مثبت) فرض می‌‌کند. کاتد بار مخالف آن نامرئی است، یک &#8220;کاتد مجازی&#8221; به نام هلیوسفر که میلیاردها کیلومتر دورتر از سطح خورشید قرار دارد، جایی که یک &#8220;لایه‌ی دوتایی&#8221; سلول پلاسمای خورشید را از پلاسمای کهکشانی که دور آن را احاطه کرده است جدا می‌کند. پلاسمای کهکشانی به طریق دیگر معتدل میان ستاره‌ای (ISM) نامیده می‌شود.</p>
<p>نیروهای الکتریکی درون لایه‌ی دوتایی با بار مخالف و در بسیار دورتر از سطح خورشید کار می‌کنند، و پدیدها‌ی فعال پلاسمایی را ایجاد می‌کنند که توسط مدارگردهای خورشیدی و همچنین ابزارهای زمینی رصد شده‌اند. اجرام آسمانی از طریق پلاسمای رسانا با یکدیگر در تعامل‌اند و توسط جریان‌هایی به هم متصل هستند، پس تصور می‌شود خورشید نیز به صورت الکتریکی به کهکشان متصل باشد.</p>
<p>خورشید را می‌توان یک جسم باردار ناپایدار الکتریکی فرض کرد که به دنبال توازن با محیط است. گاهی بارهایی که به داخل و بیرون از خورشید در جریانند می‌توانند در یک نقطه افزایش یابند، جایی که تخلیه‌ی الکتریکی پلاسما رها می‌شود و زبانه‌ی خورشیدی نام دارد. اکثر دانشمندان تصور می‌کنند که زبانه‌های خورشیدی و پرتاب مواد تاج خورشیدی (CME) مرتبط با آن، توسط اتصال مجدد حلقه‌های مغناطیسی به یکدیگر و ایجاد اتصال کوتاه به وجود می‌آید. اتصال مجدد مغناطیسی نظریه‌ای با ساختار بسیار ضعیف است، اما تنها توجیه ارائه شده توسط منظومه شناسان است.</p>
<p>تابش حالت تاریک پلاسما همواره از خورشید تابیده می‌شود و در پر انرژی‌ترین حالت با سرعت ۷۰۰ کیلومتر بر ثانیه در منظومه شمسی سفر می‌کند. در کیهان گرانش-غالب، فشار تابشی خورشید توانایی توضیح چگونگی شتاب گرفتن ذرات باردار خورشید پس از گذر از زهره، زمین و دیگر سیارات را ندارد. پیش از اکتشاف بادهای خورشیدی کسی انتظار چنین شتابی را نداشت.</p>
<p>طرفداران جهان الکتریکی فکر می‌کنند توضیح واضحی وجود دارد: میدان‌های الکتریکی در فضا. بارهای الکتریکی منسجم در منظومه شمسی جریان دارند، پس منطقی است که نتیجه بگیریم پلاسمای تاریک خورشیدی تحت تأثیر میدان‌های الکترودینامیکی است. از آنجا که جریان‌هایی که خورشید را به راه کاهکشان متصل می‌کند صدها هزار سال نوری گسترش یافته، انرژی الکتریکی احتمالا توسط جریان‌های مغناطیسی محدود شده‌ی بیرکلند محدود شده است، که نیروی آند خورشیدی را فراهم می‌کند.</p>
<p>شعله زنی <a href="http://www.thunderbolts.info/tpod/2009/arch09/090909polarity.htm">خورشید الکتریکی</a>، تاج داغ، و تمام پدیده‌های خورشیدی دیگر، دلیل تمام آن‌ها واکنش نشان دادن به ورودی الکتریکی از کهکشان‌مان است. رشته‌های جریان بیرکلند که منظومه شمسی را الکتریکی کرده است، نیرویی کم و بیش را به خورشید وارد می‌کند که در نیروی خروجی آن نوساناتی به وجود می‌آورد. حالت قوس الکتریکی، حالت درخشان، و تخلیه الکتریکی حالت تاریک همگی تحت تأثیر بارهای جاری الکتریکی هستند.</p>
<p>این ایده‌ها به احتمال زیاد چیزی هستند که دانشمندان آن را &#8220;حباب داغ محلی&#8221; (LHB) که منظومه شمسی را احاطه کرده است می‌نامند. اخیراً گزارشی منتشر شده است که شرح می‌دهد آشکارسازها مکان یک میدان از &#8221; پلاسمای میان ستاره‌ای چند میلیون درجه‌ای&#8221; را پیدا کرده‌اند که آغاز به تابش پرتو ایکس به &#8220;سرتاسر آسمان&#8221; کرده است.</p>
<p>اخترفیزیکدانان ناسا کشف کرده‌اند که پس زمینه‌ی پرتو ایکس در صفحه‌ی راه کاهکشان بسیار قوی‌تر تابش می‌کند. به گفته‌ی نظریات‌شان، این تابش در منطقه‌ای است که پرتو ایکس باید جذب می‌شد. ماسیمیلیانو گالیاتزی از دانشگاه میامی در کورال گیبس فلوریدا <a href="https://www.nasa.gov/content/goddard/nasa-funded-x-ray-instrument-settles-interstellar-debate/">گفته است</a>: &#8220;این یک اکتشاف قابل توجه است. به طور خاص، وجود داشتن یا وجود نداشتن حباب محلی فهم ما را از محیط کهکشانی نزدیک به خورشید تحت تأثیر قرار می‌دهد، و می‌تواند از این رو، برای پایه‌ی مدل‌های آینده‌ی ساختار کهکشانی مورد استفاده قرار گیرد.&#8221;</p>
<p>نظریه جهان الکتریکی هم اکنون اطلاعاتی را ارائه کرده است که می‌تواند تا حدی ساختار کهکشان‌ها و تأثیرات آن بر منظومه شمسی را توضیح دهد.</p>
<p>ابر میان ستاره‌ای محلی، به شکلی که منجمین باور دارند. حق تصویر: NASA/Goddard/Adler/U. Chicago/Wesleyan</p>
<p>استفان اسمیت</p>
<p>مترجم: پرهام سعیدی</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;"><a href="https://www.thunderbolts.info/wp/2015/02/17/hot-clouds-2">Hot Clouds</a> &#8211; Translator: Parham Saeidi</p>
<p style="text-align: center;">هرگونه کپی برداری و یا استفاده با نام &#8220;بخش فارسی پروژه آذرخش&#8221; آزاد است.</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persiantbolts.com/%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%ba/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پلاسمای داغ یا غبار سرد؟</title>
		<link>http://persiantbolts.com/%d9%be%d9%84%d8%a7%d8%b3%d9%85%d8%a7-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%db%8c%d8%a7-%d8%ba%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%b3%d8%b1%d8%af%d8%9f/</link>
		<comments>http://persiantbolts.com/%d9%be%d9%84%d8%a7%d8%b3%d9%85%d8%a7-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%db%8c%d8%a7-%d8%ba%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%b3%d8%b1%d8%af%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 02 May 2016 22:13:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[مدیریت]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[اخترفیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[Birkland Currents]]></category>
		<category><![CDATA[Dust]]></category>
		<category><![CDATA[Eagle Nebula]]></category>
		<category><![CDATA[Electric Universe]]></category>
		<category><![CDATA[electromagnetism]]></category>
		<category><![CDATA[fusion]]></category>
		<category><![CDATA[infrared]]></category>
		<category><![CDATA[Nebula]]></category>
		<category><![CDATA[Parham Saeedi]]></category>
		<category><![CDATA[Plasma]]></category>
		<category><![CDATA[Plasma Tunnel]]></category>
		<category><![CDATA[Stephan Smith]]></category>
		<category><![CDATA[بیرکلند]]></category>
		<category><![CDATA[پرهام سعیدی]]></category>
		<category><![CDATA[پلاسما]]></category>
		<category><![CDATA[تنگش]]></category>
		<category><![CDATA[تونل پلاسما]]></category>
		<category><![CDATA[جریان بیرکلند]]></category>
		<category><![CDATA[جهان الکتریکی]]></category>
		<category><![CDATA[ستاره]]></category>
		<category><![CDATA[سحابی]]></category>
		<category><![CDATA[سحابی عقاب]]></category>
		<category><![CDATA[سحابی نشری]]></category>
		<category><![CDATA[غبار]]></category>
		<category><![CDATA[غلاف الکتریکی]]></category>
		<category><![CDATA[فروسرخ]]></category>
		<category><![CDATA[کهکشان]]></category>
		<category><![CDATA[نیروهای الکترومغناطیس]]></category>
		<category><![CDATA[همجوشی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://persiantbolts.com/?p=674</guid>
		<description><![CDATA[رشته‌هایی پیچ خورده از جریان‌های الکتریکی در فضا به عنوان جایگزینی برای ابرهایی از غبار و گاز بسیار سرد پیشنهاد شده‌اند. در تصویر فروسرخ بالای صفحه، دمای نزدیک به صفر مطلق در رنگ آمیزی مصنوعی آبی نشان داده شده است. سحابی عقاب به عنوان یک &#8220;مهد ستاره&#8221; بسیار فعال در صورت فلکی مار، حدود ۷۰۰۰...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong>رشته‌هایی پیچ خورده از جریان‌های الکتریکی در فضا به عنوان جایگزینی برای ابرهایی از غبار و گاز بسیار سرد پیشنهاد شده‌اند.</strong></p>
<p>در تصویر فروسرخ بالای صفحه، دمای نزدیک به صفر مطلق در رنگ آمیزی مصنوعی آبی نشان داده شده است. سحابی عقاب به عنوان یک &#8220;مهد ستاره&#8221; بسیار فعال در صورت فلکی مار، حدود ۷۰۰۰ سال نوری با ما فاصله دارد. این سحابی یک ابر چند طیفی گازی مخلوط با ذرات غبار میکروسکوپی است.</p>
<p>تصور عموم این است که غبار سرد یک جزء الزامی برای متراکم شدن سحابی‌ها در تشکیل ستارگان می‌باشد. وقتی گاز و غبار برای تشکیل یک ستاره‌ی جدید شروع به متراکم شدن می‌کنند، طبیعی است که گرم شوند و انرژی تابش کنند. طبق گفته‌های این نظریه، فشاری به بیرون ایجاد می‌شود که در مقابل نیروی جاذبه‌ی رو به داخل مقاومت می‌کند. اگر فشار بیرونی بر نیروی جاذبه ی داخلی غلبه کند، اتم‌های گاز برای انجام همجوشی هسته‌ای به اندازه‌ی کافی متراکم نمی‌شوند. با این حال اگر غبار درون سحابی به اندازه کافی سرد باشد، گرمای ایجاد شده در تراکم گرانشی می‌تواند به تابش آن منجر شود، بنابراین یک ستاره‌ی جدید مشتعل خواهد شد.</p>
<p>از سوی دیگر وقتی نظریه جهان الکتریکی در نظر گرفته شود،متوجه می شویم که، سحابی سرد حتی با دمایی نزدیک به صفر مطلق خود گواهی بر فعالیت‌های الکتریکی است. تقارن دو قطبی نوع معمولی، از سحابی‌ها است؛ که بیشتر آن‌ها نیز به قدر کافی برای تابش نور از خود، چگال‌اند.چراکه در برخی مناطق بسیار داغ هستند. اما مرکز سحابی عقاب سرد است: اندازه‌گیری‌های رادیویی نشان داده است که دمای اطراف قسمت داخلی این ابر غباری تنها یک درجه بالای صفر مطلق است. قسمت مرکزی سحابی تنها به علت بازتابش نور ستارگان توسط ذرات غبار قابل مشاهده است.</p>
<p>جریان‌های بیرکلند که نام آن را کریستین بیرکلند که در اواخر قرن ۱۹ می‌زیست برگرفته اند، به ساختار رشته‌ای از &#8220;انگشتان&#8221; و چگونگی وجود رشته‌ها به صورت مارپیچی به‌دور ستارگان مرکزی اشاره می‌کند. این جریان‌ها تونل‌هایی از پلاسما را شکل می‌دهند که می‌توانند نیروی الکتریکی را در سراسر کهکشان انتقال دهند. گاهی نیروهای الکترومغناطیسی این جریان‌ها را به اندازه‌های کوچک و کوچک‌تری باریک می‌کند. پلاسما در این پدیده محدود شده و در مرکز این باریک شدگی خرد می شود و تراکم جریان افزایش می‌یابد تا زمانی که در نقطه‌ای معروف به &#8220;زد-پینچ&#8221; یک ستاره ایجاد کند. گاهی پلاسمایی که ستاره را محاصره کرده است می‌تواند به عنوان &#8220;سحابی نشری&#8221; تابش داشته باشد، اما در برخی موارد با توجه به ظرفیت و چگالی، پلاسمای احاطه شده می‌تواند سرد شود، همان‌طور که در سحابی عقاب اتفاق افتاده و تنها در امواج فروسرخ قابل مشاهده است.</p>
<p>ستاره‌شناسان نمی‌دانند چگونه ستارگان از ابرهایی از گاز و غبار به بیرون پرتاب شده و سرانجام همچون دیگر ستارگان می شوند، چرا که ستارگان از گاز و غبار تشکیل نشده‌اند. یک ستاره نقطه‌ی متمرکز شده‌ی جریان بیرکلند است، که مداراتی روان به دور کهکشان شکل می‌دهند.پینچهای( باریک شدگیهای) الکترومغناطیسی با فشرده کردن پلاسما ستارگان و همچنین جریان‌هایی دوناتی شکل به دور استوای ستاره را شکل می‌دهند. چگالی جریان باعث می‌شود، پلاسمای درون حلقه تابش کند. توصیفات جهان الکتریکی به این شکل است که وقتی به یک سحابی می‌نگریم، به یک ساختار پلاسمایی نگاه می‌کنیم، که رفتاری مطابق قوانین تخلیه الکتریکی و مدارات دارند.</p>
<p>ستاره‌ی درخشنده‌ی جدید سحابی جبار، در عوض کنش های مکانیکی و گاز سرد،طی زیاد شدن جریان‌های الکتریکی تشکیل شده است. نیاز نیست با سپری از جنس غبار سرد از گرم شدن ستارگان جوان ممانعت کنیم. غلافهای الکتریکی دور یک ستاره جدید، ورودیی از جریان‌های الکتریکی کهکشانی دریافت می‌کنند که با آنها در تعاملند که در نهایت به حالت تخلیه &#8220;تابشی&#8221; بروز می کنند. گرانش نقش بسیار کوچکی در روند تشکیل ستارگان دارد.</p>
<p>استفان اسمیت</p>
<p>مترجم: پرهام سعیدی</p>
<p>&nbsp;</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;"><a href="https://www.thunderbolts.info/wp/2015/08/12/hot-plasma-or-cold-dust-2/">Hot Plasma or Cold Dust?</a></p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;">Stephan Smith</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;">Translator: : Parham Saeedi</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persiantbolts.com/%d9%be%d9%84%d8%a7%d8%b3%d9%85%d8%a7-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%db%8c%d8%a7-%d8%ba%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%b3%d8%b1%d8%af%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
