<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>The Persian Thunderbolts &#187; مدل الکتریکی</title>
	<atom:link href="http://persiantbolts.com/tag/%d9%85%d8%af%d9%84-%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%aa%d8%b1%db%8c%da%a9%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://persiantbolts.com</link>
	<description>گروه آذرخش پارسی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 27 Apr 2025 05:19:33 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=4.2.38</generator>
	<item>
		<title>قسمت دوم: جهان الکتریکی</title>
		<link>http://persiantbolts.com/2eu/</link>
		<comments>http://persiantbolts.com/2eu/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 17 Jul 2021 19:50:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[مدیریت]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[کیهان شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[مدل الکتریکی در نگاه اجمالی]]></category>
		<category><![CDATA[نگاه اجمالی به مدل الکتریکی]]></category>
		<category><![CDATA[آیو]]></category>
		<category><![CDATA[پلاسما]]></category>
		<category><![CDATA[جهان الکتریکی]]></category>
		<category><![CDATA[خورشید]]></category>
		<category><![CDATA[شادی طهماسبی]]></category>
		<category><![CDATA[فیزیک پلاسما]]></category>
		<category><![CDATA[کیهان‌شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[مدل الکتریکی]]></category>
		<category><![CDATA[مدل جهان الکتریکی]]></category>
		<category><![CDATA[مشتری]]></category>
		<category><![CDATA[والاس تورنهیل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://persiantbolts.com/?p=1748</guid>
		<description><![CDATA[مدل جهان الکتریکی تصویر بزرگ منسجمی از جایگاه ما در هستی است که رشته‌های بسیاری را به یکدیگر مرتبط می‌سازد. این مدل الگوهای مکرر الکتریکی در مقیاس‌های مختلف را طوری برجسته می‌نماید که تجربیات آزمایشگاهی را قادر می‌سازد پدیده‌های عجیب و پر انرژی دیده شده دراعماق فضا، مانند پدیده‌های روی خورشید و آیو، قمر مشتری...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>مدل جهان الکتریکی تصویر بزرگ منسجمی از جایگاه ما در هستی است که رشته‌های بسیاری را به یکدیگر مرتبط می‌سازد. این مدل الگوهای مکرر الکتریکی در مقیاس‌های مختلف را طوری برجسته می‌نماید که تجربیات آزمایشگاهی را قادر می‌سازد پدیده‌های عجیب و پر انرژی دیده شده دراعماق فضا، مانند پدیده‌های روی خورشید و آیو، قمر مشتری را توضیح بدهند. مدل جهان الکتریکی بیش‌تر بر روی تجربیات کارمیکند و از مشاهدات انجام شده بیشتر از مشاهدات پیش‌بینی شده در آینده که منشا آن‌ها نظریه‌های ایده‌آل است، استفاده می‌نماید. این مدل، جواب‌های ساده‌ای را برای مشکلاتی که لباس متافیزیکی و عرفانی به آن‌ها پوشانده شده را ارائه می‌دهد و بیش‌تر از مدل‌های کیهان شناسی سابق خاصیت میان رشته‌ای دارد و اطلاعات مفید ارائه می‌دهد. همچنین به احتمالات عملی فراتر از محدودیت‌های تعیین شده توسط علم کنونی تاکید می‌کند.</p>
<p>مدل جهان الکتریکی در رویکرد وسیع میان رشته‌ای رشد یافته است .این مدل در دانشگاه‌ها تدریس نمی‌شود و بر پایه مشاهدات و تجربیات آزمایشگاهی بیش‌تر از نظریه‌های انتزاعی استوار می‌باشد و ارتباط بین رشته‌های مختلف را به رسمیت می‌شناسد. نتیجه‌ای که استنتاج می‌شود این است که نیاز حیاتی در درک جهان هستی کاملا به ماهیت اساسی الکتریکی اتم‌ها و اثر متقابل آن‌ها بستگی دارد. به طرز عجیبی این مورد در کیهان‌شناسی متعارفی که نیروی مغناطیسی ضعیف و نیروی بی‌نهایت ضعیف‌تر گرانش نقش بازی می‌کنند، در نظر گرفته نمی‌شود. این ساده‌سازی ممکن است برای فیزیک نظری مبتنی بر خاصیت الکتریکی خنثی مواد در آزمایشگاه‌های زمینی مناسب باشد و برای فضا، جایی که پلاسما غالب است، پاسخگو نیست.</p>
<p>پلاسما بعد از جامد،مایع و گاز،حالت چهارم ماده نامیده شده است. بیشتر مواد موجود در جهان در حالت پلاسما قرار دارند. پلاسما زمانی شکل میگیرد که در یک گاز، الکترون‌ها از اتم‌های میزبان خود خارج شده و اتم‌هایی با بار مثبت باقی گذارند. الکترون‌ها با بار منفی و یون های مثبت می‌توانند جداگانه و آزاد در اثر ولتاژ اعمالی و یا میدان مغناطیسی حرکت کنند. حرکت خالص آنها یک جریان الکتریکی را ایجاد می‌نماید. بنابراین یکی از خاصیت‌های مهم پلاسما این است که می‌تواند جریان الکتریکی را هدایت نماید و اینکار با تشکیل رشته‌هایی در امتداد میدان مغناطیسی میسر می‌شود. الگوهای رشته‌ای در همه جای جهان هستی حاضر هستند و یافت می‌شوند.<br />
والاس تورنهیل<br />
مترجم: شادی طهماسبی</p>
<p style="text-align: left;"><a href="https://www.holoscience.com/wp/synopsis/synopsis-02-the-electric-universe/">Synopsis 2 &#8211; The Electric Universe<br />
</a>Translator: Shadi Tahmasebi</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persiantbolts.com/2eu/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>قسمت اول: مقدمه</title>
		<link>http://persiantbolts.com/preface/</link>
		<comments>http://persiantbolts.com/preface/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 16 Jul 2021 21:39:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[مدیریت]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[قسمت اول: مقدمه]]></category>
		<category><![CDATA[کیهان شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[مدل الکتریکی در نگاه اجمالی]]></category>
		<category><![CDATA[نگاه اجمالی به مدل الکتریکی]]></category>
		<category><![CDATA[بردیا قبادی]]></category>
		<category><![CDATA[تورنهیل]]></category>
		<category><![CDATA[دیوید تالبوت]]></category>
		<category><![CDATA[غزاله طهماسبی]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه علم]]></category>
		<category><![CDATA[فیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[کیهان‌شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[لاوکرفت]]></category>
		<category><![CDATA[مدل الکتریکی]]></category>
		<category><![CDATA[والاس تورنهیل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://persiantbolts.com/?p=1684</guid>
		<description><![CDATA[قابل ستایش ترین چیز در دنیا &#8230; ناتوانی ذهن انسان در تطبیق همه محتویات آن است. علومی که هر کدام با پافشاری در مسیر خود، تاکنون آسیب کمی به ما رسانده‌اند. اما یک روز تکه‌های پراکنده شده علم گرد هم آمده و چشم‌اندازی ترسناک از واقعیت را برملا خواهند کرد&#8230; که ما یا باید ازاین...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>قابل ستایش ترین چیز در دنیا &#8230; ناتوانی ذهن انسان در تطبیق همه محتویات آن است. علومی که هر کدام با پافشاری در مسیر خود، تاکنون آسیب کمی به ما رسانده‌اند. اما یک روز تکه‌های پراکنده شده علم گرد هم آمده و چشم‌اندازی ترسناک از واقعیت را برملا خواهند کرد&#8230; که ما یا باید ازاین الهام دیوانه شویم و یا از این نور مهلک به سوی صلح و امنیت عصر جدید تاریکی پناه ببریم. (لاوکرفت) در یک تحقیق گسترده میان رشته‌ای در یک تحقیق گسترده میان رشته‌ای مانند این، ارتباطات خود نیز میتواند مجادله برانگیز باشد. به طور معمول، بزرگترین مشکلات در ارتباطات زمانی اتفاق خواهد افتاد که یک نفر سوالی را می‌پرسد در صورتی که خودش جواب درست آن را می‌داند. در مورد مبانی اساسی، اعتماد به نفس در پشت ایده های تثبیت شده می‌تواند آن‌قدر بالا باشد که خود بحث، کاملا بی معنی به نظر برسد. این مشکل با جزئی شدن فرآیند توسط اطلاعات جمع آوری و ارزیابی شده، تشدید می‌شود. تخصص تحقیق خردمندانه زمانی ریسک‌های مشخصی را به همراه دارد که فرضیات درون یک زمینه علمی به فرضیات اولیه سایر زمینه های علمی بستگی داشته باشد. هیچ‌کس نمی تواند در تمام امور متخصص باشد، و هنگامی که ملاحظه می‌شود خارج از تخصص شخصی است، طبیعی است که آن را به آنچه متخصصان در دیگر مطالعات ادعا می‌کنند ارجاع داد. اما این چه عواقبی دارد وقتی فرض های نظری، اگرچه به عنوان واقعیت فرض می شوند، اما نمی توان آنها را به عنوان زمینه های جدید اطلاعاتی متقاعدکننده به حساب آورد؟ امروزه با توجه به مجزا شدن و جدایی شدید علوم از هم، دشوار به نظر میرسد که مثل گذشته ارتباط بین علوم برقرار شود ولی می‌توان احتمال داد که &#8220;روزی&#8221; بوسیله ی یک مکانیسم جدید این پیش‌بینی لاوکرفت و یکپارچگی لازم را ایجاد کنیم – یکی از این مکانیسم‌ها، مدل الکتریکی می باشد که توجهی که لایق آن است را به‌ دست آورده و شامل تمامی شواهد و مدارک موجود می‌باشد. برای برخی ممکن است این چشم‌اندازها به همان اندازه‌ای که لاوکرفت تصور می‌کند نگران کننده باشد. اما برای کسانی که به طور غریزی به دنبال اصول وحدت بخش هستند، افق‌های جدید به یکباره امیدوارکننده و نفس‌گیر خواهند بود. این مقدمه برای مشاهده جهان فیزیکی دید عمیق جدیدی، از ذرات زیر اتمی گرفته تا قلمروهای ناشناخته کهکشانی قبل از تلسکوپ هابل را نشان خواهد داد. جهان الکتریکی در واقع یک پاسخ جامع برای نزدیک‌بینی است که این تیزبینی به طور طبیعی تکه‌های مجزای دانش و یادگیری را شامل می‌شود. برای کسانی که با شجاعت حقایق موجود را می‌بینند و طلب ناشناخته‌ها را دارند این موضوع هیچ ضرری به همراه ندارد. وحشتی که لاوکرفت تصور می کرد وقتی است که ایده‌ها مدت‌ها است مسلم و بدیهی تلقی می‌شوند و با حقایق و استدلال‌های ساده‌ای که قبلاً نادیده گرفته شده‌اند زیر سوال می‌روند و این تنها اولین هجوم عدم قطعیت است. &#8220;چیدمان دوباره دانش تفکیک شده&#8221; فقط نیاز به مقابله با تناقضات عمیق در مواردی را دارد که مدت‌ها است کارشناسان ادعا می کنند می‌دانند. با شجاعت به وضوح ببینید که ماجراجویی خود می تواند به خوبی زیباترین چیز در جهان باشد، که بینش‌های جدیدی را به بزرگ‌ترین درام تاریخ بشر اولیه و چشم‌انداز حیاتی را به موقعیت بشر درجهان هستی می‌افزاید. لاوکرافت متوجه این مناظر وحشتناک نیست ولی می‌داند که آن‌چه از این در باز شده دیده می‌شود، سرابی بیش نیست. حقیقت همیشه یکپارچه است و تنها کسانی که از ابتدا به دنبال حقیقت هستند می‌توانند آن را پیدا کنند. همانطور که عبور ما از این در نه آنکه نشان از ترس نیست، بلکه نشان از نشاط و هیجان ما برای کشف است. وال تورنهیل/ دیوید تالبوت ‌<br />
مترجم: بردیا قبادی<br />
ویراش: غزاله طهماسبی</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;"><a href="https://www.holoscience.com/wp/synopsis/">Synopsis: Preface</a><br />
Translator: Bardia Ghobadi<br />
Editor: Ghazaleh Tahmasebi</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persiantbolts.com/preface/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پاسخ والاس تورنهیل به انتقادات اریک لرنر</title>
		<link>http://persiantbolts.com/thornhillrep/</link>
		<comments>http://persiantbolts.com/thornhillrep/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 11 Apr 2021 03:06:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[مدیریت]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[اطلاعیه ها]]></category>
		<category><![CDATA[SAFIRE]]></category>
		<category><![CDATA[آذرخش پارسی]]></category>
		<category><![CDATA[آرپ]]></category>
		<category><![CDATA[آزمایش سفایر]]></category>
		<category><![CDATA[اخترفیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[اریک لرنر]]></category>
		<category><![CDATA[بیگ بنگ]]></category>
		<category><![CDATA[پروژه آذرخش]]></category>
		<category><![CDATA[پروژه سفایر]]></category>
		<category><![CDATA[پلاسما]]></category>
		<category><![CDATA[جهان الکتریک]]></category>
		<category><![CDATA[جهان الکتریکی]]></category>
		<category><![CDATA[جهان‌الکتریک]]></category>
		<category><![CDATA[ریاضی]]></category>
		<category><![CDATA[ستاره]]></category>
		<category><![CDATA[سفایر]]></category>
		<category><![CDATA[غزاله طهماسبی]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه طبیعی]]></category>
		<category><![CDATA[کیهان الکتریکی]]></category>
		<category><![CDATA[کیهان شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[کیهان شناسی پلاسما]]></category>
		<category><![CDATA[کیهان‌شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[مدل الکتریکی]]></category>
		<category><![CDATA[هالتون آرپ]]></category>
		<category><![CDATA[همجوشی]]></category>
		<category><![CDATA[همجوشی هسته ای]]></category>
		<category><![CDATA[والاس تورنهیل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://persiantbolts.com/?p=1613</guid>
		<description><![CDATA[والاس تورنهیل از موسسین پروژه آذرخش و در حال حاضر نائب رئیس آن می‌باشد، وی دانش‌آموخته تحصیلات تکمیلی فیزیک و الکترونیک از دانشگاه کانبرای استرالیا است، زمینه پژوهشی وی درباره نقش الکترومغناطیس و پلاسما در اخترفیزیک و همچنین درباره جریان‌شناسی مدل‌های علمی در فلسفه علم است، تورنهیل عضو پیوسته انجمن IEEE است و مقالات متعددی...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>والاس تورنهیل از موسسین پروژه آذرخش و در حال حاضر نائب رئیس آن می‌باشد، وی دانش‌آموخته تحصیلات تکمیلی فیزیک و الکترونیک از دانشگاه کانبرای استرالیا است، زمینه پژوهشی وی درباره نقش الکترومغناطیس و پلاسما در اخترفیزیک و همچنین درباره جریان‌شناسی مدل‌های علمی در فلسفه علم است، تورنهیل عضو پیوسته انجمن IEEE است و مقالات متعددی در زمینه پلاسما اخترفیزیک و علوم سیاره‌ای در ژورنال های IEEE به چاپ رسانده است، لازم به ذکر است تورنهیل دارنده مدال طلای آکادمی علوم Telesio-Galilei و همچنین به دلیل تحقیقاتش در فلسفه طبیعی برنده جایزه فلسفه علم NPA Sagnac در دانشگاه مریلند امریکا می‌باشد.</p>
<p>تورنهیل از اصلی‌ترین تئوریسین‌های مدل الکتریکی کیهان به شمار می‌رود و پس از انتقادات اریک لرنر نسبت به مدل الکتریکی به وی پاسخ داد و از ما درخواست کرد تا این جوابیه به زبان فارسی منتشر شود، اگر مایلید که انتقادات اریک لرنر نسبت به مدل الکتریکی را بخوانید و با اریک لرنر بیش‌تر آشنا شوید، <a href="http://persiantbolts.com/eucrisis/">کلیک کنید.</a></p>
<p>در انتها نتیجه این مباحثه که گروه آذرخش پارسی نقش میانجی آن را ایفا کرد برای شما نیز اعلام می‌کنیم:</p>
<p><strong>اریک لرنر:</strong> رویکرد جهان الکتریکی مورد بسط شده از کیهان شناسی پلاسما نیست.</p>
<p><strong>پاسخ:</strong> اریک درست می گوید. جهان الکتریکی صرفاً بسط کیهان شناسی پلاسما نیست زیرا موانع تصنعی ناشی از خاص‌گرایی را در آموزش و تحقیقات مدرن را در هم می‌شکند، این امری است که برای یک قرن از پیشرفت‌های عمده علمی جلوگیری کرده است. جهان الکتریکی بر اساس کلیه علوم پایه و علوم انسانی ساخته شده است تا برای اولین بار چشم‌انداز بشر را به مکان و تاریخ خود در جهان برساند. همه خاص‌گرایی‌ها با دید تونلی (یک نوع بیماری چشمی) محدود شده‌اند– این مثل آن است که از سمت اشتباه بخواهید از تلسکوپ استفاده کنید. کیهان‌شناسان پلاسما خود توسط متخصصان فیزیک خورشید استاندارد که ما را به باور همجوشی هسته‌ای گمراه می‌کنند، گمراه شده‌اند، و فیزیک‌دانان خورشید نیز خود توسط فیزیک‌دانان ذرات گمراه شده اند، برخی از آن‌ها اخیراً صداقت داشتند که اعلام کنند مدل استاندارد ذرات در بحران است.</p>
<p>واقع بینانه نیست که متخصص باشید و در کیهان‌شناسی موفق شوید. کیهان‌شناسی به عنوان &#8220;ملکه علوم&#8221; باید در همه علوم و علوم انسانی به کار برده شود که کیهان‌شناسی مدرن تلاشی برای انجام آن نمی کند. کبهان‌شناسی فعلی یک گمانه زنی نظری کاملاً ریاضی است که بر پایه باورهای مسیحی بنا شده است. این یک دین خلقت گرای مدرن است که لباس عرفان ریاضی بر تن دارد. فقط تعداد معدودی از دانشمندان واقعی در یک زمان وجود داشته‌اند. یکی از آنها هالتون آرپ بود. وی نوشت: &#8220;علم به یک دین تبدیل شده است!&#8230; گرچه ممکن است دین برخی از اصطلاحات اصیل علم را قرض گرفته باشد، مهمتر از همه، علم روش‌های دین را در پیش گرفته است. این بدترین حالت دو جهان است.&#8221; —(هالتون آرپ ، علم به چه چیزی رسیده است؟ ، مجله Scientific Exploration ، جلد. ۱۴ ، شماره ۳ ، ۲۰۰۰ ، ص. ۴۴۷) کیهان شناسی آرپ به عنوان یک آزمایش ضروری برای جهان الکتریکی مورد استفاده قرار گرفته است. در ضمن، کیهان شناسان پلاسما با انتقال به سرخ کوانتیزه آرپ، که پایان و اتمام مدل انفجار بزرگ و فیزیک ذرات را همراه با تئوری کوانتوم آماری‌اش هجی می‌کند؛ یا نیروی جاذبه، که غیر قابل توضیح باقی مانده است؛ و همه داستان های خلقت اولیه، سر و کار ندارند. ولی کیهان الکتریکی همه این‌ها و حتی بیشتر از آن را انجام می دهد.</p>
<p>نظریه جهان الکتریکی من از علوم انسانی متولد شد – &#8220;از طریق کالبدشکافی در الگوهای اولیه اسطوره‌ای در داستان‌های خلقت از سراسر جهان، که نشان داد و فاش کرد که تاریخ بشر آسیب و سانحه دیده و ما برداشت نادرستی از این تاریخ داریم و از آن هیچ بهبودی به دست نیاوردیم. به عنوان مثال این شامل آشفتگی‌های در منظومه شمسی، ترس وجودیت سیارات و سلاح آنها- &#8220;آذرخش خدایان (نام کتاب والاس تورنهیل و دیوید تالبوت)&#8221; بود. جدا از این درک اساسی، تئوری کیهان شناسی فعلی هیچ وابستگی با زندگی ما ندارد.</p>
<p><strong>اریک لرنر:</strong> رویکرد جهان الکتریکی پیش‌بینی کمی (عددی) انجام نمی‌دهد. اما پیش‌بینی‌های کمی در مدل کیهان‌شناسی پلاسما زیاد است. تفاوت روش شناختی زیادی بین رویکرد جهان الکتریکی و کیهان‌شناسی پلاسما وجود دارد.</p>
<p><strong>پاسخ:</strong> درست است، اما انتقادات نشان دهنده شکست نظام‌های آموزشی ما است. فیزیک قبلاً به عنوان &#8220;فلسفه طبیعی&#8221; شناخته می شد اما فیلسوفان طبیعی توسط ریاضیدانان طرد شده‌اند. همان‌طور که دیوید هاریمان در کتاب جهش منطقی می نویسد، &#8220;کسانی که فلسفه را یک رشته &#8220;نرم&#8221; و غیر علمی می دانند، در مقابل زمینه‌های&#8221; سخت &#8221; و علمی ریاضیات و فیزیک ، دروغ بزرگی را پذیرفته اند. ایده‌های ریاضی‌دانان و فیزیک‌دانان نمی توانند هدفی بیش از ایده‌های فلسفی که به آن‌ها وابسته‌اند، داشته باشند. فلسفه رشته‌ای است که به ما می‌گوید چگونه عینی باشیم و چگونه به یقین برسیم&#8230; این علم استقرایی فلسفه است که علوم &#8220;سخت&#8221; را یاد می‌دهد. &#8221; ص ص ۳-۲۴۲&#8243;.</p>
<p>جهان الکتریکی به معنای کلاسیک یک فلسفه طبیعی است که شامل کیهان شناسی پلاسمای پیش‌بینی کننده است که پایه آزمایشگاهی و ریاضیاتی دارد. کیهان‌شناسی پلاسما نسبت به جهان‌الکتریکی، که هیچ بودجه نهادی نداشته است – یا به رسمیت شناخته نشده است، البته به غیر از آنکه اخیرا توسط انجمن علوم هسته‌ای و پلاسمای IEEE به رسمیت شناخته شده است، از حمایت مالی بیش‌تری برخوردار است. جهان الکتریکی از طریق تعداد معدودی از دانشمندان کلاسیک طی چند قرن توسعه یافته است که با استفاده از علم استقرایی فلسفه، تابلوهای راهنمای علوم و علوم انسانی آینده را ارائه داده اند. از نظر تاریخی، نظریه پردازان ریاضی &#8220;خواب آلودگانِ&#8221; آرتور کوستر (نویسنده مجار/انگلیسی) هستند. برای جلوگیری از لغزش در تاریکی، آنها باید به فیلسوفان طبیعی احترام بگذارند، نه این‌که آن‌ها را نادیده بگیرند.</p>
<p><strong>اریک لرنر:</strong> ناسازگاری جهان الکتریکی با ریاضیات همان نقطه تلنگر آرمانی کیهان شناسان بیگ بنگ با استفاده از ریاضیات است&#8230;عدم آزمایش پیش‌بینی‌های ریاضی در برابر مشاهده – درهرحال به این دلیل که ریاضیات یا مشاهدات را دور ریخته اید – منجر به رسیدن به داستان‌های سرگرم کننده به جای علم می شود، و نتیجه علمی به همراه ندارد.</p>
<p><strong>پاسخ</strong>: علم مدرن به تجارت نمایشی سرگرم کننده تبدیل شده است زیرا ریاضی‌دانان قادر به تعریف نمادهای خود از نظر مفاهیم فیزیکی نیستند. به عنوان مثال، انرژی و جرم هر دو از نظر مفهومی تعریف نشده اند. جرم، خاصیت ماده، تقریباً به طور جهانی به عنوان کمیت ماده تفسیر می‌شود. وقتی جرم کاملاً به انرژی تبدیل می شود، گفته می شود &#8220;نابود می شود&#8221;، که یکی از اصول فیزیک را نقض می کند. انرژی، که همچنین از ویژگی های ماده است، فقط محض در نظر گرفتنش از آن بحث می شود. این نشان می‌دهد کیهان‌شناسی بیگ‌بنگ هیچ ارتباطی با فیزیک ندارد زیرا انرژی درگیر موجود به یک پیش ماده نیاز داشت. ریاضیات لزوماً هیچ ارتباطی با فیزیک ندارد! جهان الکتریکی این مفاهیم را تعریف می‌کند و از نظر ریاضی بر اساس این مفاهیم مخالف نیست. آزمون فلسفه طبیعی این است که آیا می‌تواند پدیده‌های غیر منتظره را پیش‌بینی کند و یا آن‌ها را به سادگی و منسجم از نظر مفهومی توضیح دهد. جهان الکتریکی از این نظر سابقه بی‌نظیری دارد. این همان جایی است که پیشرفت‌های اساسی در علم اتفاق می‌افتد. سپس می‌توان از ریاضیات هم برای تحلیل پدیده‌ها از نقطه نظر مفاهیم فلسفی استفاده کرد.</p>
<p><strong>اریک لرنر:</strong> رویکرد جهان‌الکتریکی نقش گرانش و انرژی همجوشی را در جهان نادیده می گیرد. در حالی که کیهان‌شناسی پلاسما چنین نمی کند. محتوای نظریه جهان الکتریکی نیز متفاوت است. رویکرد پلاسما به اخترفیزیک تشخیص می‌دهد که کیهان در اثر تعامل سه نیروی اساسی شکل گرفته است، که همه آن‌ها را در اینجا روی زمین مطالعه می کنیم: جاذبه، الکترومغناطیس و نیروهای هسته ای. از جمله خطاهای دیگر کیهان شناسی بیگ‌بنگ آن است که اساساً الکترومغناطیس را نادیده می گیرد. اما رویکرد جهان الکتریکی اساساً از جاذبه  و واکنش‌های هسته‌ای چشم‌پوشی می‌شود، از جمله واکنش‌های همجوشی که انرژی تمام ستاره‌ها را به عنوان یک منبع بنیادین انرژی در جهان تأمین می کند. به طور قطعی با ادعای این که همه پدیده‌های کیهان کاملاً الکتریکی هستند – از جمله ستاره‌ها و منبع انرژی آن‌ها – رویکرد جهان الکتریک همان خطای مشابه بیگ بنگ را ایجاد می کند. از آن‌جا که آن‌ها از آزمایش کمی (عددی) این تئوری‌های “الکتریکی خالص” امتناع می‌ورزند، به هیچ‌وجه نمی‌توانند اعتبار آن‌ها را تأیید کنند.</p>
<p><strong>پاسخ</strong>: این بیانیه نشان می دهد که اریک یا زحمت مطالعه به خود نداده است یا عملا نسبت به مفاهیم جهان الکتریکی نابینا است. چنین نگرشی مانند پدیده اسکوتوما (یک عارضه چشمی که به دلیل برخی بیماری‌ها ایجاد می‌شود) رواج دارد و توسط تحقیقات دکتر Iain McGilchrist، براساس روش های آموزشی مدرن نیز نشان داده شده است. با در نظر گرفتن جدی پیامدهای تحقیقات هالتون آرپ، که به جهانی غیر انبساطی و نیروی دافعه گرانشی بین اجرام آسمانی برای حفظ تعادل اشاره دارد، من اولین مدل فیزیکی قابل اجرا از نیروی جاذبه را توضیح داده‌ام. این چیزی است که نه ایزاک نیوتون و نه آلبرت انیشتین نتوانستند به آن برسند. در مورد سه نیروی اساسی، جهان الکتریک نشان می‌دهد که نیروی الکترودینامیکی ویلهلم وبر اساسی و مغناطیسی است و گرانش و نیروی هسته‌ای پاسخ الکترون‌ها، پروتون‌ها و هسته‌های اتمی ساختار یافته به آن نیرو هستند. وبر مدل مداری اتم را چهل سال قبل از آن‌که کشف شود پیش‌بینی کرد. این اولین مدل فیزیکی واقعی را برای توضیح مکانیک کوانتوم ارائه می‌دهد. این مزایای رویکرد کلاسیکی به علم است. جهان الکتریکی جاذبه، واکنش‌های هسته‌ای و همجوشی را نادیده نمی گیرد. بلکه مفاهیم کلاسیک مربوط به دهه ۱۸۵۰ را معرفی می کند که بتواند همه را به شکل فیزیکی توضیح دهد. تعصب و ​​پاکسازی تاریخ علم جزیی از قلمرو آموزش مدرن است.</p>
<p>&#8221; انرژی همجوشی در جهان&#8221; مفهومی نظری است که توسط همه پدیده‌های مشاهده شده در داخل و ورای خورشید، انکار می شود. نتیجه‌گیری موفقیت آمیز سال گذشته یعنی اثبات مفهوم &#8220;آزمایش SAFIRE&#8221;، که برای آزمایش مستقل مدل جهان الکتریکی خورشید انجام شد، ثابت کرد که مدل همجوشی ستاره‌‌ای ادینگتون فاقد اعتبار است. مدل‌های کیهان‌شناسی استاندارد و پلاسما توسط فیزیک‌دانان ذرات، که به نوبه خود محققان هسته‌ای را گمراه کرده اند، در مورد امکان تغییر شکل عناصر کم انرژی در فوتوسفر تمام ستاره‌های درخشان، گمراه شده‌اند. انرژی الکتریکی نور ستاره‌های رشته اصلی را تولید نمی کند، بلکه محیط پلاسمای پرانرژی ستاره را برای واکنش‌های شیمی‌هسته‌ای ایجاد می‌کند. در ضمن، کیهان‌شناسان پلاسما با پیگیری نکردن پیش‌بینی موفقیت شکل‌گیری ستاره در امتداد جریان‌های بیرکلند در داخل ابرهای مولکولی، کیهان‌شناسان استاندارد را گمراه کرده‌اند، با این نتیجه‌گیری واضح که همه ستاره‌ها عناصر سنگینی دارند که توسط جریان مارکلوند در هسته‌های سرد آن‌ها متمرکز شده است &#8211; بنابراین هیچ همجوشی هیدروژنی در هسته طبق مدل استاندارد وجود ندارد. به نظر می‌رسد خاص‌گرایی اجازه داشتن رویکرد میان‌رشته‌ای را نمی‌دهد.</p>
<p>به عنوان پاورقی، راکتور پلاسمای SAFIRE پایدار در آزمایش‌های اولیه به بازده تولید انرژی ۱۴۰۰٪ و عدم رادیواکتیویته در مقایسه با ۳۵٪ راکتورهای شکافت فعلی و ضایعات رادیواکتیو آن‌ها دست یافته است. طبیعت بهتر می داند &#8211; نه ریاضیدانان. از فلاسفه طبیعی بپرسید.</p>
<p><strong>والاس تورنهیل</strong></p>
<p>مترجم: غزاله طهماسبی</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;">Translator: Ghazaleh Tahmasebi</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>در انتها قرار بر این شد تا آزمایش SAFIRE به عنوان معیار بحث دو جانبه تئوریسین کیهان‌شناسی پلاسما و کیهان‌الکتریکی قرار داده شود و باید دید آیا بعد از تکمیل آزمایشات SAFIRE روش انجام آن و نتایجش آیا از داوری‌های علمی سرافراز بیرون می‌آید؟</p>
<p>اگر می‌خواهید با پروژه سفایر آشنا شوید به شما پیشنهاد می‌کنیم، این فیلم را که با زیرنویس فارسی آماده شده است، از دست ندهید. <a href="http://persiantbolts.com/safire/">کلیک کنید.</a></p>
<p>در صورت نیاز به اصل مکاتبات از طرق ایمیل با ما در میان بگذارید.</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persiantbolts.com/thornhillrep/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برخوردهای کاتوره‌ای</title>
		<link>http://persiantbolts.com/turbulent/</link>
		<comments>http://persiantbolts.com/turbulent/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 02 Apr 2021 23:37:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[مدیریت]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[اخترفیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[الکترومغناطیس]]></category>
		<category><![CDATA[بیرکلند]]></category>
		<category><![CDATA[پرهام سعیدی]]></category>
		<category><![CDATA[تاج خورشید]]></category>
		<category><![CDATA[جریان بیرکلند]]></category>
		<category><![CDATA[خورشید]]></category>
		<category><![CDATA[دونالد اسکات]]></category>
		<category><![CDATA[فام سپهر]]></category>
		<category><![CDATA[فیزیک خورشید]]></category>
		<category><![CDATA[مدل الکتریکی]]></category>
		<category><![CDATA[مگنتوهیدرودینامیک]]></category>
		<category><![CDATA[منظومه شمسی]]></category>
		<category><![CDATA[میدان الکترومغناطیسی]]></category>
		<category><![CDATA[میدان مغناطیسی]]></category>
		<category><![CDATA[نورکره]]></category>
		<category><![CDATA[والاس تورنهیل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://persiantbolts.com/?p=1608</guid>
		<description><![CDATA[توضیح عکس: مدلی بر پایه مگنتوهیدرودینامیک از ساختار رشته‌ای در نزدیکی سطح خورشید. حق تصویر: رابرت استین، دانشگاه ایالت میشیگان؛ تیم سندستورم، NASA/Ames آیا جریانات انتقالی و خطوط مرتعش میدان‌های مغناطیسی پدیده‌های پویای( دینامیک) رصد شده بر خورشید را می‌سازند؟ در مدل الکتریکی ستارگان، خورشید یک الکترود مثبت در یک مدار است، در حالی که الکترود...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;">توضیح عکس: مدلی بر پایه مگنتوهیدرودینامیک از ساختار رشته‌ای در نزدیکی سطح خورشید. حق تصویر: رابرت استین، دانشگاه ایالت میشیگان؛ تیم سندستورم، NASA/Ames</p>
<p><strong>آیا جریانات انتقالی و خطوط مرتعش میدان‌های مغناطیسی پدیده‌های پویای( دینامیک) رصد شده بر خورشید را می‌سازند؟</strong></p>
<p>در مدل الکتریکی ستارگان، خورشید یک الکترود مثبت در یک مدار است، در حالی که الکترود منفی در جایی بسیار دورتر از مدار سیارات قرار دارد. این &#8220;کاتد مجازی&#8221; با نام هلیوپاز( Heliopause -لبه ی خارجی هلیوسفر) شناخته می‌شود.</p>
<p>همانطورکه مدل الکتریکی شرح می‌دهد، لکه‌های خورشیدی، زبانه‌ها، گرم شدن تاج، و همه‌ی فعالیت‌های خورشیدی دیگر به احتمال زیاد نتیجه‌ی نوسانات الکتریکی از کهکشان ماست. رشته‌های جریان بیرکلند، به آرامی از میان منظومه شمسی حرکت می‌کنند و مدار الکتریکی که به خورشید نیرو می‌دهد را پر از انرژی می‌کند. بار الکتریکی که به بیرون از خورشید جریان دارد، با بار مخالفی که به داخل خورشید در جریان است، تعادل دارد، گویا دگرگونیهای دمایی خورشید نشانگر قطبهای میدان مغناطیسی و یا شدت میدان اکتریکی آن است. اگر خورشید با بقیه‌ی کهکشان توسط &#8220;خطوط انتقال&#8221; جریان‌های بیرکلند در ارتباط باشد، پس با توجه به تفاسیر معمولی ویژگی‌های گیج کننده‌ای دارد که به احتمال زیاد نوسانات در جریانی که از مولد الکتریکی راه کهکشان می‌رسد را اثبات می‌کند.</p>
<div style="width: 1459px" class="wp-caption aligncenter"><img class="" src="https://www.aanda.org/images/stories/PressRelease/2013/21713/201321713_fig1.gif" alt="" width="1449" height="972" /><p class="wp-caption-text">رشته جریان‌های بیرکلد در خورشید</p></div>
<p>به گفته‎ مدل همجوشی در دمای بالای خورشید، هیدروژن توسط نیروی بسیار زیادی در هسته‌ی فوق چگال خود، خرد و به هلیوم تبدیل شده و مقدار بسیار زیادی انرژی آزاد می‌کند. تصور می‌شود دما در هسته به ۱۵ میلیون درجه سلسیوس وفشاری بالغ بر ۳۴۰ میلیارد اتمسفر برسد. مثالی متداول برای نشان دادن چنین فرایندی این است که فرض کنیم میلیون‌ها بمب هیدروژنی در مکانی محدود همزمان منفجر شوند، گفته می‌شود هر ثانیه ۷۰۰ میلیون تن هیدروژن به هلیوم تبدیل می‌شود.</p>
<p>سطح خورشید همان نورکره شناخته می‌شود. بالای این لایه‌ی سطحی، فام‌سپهر(کرونوسفر) قرار دارد، و بالای آن تاج خورشید است، که بخش عمده‌ی خورشیدی که می‌بینیم محسوب می‌شود. نورکره دمای میانگینی در حدود ۶۰۰۰ درجه سلسیوس دارد، در حالی که تاج خورشیدی می‌تواند دمایی تا ۲ میلیون درجه سلسیوس داشته باشد! این مسئله یکی از بزرگترین راز‌هاییست که تحقیقات زیادی را به خود اختصاص داده است. چگونه است که داغ‌ترین منطقه‌ی خورشید در ارتفاع ۴۰۰۰ کیلومتری شروع شده و تا میلیون‌های کیلومتر دورتر از سطح آن ادامه دارد، آن هم بدون هیچ افت دمایی؟</p>
<p>ایده‌های زیادی برای تشریح شیب تند افزایش دما پیشنهاد شده است. برخی از گروه‌های محققان به این نتیجه رسیدند که به دلیل &#8220;بازچینی خطوط میدان مغناطیسی&#8221; افزایش دما رخ می‌دهد، و به صورت &#8220;باز اتصالی مغناطیسی&#8221; شناخته می‌شود. هردو رصدخانه‌ی فضایی &#8220;سوهو&#8221; و &#8220;تریس&#8221; تغییرات کوچک و سریع مناطق مغناطیسی در سطح خورشید را شناسایی کردند.</p>
<p>پیشنهاد شده است که احتمالا این &#8220;بازاتصالی&#8221; در نوسان میدان‌ها همواره تاج خورشیدی را گرم می‌کند. مشکل این نظریه این است که هیچ کس تا به حال &#8220;بازاتصالی&#8221; خطوط میدان‌های مغناطیسی را رصد نکرده است. چانچه نظریه ی جهان الکتریکی و طرفدار این مدل <a href="http://www.thunderbolts.info/thunderblogs/archives/descott08/021608_reinventing_the_wheel.htm">پروفسور دونالد اسکات</a> نیز بارها تأکید کرده است، &#8220;هیچ کسی هم رصد نخواهد کرد&#8221;.</p>
<p>یک توضیح بالقوه دیگر برای تابش حرارتی تاج خورشیدی این است که انتقال گرما در سطح خورشید خطوط میدان‌های مغناطیسی را به نوسان در می‌آورد. در حالی که خطوط میدان مغناطیسی بالا و پایین می‌روند، امواج همراه آن‌ها حرکت می‌کنند، سرانجام به سمت خارج به طرف تاج رفته، به جایی که (احتمالا) انرژی جنبشی کافی آن را گرم می‌کند.</p>
<p>تغییرات معکوس دمای خورشید در نظریه‌ی جهان الکتریکی توجیه می‌شود،چراکه با یک تخلیه الکتریکی در منطقه زد-پینچ رشته‌های جریان بیرکلند مطابقت دارد. خورشید یک قوس الکتریکی بسیار بزرگ است، نه یک توپ بزرگ از گاز هیدروژن. بنابراین، انرژی خورشید از بیرون به داخل متمرکز می‌شود، نه آن‌که از درون به خارج برود.</p>
<p><a href="https://www.holoscience.com/wp/twinkle-twinkle-electric-star/">وال تورنهیل</a>، از مدافعان جهان الکتریکی، نوشته است: &#8220;فام‌سپهر یک میدان الکتریکی قدرتمند دارد اما در مسیر منظومه شمسی صفر نمی‌شود. وقتی پروتون‌ها در شیب فام‌سپهری شتاب‌شان کم می‌شود &#8220;برخورد‌های کاتوره‌ای&#8221; روی می‌دهد که تاج خورشیدی را تا میلیون‌ها درجه گرم می‌کند. شیب کوچک و نسبتاً ثابت ولتاژ شتاب‌دار فراتر از تاج، مسئول شتاب گرفتن بادهای خورشیدی در فضای دور از خورشید است.&#8221;</p>
<p>مترجم: پرهام سعیدی</p>
<p style="text-align: left;"><a href="https://www.thunderbolts.info/wp/2015/02/18/turbulent-encounters/">Turbulent Encounters</a></p>
<p style="text-align: left;">Translator: Parham Saeedi</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persiantbolts.com/turbulent/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بپا! سطح سیارک!</title>
		<link>http://persiantbolts.com/landho/</link>
		<comments>http://persiantbolts.com/landho/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 18 Jun 2020 02:50:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[مدیریت]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[زمین شناسی و علوم سیاره ای]]></category>
		<category><![CDATA[MASCOT]]></category>
		<category><![CDATA[ایتاکوا]]></category>
		<category><![CDATA[بهاره مجرد]]></category>
		<category><![CDATA[ریوگو]]></category>
		<category><![CDATA[سیارک]]></category>
		<category><![CDATA[مدل الکتریکی]]></category>
		<category><![CDATA[هایابوسا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://persiantbolts.com/?p=1527</guid>
		<description><![CDATA[سایه‌ی MASCOT (سمت راست بالای تصویر) در حال فرود آمدن روی سیارک  ریوگو. عکس از JAXA &#160; MASCOT روی سطح ریوگو قرار دارد ماموریت فضایی ژاپن، تحت عنوان هایابوسا ۲ (Hyabusa) ، فضاپیماهای خود را روی سیارک ریوگو (Ryugu 16271) نشانده است. MASCOT نیز به دو فضاپیمای مینروا (Minerva) که در حال حاضر فرود آمده‌اند...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>سایه‌ی MASCOT (سمت راست بالای تصویر) در حال فرود آمدن روی سیارک  ریوگو. عکس از JAXA</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>MASCOT</strong><strong> روی سطح ریوگو قرار دارد</strong></p>
<p>ماموریت فضایی ژاپن، تحت عنوان هایابوسا ۲ (Hyabusa) ، فضاپیماهای خود را روی سیارک ریوگو (Ryugu 16271) نشانده است.</p>
<p>MASCOT نیز به دو فضاپیمای مینروا (Minerva) که در حال حاضر فرود آمده‌اند پیوست. در سال ۲۰۰۵، زمانی که جدایی هایابوسا از فضاپیمای اصلی به مقصد سیارک ایتاکُوا (Itakowa) به تاخیر افتاد، فضاپیماهای هم‌نام مینروا به قمرهایی برای خورشید تبدیل شدند. این فضاپیما هرگز به سیارک نرسید، بنابراین به چرخش خود‌ به دور خورشید ادامه داد، که گواه بر وجود یک مشکل دائمی در این ماموریت بود.</p>
<p>مینروا ۲ که شامل دوفضاپیمای a و b است، با استفاده از انرژی خورشیدی به عملیات خود ادامه می‌دهند. این در حالی است که باتری ۱۸ ساعته MASCOT منقضی شده است. فضاپیمای MASCOT اطلاعاتی در مورد جزئیات سطح سیارک تهیه کرده است. سطح سیارک سنگی و حفره‌دار است. برای یافتن و محاسبه‌ی نقطه‌ی مناسب به منظور فرود آمدن، فرود فضاپیما در حدود چند هفته به تاخیر افتاد.</p>
<p>کاوشگر متحرک سطح سیارک (Mobile Asteroid Surface Scout) یا به اختصار MASCOT یک بسته‌ی جعبه مانند است که وزن آن در حدود ۱۰ کیلوگرم است. عمر باتری آن در حدود ۲۰۰ وات-ساعت یا ۱۶ ساعت است. اگرچه طی عملیات در حدود ۱۸ ساعت دوام آورده است. تجهیزات علمی MASCOT شامل یک <a href="http://www.planetary.org/multimedia/space-images/small-bodies/mascot-landing-site-terrain.html">دوربین</a> با دقت بالا، تشعشع‌سنج مارا (MARA) که علاوه بر دمای سطح ، ویژگی‌های حرارتی پوشش سطحی آن را نشان می‎دهد. یک طیف‌سنج مادون سرخ به نام مایکرواُمگا (MicrOmega) و یک مغناطیس‌سنج مَگ (MAG)که میدان مغناطیسی سیارک را اندازه‌گیری می‌کند. داده‌های به دست آمده از این تجهیزات هم‌چنان توسط پژوهشگران در دست تحقیق و بررسی است، بنابراین تا انتشار نتایج تحلیل شده چند هفته باقی مانده است.</p>
<p>استدلال‌های مدل الکتریکی پیش‌بینی می‌کند که ریوگو همانند دیگر سیارک‌ها و دنباله‌دارهای بررسی شده توسط دیگر فضاپیماها کم‌چگال، غیر حاصل‌خیز، خشک و نسبتا غیر فعال خواهد بود. چرا اجرام کوچک‌تر مانند دنباله‌دارها، سیارک‌ها و قمرها چنین ویژگی‌هایی دارند؟</p>
<p>این امکان وجود دارد که سامانه‌ی خورشیدی، در گذشته نسبت به امروز، بار الکتریکی بیش‌تری داشته است. زمانی که یک قوس الکترکی به یک سطح جامد برخورد می‌کند، روی آن فرورفتگی و یا ساختارهای دیگری ایجاد می‌کند. به همین منظور می‌بایست تحقیقاتی در مورد آثار الکتریکی روی سطوح سنگی صورت بگیرد. اغلب ویژگی‌های زمین‌شناختی در سامانه‌ی خورشیدی، تنها می‌توانند به وسیله‌ی قوس الکتریکی به وجود آمده باشند. در صورتی که آثار زمین‌شناختی در سامانه‌ی خورشیدی در اثر اندرکنش الکتریکی به وجود آمده‌ باشند، تاریخچه‌ی واقعی این سامانه با آن‌چه که در کتاب‌ها نوشته شده است شباهت کمی خواهد داشت.</p>
<p>مترجم: بهاره مجرد</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;">Translator: Bahareh Mojarrad<br />
<a href="https://www.thunderbolts.info/wp/2018/10/17/land-ho/">Land Ho!</a> Translator: Bahareh Mojarrad</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persiantbolts.com/landho/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سیارکی با شش دنباله</title>
		<link>http://persiantbolts.com/%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b1%da%a9%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%d8%b4-%d8%af%d9%86%d8%a8%d8%a7%d9%84%d9%87/</link>
		<comments>http://persiantbolts.com/%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b1%da%a9%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%d8%b4-%d8%af%d9%86%d8%a8%d8%a7%d9%84%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 11 Oct 2017 15:13:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[مدیریت]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[اخترفیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[پژوهش]]></category>
		<category><![CDATA[باد خورشیدی]]></category>
		<category><![CDATA[پان استارز]]></category>
		<category><![CDATA[پن استارز]]></category>
		<category><![CDATA[خورشید]]></category>
		<category><![CDATA[دشارژ الکتریکی]]></category>
		<category><![CDATA[دنباله]]></category>
		<category><![CDATA[دنباله دار]]></category>
		<category><![CDATA[دنباله مغناطیسی]]></category>
		<category><![CDATA[سبا حفیظی]]></category>
		<category><![CDATA[سیارک]]></category>
		<category><![CDATA[مدل الکتریکی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://persiantbolts.com/?p=1258</guid>
		<description><![CDATA[تصویر (۱) : تلسکوپ هابل سیارکی را با ۶ فواره ی دنباله‌دار گونه در ۱۰ ام سپتامبر سال ۲۰۱۳ شکار کرد. سیارک-دنباله‌دار P/2013 P5. یکی از جالب‌ترین و عجیب‌ترین سیارک‌هایی است که تا به امروز مشاهده شده است. اعتبار تصویر: NASA, ESA, D.Jewitt/UCLA  PANSTARRS/311P که با اسم P/2013 P5 نیز شناخته می‌شود سیارکی است که...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>تصویر (۱) : تلسکوپ هابل سیارکی را با ۶ فواره ی دنباله‌دار گونه در ۱۰ ام سپتامبر سال ۲۰۱۳ شکار کرد. سیارک-دنباله‌دار <em>P/2013 P5.</em> یکی از جالب‌ترین و عجیب‌ترین سیارک‌هایی است که تا به امروز مشاهده شده است.<br />
اعتبار تصویر: <em>NASA, ESA, D.Jewitt/UCLA</em><a href="http://www.nasa.gov/content/goddard/hubble-sees-asteroid-spouting-six-comet-like-tails/#.UnvGoHemYRc"><em> </em></a></p>
<p>PANSTARRS/311P که با اسم <em>P/2013 P5</em> نیز شناخته می‌شود سیارکی است که در ۲۷ آگوست ۲۰۱۳ توسط تلسکوپ پان‌استارز به عنوان جرمی عجیب، کشف شد.  این جرم عجیب و حیرت‌برانگیز در مداری شبیه به مدار سیارک‌ها در قسمت داخلی کمربند سیارکی در حال چرخش به دور خورشید بود که در ۱۰ام سپتامبر ۲۰۱۳ دانشمندان دنباله‌های چندگانه‌ی آن را رصد کردند به گفته‌ی دانشمندان دنباله‌های این سیارک درست شبیه به پره‌های یک چرخ بود. ترکیب مدار سیارک‌گون و ظاهر دنباله‌دارگون از این جرم یک &#8220;سیارک فعال&#8221; ساخت.  پس از این رصد جالب توجه این سیارک توسط برخی دانشمندان به عنوان یک سیارک-دنباله‌دار در گروه &#8220;دنباله‌دارهای کمربند اصلی&#8221; طبقه‌بندی شد.</p>
<p>دیوید جوییت این سیارک را متعلق به خانواده‌ی سیارکی فلورا در کمربند اصلی می‌داند. این فرض بدان معناست که احتمالا این سیارک از خرده باقی مانده‌های باقی مانده از شکستن یک دنباله‌دار-سیارک بزرگتر دیگر در حدود ۲۰۰ سال پیش باشد. تمام سیارک‌های حاصل از این درهم‌شکستگی در حال حاضر در یک محدودی خاص به لحاظ مداری می‌چرخند و پارامترهای مداری تقریبا یکسانی دارند. با توجه به آنالیز شهاب‌سنگ‌هایی که منشاشان این گروه سیارک‌هاست به این نتیجه رسیدیم که این گروه از اجرام همگی دمایی بالای ۱۵۰۰ درجه‌ی فارنهایت رو تجربه کرده‌اند و در گروه سیارک‌هایی با سنگ‌های دگرگونی قرار می‌گیرند و امکان وجود آب و یخ در آن‌ها تقریبا صفر است.</p>
<p>به دلیل اینکه قبلا چیزی شبیه به این اتفاق رصد نشده بود دانشمندان مشغول یافتن توضیح و توجیه مناسبی برای پاسخ به چرایی به وجود آمدن این پدیده شدند. بعضی دانشمندان فرضیه ی برخورد را برای این مورد بیان کردند.</p>
<p>سرپرست محققان پروژه‌ی بررسی این سیارک دیوید جوییت از دانشگاه کالیفرنیا در لس‌آنجلس اذعان دارد: &#8221; زمانی که ما این موجود را در آسمان رصد کردیم، واقعا متحیر شدیم&#8230;، این تحیر زمانی بیشتر شد که ما متوجه ارتباط تغییرات مهیج دنباله‌های آن طی ۱۳ روز با خروج غبارات از شی شدیم.&#8221;</p>
<p>برخی از دانشمندان نیز علت این غبار پراکنی‌ها و تشکیل دنباله در یک سیارک را ناشی از سرعت چرخش عجیب و بسیار بالای سیارک به دور خودش دانستند تا حدی که این اسپین باعث پخش شدن غبار از سطح دنباله‌دار به فضا می‌شود. در این نظریه‌ی پیشنهادی برخوردها نمی‌توانند باعث پخش این میزان غبار و تشکیل دنباله‌ها شده باشند چرا که این روند طی ۵ ماه موجب فرسایش تا حد ازبین رفتن این سیارک شده است و به صورت اتفاقی نبوده که بتوان آن را مرتبط با برخورد دانست.</p>
<p>مدل دقیق‌تری که توسط جسیکا آگاروال از مرکز تحقیقاتی ماکس پلانک برای این موضوع پیشنهاد شد این بود که &#8220;تشکیل دنباله‌ها احتمالا به خاطر خروج تکانشی غبارات از بدنه‌ی دنباله‌دار است. فشار تشعشعات خورشیدی باعث جریان باریک غبارات از سطح سیارک می‌شود، مدلسازی‌های ما نشان می‌دهد که احتمالا زمانی که چرخش دنباله‌دار به دور خودش سریع‌تر می‌شود گرد و غبار از دست می‌هد. سپس خورشید این غبارات را به صورت دنباله‌های متمایزی که می‌بینیم جاروب می‌کند.&#8221;</p>
<p>جوییت شکستن سیارک‌ها را اصولا اتفاقی معمول می‌داند و بیان می‌کند که: &#8221; احتمال اینکه نرخ چرخش سیارک به سرعت بسیار بالا برسد زیاد است چرا که فشار نورخورشید نیروی گشتاوری قویی روی بدنه‌ی آن اعمال می‌کند، اگر سرعت چرخش بسیار بالا باشد گرانش ضعیف دنباله‌دار نمی‌تواند یکپارچگی این جرم حفظ کند و این جرم شروع به تکه‌تکه شدن می‌کند&#8230;&#8221; اما به نظر می‌رسد این پروسه، پروسه‌ای بسیار زمان‌بر باشد.</p>
<p>اما در مدل الکتریکی معتقدیم هریک از اجرام منظومه‌ی شمسی در صورت قرار گرفتن در شرایطی که یک دنباله‌دار تجربه می‌کند، می‌تواند همانند دنباله‌دار جت، کما و دنباله بروز دهد. درست مثل سیارات که دنباله های مغناطیسی دارند و یا بسیاری از سنتورها که به یکباره دنباله و کما از خود بروز دادند. از آنجایی که این مدل منشا شکل‌گیری دنباله و جت‌ها را دشارژ الکتریکی می‌داند در صورتی که سیارک مورد نظر ما یک شوک الکتریکی دریافت کرده باشد: برای مثال تحت تاثیر دنباله‌ی مغناطیسی (مگنتو تیل) سیارات و یا تحت تاثیر میدان الکتریکی خورشید، بادهای قوی خورشیدی یا یک CME  یا&#8230;. قرار گرفته باشد، جای تعجبی ندارد که دنباله و کما تشکیل دهد و یا حتی بشکند.</p>
<p>منابع:</p>
<p dir="ltr">[۱] When is a comet not a comet?, Spacetelescope, 7 November 2013</p>
<p dir="ltr">[۲] Will NASA Rewrite History?, SSchirott,  <a href="https://www.thunderbolts.info/wp/2014/10/20/will-nasa-rewrite-history/">October 20, 2014</a>, <a href="https://www.thunderbolts.info/wp/category/tblogs/">thunderblogs</a>, The Thunderbolts Project</p>
<p dir="ltr">[۳] NASA&#8217;s Hubble Sees Asteroid Spouting Six Comet-Like Tails, Hubblesite, 7 November 2013</p>
<p dir="ltr">[۴] When Asteroids Become Comets, Apr 07, 2006 , The Thunderbolts Project</p>
<p style="text-align: right;">سبا حفیظی</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persiantbolts.com/%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b1%da%a9%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%d8%b4-%d8%af%d9%86%d8%a8%d8%a7%d9%84%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خورشید چگونه کار میکند؟</title>
		<link>http://persiantbolts.com/%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d8%af%d8%9f/</link>
		<comments>http://persiantbolts.com/%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d8%af%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 03 Sep 2017 23:46:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[مدیریت]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[اختر فیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم]]></category>
		<category><![CDATA[بیشاپ سایکس]]></category>
		<category><![CDATA[پریا ابوحمزه]]></category>
		<category><![CDATA[تاج خورشیدی]]></category>
		<category><![CDATA[مدل الکتریکی]]></category>
		<category><![CDATA[مدل الکتریکی خورشید]]></category>
		<category><![CDATA[هسته خورشید]]></category>
		<category><![CDATA[همجوشی]]></category>
		<category><![CDATA[همجوشی هسته ای]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://persiantbolts.com/?p=1239</guid>
		<description><![CDATA[فیلم کوتاه با موضوع مقایسه مدل های همجوشی هسته ای و الکتریکی خورشید اگر از دنبال کنندگان سایت ما و مدل الکتریکی خورشید هستید تماشای این فیلم را از دست ندهید، محور اصلی این فیلم با صحبت های بیشاپ سایکس پژوهشگر فیزیک خورشید، درباره مقایسه مدل های الکتریکی و همجوشی خورشید درباره هسته خورشید و...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>فیلم کوتاه با موضوع مقایسه مدل های همجوشی هسته ای و الکتریکی خورشید</p>
<p>اگر از دنبال کنندگان سایت ما و مدل الکتریکی خورشید هستید تماشای این فیلم را از دست ندهید، محور اصلی این فیلم با صحبت های بیشاپ سایکس پژوهشگر فیزیک خورشید، درباره مقایسه مدل های الکتریکی و همجوشی خورشید درباره هسته خورشید و تاج خورشیدی است، این فیلم عاری از اصطلاحات تخصصی بوده و برای مخاطبین عام تهیه شده است، لازم به ذکر است بیشاپ سایکس از حامیان مدل الکتریکی خورشید محسوب می گردد بنابراین رویکرد صحبت هایش در فیلم مقایسه همراه با انتقاد به مدل همجوشی هسته ای خورشید همراه است.</p>
<p>زیرنویس و ترجمه از پریا ابوحمزه</p>
<p>از <a href="https://www.mediafire.com/file/61efe87a8bdxmih/How%20Does%20the%20Sun%20Work.rar">اینجا</a> دانلود کنید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persiantbolts.com/%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d8%af%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آیا هیل باپ یک دنباله دار الکتریکی است؟</title>
		<link>http://persiantbolts.com/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%87%db%8c%d9%84-%d8%a8%d8%a7%d9%be-%db%8c%da%a9-%d8%af%d9%86%d8%a8%d8%a7%d9%84%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%aa%d8%b1%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/</link>
		<comments>http://persiantbolts.com/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%87%db%8c%d9%84-%d8%a8%d8%a7%d9%be-%db%8c%da%a9-%d8%af%d9%86%d8%a8%d8%a7%d9%84%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%aa%d8%b1%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 08 Apr 2017 19:03:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[مدیریت]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[اخترفیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[خورشید]]></category>
		<category><![CDATA[دنباله دار]]></category>
		<category><![CDATA[دنباله دار الکتریکی]]></category>
		<category><![CDATA[سبا حفیظی]]></category>
		<category><![CDATA[مدل الکتریکی]]></category>
		<category><![CDATA[مشتری]]></category>
		<category><![CDATA[منظومه شمسی]]></category>
		<category><![CDATA[هیل باپ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://persiantbolts.com/?p=1128</guid>
		<description><![CDATA[در جولای سال ۱۹۹۵ یک دنباله  دار درخشنده در بیرون مدار &#8220;مشتری&#8221; تقریبا در ۷٫۱۵ واحد نجومی، توسط &#8220;آلان هیل&#8221; از نیومکزیکو و &#8220;توماس باپ&#8221; از آریزونا به طور همزمان و مستقل کشف و ثبت شد. &#8220;هیل باپ&#8221; یا C/1995 O1&#8243; &#8221; در زمان کشفش در واقع دور تر از هر دنباله دار کشف شده...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<div id="attachment_1129" style="width: 297px" class="wp-caption aligncenter"><a href="http://persiantbolts.com/wp-content/uploads/Untitled19.jpg"><img class="wp-image-1129 size-full" src="http://persiantbolts.com/wp-content/uploads/Untitled19.jpg" alt="شکل(1): دنباله دار &quot;هیل باپ&quot; یا C/1995 O1&quot;&quot; دنباله داری که شاید بیش از هر دنباله دار دیگری در آسمان رویت پذیر باقی ماند( حدودا 18 ماه ) و نام &quot;دنباله دار بزرگ &quot;1997 را از آن خود کرد." width="287" height="287" /></a><p class="wp-caption-text">شکل(۱): دنباله دار &#8220;هیل باپ&#8221; یا C/1995 O1&#8243;&#8221; دنباله داری که شاید بیش از هر دنباله دار دیگری در آسمان رویت پذیر باقی ماند( حدودا ۱۸ ماه ) و نام &#8220;دنباله دار بزرگ &#8220;۱۹۹۷ را از آن خود کرد.</p></div>
<p>در جولای سال ۱۹۹۵ یک دنباله  دار درخشنده در بیرون مدار &#8220;مشتری&#8221; تقریبا در ۷٫۱۵ واحد نجومی، توسط &#8220;آلان هیل&#8221; از نیومکزیکو و &#8220;توماس باپ&#8221; از آریزونا به طور همزمان و مستقل کشف و ثبت شد. &#8220;هیل باپ&#8221; یا C/1995 O1&#8243; &#8221; در زمان کشفش در واقع دور تر از هر دنباله دار کشف شده ی دیگر و ۱۰۰۰بار درخشنده تر از دنباله دار &#8220;هالی&#8221; درموقعیتهای مشابه بود. می دانیم که معمولا دنباله دارها در نزدیکی مدار &#8220;مشتری&#8221; همچنان خاموش هستند، دانشمندان با در نظر گرفتن درخشندگی دنباله دار &#8220;هیل باپ&#8221; در بیرون از مدار &#8220;مشتری&#8221; ، پیش بینی کرده بودند که این دنباله دار احتمالا یک &#8220;دنباله دار بزرگ&#8221; خواهد بود و یا دنباله ای درخشنده خواهد داشت، و یا هر دو مورد.</p>
<div id="attachment_1130" style="width: 310px" class="wp-caption aligncenter"><a href="http://persiantbolts.com/wp-content/uploads/Untitled2.png"><img class="wp-image-1130 size-medium" src="http://persiantbolts.com/wp-content/uploads/Untitled2-300x202.png" alt="Untitled" width="300" height="202" /></a><p class="wp-caption-text">شکل(۲): تصویری از هیل باپ در تاریخ ۷ فوریه ی ۲۰۰،اثرMaurice Clark ازغرب استرالیا</p></div>
<p>این دنباله دار درخشنده ترین دنباله دار رصد شده، پس از رصد دنباله دار &#8220;وست&#8221; در سال ۱۹۷۶ است. با توجه به تصاویر تهیه شده توسط &#8220;تلسکوپ فضایی هابل&#8221;، قطر این دنباله دار حدود ۴۰ کیلومتر تخمین زده شده است. طبق اطلاعات دریافتی از رصد خانه ی &#8220;پیک دو میدی&#8221; نرخ چرخش آن به دور خود حدود ۱۱٫۴ ساعت است.</p>
<p>دنباله های دوگانه ی آبی و سفید این دنباله دار با چشم غیر مسلح حتی در شهرهایی که آلودگی نوری شدید داشتند نیز قابل رویت بود.</p>
<p>منجمان مکررا، دنباله دارهایی را رصد می کنند که از خود موادی را به صورت جتهای باریک گازی و غباری نرم، خارج می کنند. &#8220;هیل باب&#8221; بیش از هر دنباله دار دیگری از خود غبار خارج می کرد، بیش از آن که بتوان با تصعید یخهای دنباله دار توجیهش کرد. رصد جتهای دنباله دارها، با استفاده از تجهیزات مستقر در زمین و همینطور کاوشگرهای فضایی از سال ۱۹۸۵ تشابهات بین دشارژهای &#8220;آیو&#8221; (قمر مشتری) و دنباله دارها را برای ما مشخص کرده، این در حالیست که تا به حال کسی &#8220;آیو&#8221; را دنباله دار معرفی نکرده است. و همینطور طی پژوهشهایی که بر سطح سطح دنباله دار &#8220;تمپل۱&#8243; انجام شد؛ شباهت سطح این دنباله دار به سطوحی که در آنها دشارژهای الکتریکی اتفاق افتاده و همینطور شباهتهایی به سطح &#8220;آیو&#8221; بر ما مشخص شد. جتهایی که از دنباله دار &#8220;هالی&#8221; در سال ۱۹۸۵ خارج می شد ،درست شبیه جتهای خروجی از دنباله دار &#8220;بورلی&#8221;، بسیار قدرتمند تر از آن بودند که بتوان چرایی آنها را با تصعید یخ توضیح داد.</p>
<p>یکی از موضوعاتی که همیشه به عنوان اثبات تئوری گلوله ی برفی دنباله دارها ارائه می شد، این بود که طبق رصدهایی که تا کنون انجام شده بیشتر دنباله دارهای دوره ای در فواصل معینی از خورشید دنباله و کما تشکیل می دهند ( بین مدار مریخ و مشتری). یعنی، در فاصله ای که دنباله دار گرمای لازم برای تصعید یخ، تبخیر آب و فوران مابقی بخارها و غبارهایش به بیرون را از خورشید دریافت می کند. اما همه ی دنباله دارها ازین قانون پیروی نکردند و نمی کنند. برای مثال &#8220;هیل باپ&#8221; بسیاری از قوانین منظومه ی شمسی را زیر پا گذاشت و در فاصله ای زبانه کشید و ۷ جت از خود بروز داد، که بسیار دورتر از آن بود که گرمای خورشیدی بتواند بر آن تاثیر گذارد.</p>
<p>جالب است بدانید که ۴سال بعد از اینکه &#8220;هیل باپ&#8221; حضیض خود را پشت سر گذاشت و راهی سفرش به خارج از منظومه ی شمسی شد، همچنان فعال باقی ماند. دنباله ی غباری و دنباله ی یونی این دنباله دار، در فواصل خیلی دورتر از خورشید، نزدیکی مدار &#8220;مشتری&#8221;، &#8220;زحل&#8221; و حتی &#8220;اورانوس&#8221; قابل مشاهده بود. در این فواصل دنباله ی این دنباله دار در حال کوچک شدن بود، اما همچنان کشیدگی آن به بیش از ۵ برابر فاصله ی زمین تا ماه می رسید. توجه داشته باشید که در این فاصله گرمای خورشید نمی تواند یخی را ذوب کند.</p>
<div id="attachment_1131" style="width: 293px" class="wp-caption aligncenter"><a href="http://persiantbolts.com/wp-content/uploads/Untitled3.png"><img class="size-full wp-image-1131" src="http://persiantbolts.com/wp-content/uploads/Untitled3.png" alt="شکل (3): 7 جت هیل باب در نزدیکی مدار مشتری   اعتبار تصویر: N. Thomas (MPAE) et al., 1.5-m La Silla Telescope, ESO " width="283" height="249" /></a><p class="wp-caption-text">شکل (۳): ۷ جت هیل باب در نزدیکی مدار مشتری<br />اعتبار تصویر: N. Thomas (MPAE) et al., 1.5-m La Silla Telescope, ESO</p></div>
<p>طبق نظریه ی &#8220;جهان الکتریکی&#8221;، دنباله ی یک دنباله دار و همینطور تشکیل جتهایش در اثر برهمکنش بین بارهای الکتریکی دنباله دار و دشارژهای پلاسمایی خورشیدی است.</p>
<p>مقاله ای در خصوص توجیه رفتار &#8220;هیل باپ&#8221; در یکی از ژورنالهای معتبر علمی به چاپ رسیده که مهری بر درستی نظریه ی الکتریکی می باشد، این تحلیل ها با استفاده از عکسهای تهیه شده توسط تلسکوپ فضایی &#8220;اسپایتزر&#8221; در سالهای ۲۰۰۵و ۲۰۰۸ یعنی زمانی که &#8220;هیل باپ&#8221; در ۲۱٫۶ واحد نجومی و ۲۷٫۲ واحد نجومی قرار داشت و همچنین بررسی مورفولوژی غبارات این دنباله دار، انجام شده است. در قسمتهایی از این مقاله آمده که:</p>
<p>&#8220;با توجه به تحلیل هایی که در این مقاله انجام شده، در نهایت می بینیم که شکل دنباله ی غباری دنباله دار &#8220;هیل باپ&#8221; را نمی توان با مدل دینامیکی رایج &#8220;فینسون- پرابستین&#8221; (گرانش خورشید + فشار تابشی خورشید) توضیح داد. در این مقاله چندین مدل دیگر مورد بحث و بررسی قرار گرفت (که همگی رد شدند). اما تجزیه و تحلیل ها نشان دادند که احتمالا ذرات توسط بادهای خورشیدی به لحاظ الکتریکی بار دار می شوند، سپس میدان مغناطیسی بین سیاره ای از طریق قانون لورنتس آنها را تحت تاثیر قرار می دهد&#8230;. مشاهدات، حاکی از این واقعیت است که در زمان گرفتن این عکسها هیل باب غبار از خود ساطع می کرده و همچنین مشخصه های دنباله ی آن در حال تغییر بوده است.&#8221;</p>
<p>با توجه به مقاله ی بالا در میابیم که مدل گلوله ی برفی کثیف و نظریه های وابسته به آن در توضیح رفتار دنباله دارها ناتوانند، شاید زمان آن رسیده باشد که با نگاهی جدید به پدیده های کیهانی بنگریم.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;"> Refrences:<br />
(۱): Exocomets, Stephan Smith, Jul, 28, 2010, The Thunderbolts Project</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;">(۲): Cometary Filaments, Stephan Smith, May, 05, 2009, The Thunderbolts Project</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;">(۳): The Jets of Hale-Bopp, Stephan Smith, Apr, 20, 2005, The Thunderbolts Project</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;">(۴): The Electric Universe, Wallace Thornhill and David Talbott, page 88, ISBN-10 0-9772851-3-8,2002-2008, Mikamar Publishing</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;">(۵): Comet Hale-bopp the great Comet of 1997, Ron Baalke, JPL.NASA, <a href="http://www2.jpl.nasa.gov/comet/">http://www2.jpl.nasa.gov/comet/</a></p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;">(۶): A.Kramer-Emily, R.Fernandez-Yanga, M. Lisse-Carey, S.P. Kelley-Michael, M. Woodneyd-Laura, 2014, A dynamical analysis of the dust tail of Comet C/1995 O1 (Hale–Bopp) at high heliocentric distances, <a href="http://dx.doi.org/10.1016/j.icarus.2014.03.033">http://dx.doi.org/10.1016/j.icarus.2014.03.033</a></p>
<p style="text-align: right;">نویسنده: <a href="http://persiantbolts.com/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-2/">سبا حفیظی</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persiantbolts.com/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%87%db%8c%d9%84-%d8%a8%d8%a7%d9%be-%db%8c%da%a9-%d8%af%d9%86%d8%a8%d8%a7%d9%84%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%aa%d8%b1%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>میدان های مغناطیسی کهکشان  ها</title>
		<link>http://persiantbolts.com/%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ba%d9%86%d8%a7%d8%b7%db%8c%d8%b3%db%8c-%da%a9%d9%87%da%a9%d8%b4%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%a7/</link>
		<comments>http://persiantbolts.com/%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ba%d9%86%d8%a7%d8%b7%db%8c%d8%b3%db%8c-%da%a9%d9%87%da%a9%d8%b4%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 17 Jan 2017 20:44:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[مدیریت]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[اخترفیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[آلفون]]></category>
		<category><![CDATA[بردیا قبادی]]></category>
		<category><![CDATA[بیرکلند]]></category>
		<category><![CDATA[پلاسما]]></category>
		<category><![CDATA[جت کهکشانی]]></category>
		<category><![CDATA[جریان بیرکلند]]></category>
		<category><![CDATA[سیاهچاله]]></category>
		<category><![CDATA[فارادی]]></category>
		<category><![CDATA[کهکشان]]></category>
		<category><![CDATA[لوفار]]></category>
		<category><![CDATA[مایکل فارادی]]></category>
		<category><![CDATA[مدل الکتریکی]]></category>
		<category><![CDATA[موتور هموپولار]]></category>
		<category><![CDATA[میدان مغناطیسی]]></category>
		<category><![CDATA[میدان مغناطیسی کهکشان]]></category>
		<category><![CDATA[نجوم رادیویی]]></category>
		<category><![CDATA[هانس آلفون]]></category>
		<category><![CDATA[هموپولار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://persiantbolts.com/?p=990</guid>
		<description><![CDATA[تکنیک های جدید رصدی برای افزایش دقت اندازه گیری میدان کهکشانی در طیف فرکانسی پایین، لوفار تداخل سنج رادیویی است که از چندین ایستگاه رصدی در اروپا ساخته شده و به عنوان یک تلسکوپ رادیویی استفاده می شود. سیگنال های متفاوت دریافتی توسط ایستگاه ها بصورت دیجیتالی بوده و نهایتا با هم ادغام شده و...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong>تکنیک های جدید رصدی برای افزایش دقت اندازه گیری میدان کهکشانی</strong></p>
<p>در طیف فرکانسی پایین، لوفار تداخل سنج رادیویی است که از چندین ایستگاه رصدی در اروپا ساخته شده و به عنوان یک تلسکوپ رادیویی استفاده می شود. سیگنال های متفاوت دریافتی توسط ایستگاه ها بصورت دیجیتالی بوده و نهایتا با هم ادغام شده و یکپارچه می شوند که در واقع این عمل توسط آنتن های دو قطبی که توانایی تجزیه و تحلیل و جداسازی میزان های انرژی متفاوت رو دارند انجام شده و نتیجه توسط این آنتن ها یکپارچه و تجزیه می شوند. این ویژگی به منجمین رادیویی این قدرت عمل رو می دهد که توانایی تنظیم آنتن ها و ترکیب حساسیت های بر اساس نمایش میدان هر ماده را داشته باشند. درگذشته، تلسکوپ های بزرگ رادیوی نیاز به فضاهایی خاص داشتند که بدون مشکل افزایش سر و صدای ایجاد توسط تلسکوپ توانایی کار در محیط را داشته باشند. لوفار یک تلسکوپ ثابت است و درنتیجه مناسب فرکانش های بالا همچون ۱۰-۲۴۰ مگاهرتز می باشد.</p>
<p>میدان های مغناطیسی کهکشانی بیش از ۵۰ سال پیش کشف شد. چگونه این میدان های تولید شده هنوز به صورت راز باقی مانده اند. چه چیزی آن ها با قدرت و شکل خود می خواهند به ما انتقال بدهند ؟</p>
<p>مطابق <a href="https://www.mpg.de/8374362/low-frequency-emission-M51">گزارشات</a>، منجمین با استفاده از لوفار به مشاهده ی کهکشان M51 پرداخته که به عنوان کهکشان گرداب نیز شناخته میشود. آنها میدان های مغناطیسی این کهکشان را که همراه با یک ابر که دارای یک سرعت خیره کننده از الکترون است، در فاصله ی ۴۰۰۰۰ سال نوری دورتر از مرکز آن بدست آوردند.( البته این مقدار محاسباتی است ).  میدان مغناطیسی و پرتوهای کیهانی ( الکترون ها ) به نظر میرشند که در بازوهای مارپیچ کهکشانی چگالتر باشند که این عامل پشتیبان کننده از مدل جهان الکتریک می باشد. علم جامع امروز مشکلات زیادی برای توجیح این میدان های و پرتوهای کیهانی الکترونی دارد، به این دلیل که دانش تئوریکال ما منبع شناوری الکترون را در این میدان های مغناطیسی را نمی تواند اثبات کند.</p>
<p>در این میان &#8220;ساختار ستاره ی تولید کننده ی انرژی الکتریکی&#8221;، &#8220;گاز خروجی&#8221; و &#8220;و چگونگی قرار گیری سریع میدان ها در مناطق مختلف&#8221; بحث شدند. بدون در نظر گرفتن هیچ یک از مباحث الکترومغناطیس، میدان های الکتریکی و بدون وارد کردن اثرات ژنراتور موتورها محاسبات انجام شد. آن ها با تکیه بر  تئوری های گاز سرد موجود در کهکشان، انفجارات ابرنواختری، تولد ستارگان و انرژی چرخشی به توجیح این میدان ها می پردازند. با این حال این دیدگاه قابلیت توجیح میدان های چندین کهکشان مشاهد شده را ندارد.</p>
<p>میدان های مغناطیسی راحت تر از حرکت الکترون های شارژ شده قابل رصد هستند، در نتیجه منجمین مدرن فکر می کنند که میدان هایی که مشاهده کرده اند جزی از بقایای نخشتین باقی مانده از انفجار بزرگ می باشد. این واقعیت که حرکت ذرات شارژ شده مثل الکترون توانایی تولید میدان های مغناطیسی را دارند از زمان کشف <a href="http://www.thunderbolts.info/tpod/2011/arch11/110510faraday.htm">مایکل فارادی</a> برای ما شناخته شده است. زمانی که ذرات شارژ شده حرکت می کنند، یک جریان الکتریکی ایجاد می کنند که این جریانات حول میدان مغناطیسی پیچش می کند.  هنگامی که این ذرات شارژ شده در یک جهت حرکت کنند و جهت گیری کنند، میدان قویتر می شود.</p>
<p>ذرات شارژ شده باید در مسیری دایره وار یا یک مدار حرکت کنند و آثار الکترون متحرک در یک مدار باید مورد توجه قرار بگیرد. جهان بینی اجماع علمی امروز، جزیره های این هستی را از هم جدا و ایزوله می کند، جایی که مدل جهان الکتریکی ارتباطی را بین شبکه های فعال الکتریکی ببریکلند و جریانات آن برقرار می کند و توضیح می دهد.</p>
<p>این رشته ها و جریانات گسترش و منفجر می شوند، پلاسما را طوری به بیرون پرتاب می کنند که می توانند سرعتی به نزدیکی سررعت نور داشته باشند. جت ها نیز از دو قطب مخالف یک کهکشان، جایی که ابر های پرانرژی پرتوهای ایکس را از خود منتشر می کنند، به بیرون پرواز می کنند. این پدیده ها اساس علم پلاسما هستند، نه سنیتیک گازها، گرانش و فیزیک ذرات. اکثر اخترفیزیکدانان میدان های مغناطیسی را می بینند اما نه بر اساس الکتریسیته.</p>
<p>اخترفیزیکدانان، معتقدند که کهکشان ها ابرهایی از گاز هیدروژن و گرد و غبار بین کهکشانی هستند که توسط گرانش جمع شدند تا زمانی که جرقه و آتش گرمایی به نقطه ی حیاتی خودش رسید. جامعه ی غالب علمی نیز پیشنهاد می کند که اکثر کهکشان ها شامل سیاه چاله هایی با خاصیت مغناطیسی باورنکردنی هستند. این منبع نقطه ای گرانشی همان عاملی است که بیان می شود باعث چرخش کهکشان می شود، برای جت ها و اشعه های ایکس پیشنهاد می شود و برای معرفی منبع عظیم رادیویی کهکشان ها استفاده می شود، حتی با اینکه هیچ سیاهچاله ای تا به امروز مشاهده نشده.</p>
<p>کشف جدید میدان های بسیار بزرگ مغناطیسی M51 برای طرفداران مدل جهان الکتریکی جای تعجبی ندارد.</p>
<p>در سال ۱۹۸۱، هانس آلفون (برنده جایزه نوبل فیزیک سال ۱۹۷۰) بیان کرد که کهکشان ها شبیه یکی از اختراعات مایکل فارادی است، موتور هوموپولار. موتور هوموپولار در واقع موتوریست که بوسیله میدان های مغناطیسی در فضای دایروی القا کننده ی بشقاب مانند می چرخد. این بشقاب بین دو قطب الکترومغناطیسی نصب شده و باعث چرخش آن می شود که سرعت آن متناسب با مقدار جریان ورودی به سیستم است.</p>
<p>همانطور که بیان شد، کهکشان ها بوسیله ی جریانات الکتریکی در مدارهای مشخصی در کیهان سفر می کنند. سازماندهی الکتریکی جرم پلاسما بعضی مواقع بزرگتر از خوشه های کهکشانی می شود. این پلاسما در ابتدا شامل اتم های خنثی می باشد، ولی الکترون های آزاد، پروتون ها و دیگر ذرات شارژ شده نیز در آن وجود دارد. که قدرت الکتریکی ناشی شده از مغناطیس بیشتر از نیروی گرانش است. رشته های جربان های بریکلند بدون این ابرهای پلاسما، به سمت یکدیگر جذب می شوند که که نیرو قویترین نیروی جذبی دور برد در جهان است. شارژ های الکتریکی گسترش یافته توسط کرد و غبار پلاسمایی ایجاد شده و این میدان های ثابت مغناطیسی هم توسط لوفار مشاهد شده.</p>
<p>مترجم: بردیا قبادی</p>
<p dir="ltr">Picture: Spiral galaxy M51 and its companion M51b in radio frequencies (white). Credit: David Mulcahy et al., Astronomy &amp; Astrophysics, Max-Planck-Institut für Radioastronomie</p>
<p>استفان اسمیت</p>
<p dir="ltr"><a href="https://www.thunderbolts.info/wp/2015/02/23/galactic-magnetic-fields-2/">Galactic Magnetic Fields</a> &#8211; Translator: Bardia Ghobadi</p>
<p dir="ltr">
<p style="text-align: center;">استفاده از این اثر با در نظر گرفتن حقوق این مجموعه و مترجم بلامانع است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persiantbolts.com/%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ba%d9%86%d8%a7%d8%b7%db%8c%d8%b3%db%8c-%da%a9%d9%87%da%a9%d8%b4%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>قطب تا قطب</title>
		<link>http://persiantbolts.com/%d9%82%d8%b7%d8%a8-%d8%aa%d8%a7-%d9%82%d8%b7%d8%a8/</link>
		<comments>http://persiantbolts.com/%d9%82%d8%b7%d8%a8-%d8%aa%d8%a7-%d9%82%d8%b7%d8%a8/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 23 Dec 2016 00:22:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[مدیریت]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[زمین شناسی و علوم سیاره ای]]></category>
		<category><![CDATA[آلبرتو آدریانی]]></category>
		<category><![CDATA[آیو]]></category>
		<category><![CDATA[استفان اسمیت]]></category>
		<category><![CDATA[ایمانوئل ویلکوفسکی]]></category>
		<category><![CDATA[برجیس]]></category>
		<category><![CDATA[جونو]]></category>
		<category><![CDATA[چنبره پلاسما]]></category>
		<category><![CDATA[زحل]]></category>
		<category><![CDATA[شفق]]></category>
		<category><![CDATA[شفق قطبی]]></category>
		<category><![CDATA[شفق قطبی مشتری]]></category>
		<category><![CDATA[شفق های قطبی]]></category>
		<category><![CDATA[شفق های قطبی مشتری]]></category>
		<category><![CDATA[غول های گازی]]></category>
		<category><![CDATA[فضاپیمای جونو]]></category>
		<category><![CDATA[قطب مشتری]]></category>
		<category><![CDATA[قمر آیو]]></category>
		<category><![CDATA[قمرهای چوپان]]></category>
		<category><![CDATA[کمربند تابشی]]></category>
		<category><![CDATA[کمربند ون آلن]]></category>
		<category><![CDATA[مدل الکتریکی]]></category>
		<category><![CDATA[مرتضی خامدی]]></category>
		<category><![CDATA[مشتری]]></category>
		<category><![CDATA[مغناط کره]]></category>
		<category><![CDATA[ون آلن]]></category>
		<category><![CDATA[یو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://persiantbolts.com/?p=959</guid>
		<description><![CDATA[نخستین تصاویر از قطب شمال مشتری نشان می‌دهد: «&#8230;ساز و کار طوفان‌ها و فعالیت اقلیم این سیاره هیچ شباهتی به آنچه که پیش‌تر مشاهده شده بود، ندارد.» کاوشگر جونو(Juno) در ۵ آگوست ۲۰۱۱ پرتاب شد و بعد از پروازی ۵ ساله در ۴ جولای ۲۰۱۶ در مدار سیاره‌ی مشتری قرار گرفت. مشتری بزرگ‌ترین سیاره‌ی منظومه...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>نخستین تصاویر از قطب شمال مشتری نشان می‌دهد: «&#8230;ساز و کار طوفان‌ها و فعالیت اقلیم این سیاره هیچ شباهتی به آنچه که پیش‌تر مشاهده شده بود، ندارد.»</p>
<p>کاوشگر جونو(Juno) در ۵ آگوست ۲۰۱۱ <a href="https://www.youtube.com/watch?v=EIyt5EBUlfM">پرتاب شد</a> و بعد از پروازی ۵ ساله در ۴ جولای ۲۰۱۶ در <a href="https://www.nasa.gov/feature/jpl/jupiter-s-north-pole-unlike-anything-encountered-in-solar-system/">مدار</a> سیاره‌ی مشتری قرار گرفت. مشتری بزرگ‌ترین سیاره‌ی منظومه شمسی است که قطر آن در استوا به ۱۴۲,۹۸۴کیلومتر می‌رسد. بزرگی این سیاره به قدری است که تمامی سیارات منظومه شمسی به راحتی در آن جا می گیرند. این سیاره هر ۹.۹۲۵ ساعت یکبار به دور خود می‌چرخد، و این موجب شده تا قطرش (در استوا)  ۹۲۷۵ کیلومتر بیشتر از فاصله بین دو قطبش باشد.</p>
<p>اطراف مشتری کمربندهای تابشی درست شبیه به کمربندهای تابشی ون آلن (Van Allen) که دراطراف زمین هستند، وجود دارد؛ با این تفاوت که کمربندهای اطراف مشتری هزاران بار بزرگ‌تر و قوی‌تر هستند. ابزار الکترونیکی کاوشگر جونو در یک محفظه‌ی تیتانیومی قرار دارد  تا ذرات پر انرژی اطراف مشتری، در کار سیستم‌های این کاوشگر اختلال ایجاد نکنند.</p>
<p>اغلب ذرات پر انرژی اطراف مشتری، الکترون‌هایی هستند که در محدوده‌ی فرکانس رادیویی تابش می‌کنند. این، همان پدیده‌ایست که منجر به کشف میدان مغناطیسی مشتری شده بود. یکی از پیشگامان نظریه‌ی جهان الکتریکی، امانوئل ولیکوفسکی (Immanuel Velikovsky)، در اکتبر سال ۱۹۵۳ وجود میدان مغناطیسی و همچنین تابش قوی رادیویی آن را <a href="http://www.varchive.org/lec/671206pri.htm">پیش بینی</a> کرده بود. این پدیده ها ناشی از وجود <a href="https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/2/2d/Jupiter_radio.jpg">مغناط‌کره‌</a>ی (magnetosphere) مشتری هستند که تا ۶۵۰ میلیون کیلومتر، حتی فراتر از مدار زحل، گسترش پیدا کرده است.</p>
<p>حلقه‌های مشتری از صفحه‌ی نازکی که سیاره را محاط کرده، شکل گرفته اند، و ماهیتی الکتریکی دارند . مشاهده‌ی حلقه‌های مشتری دشوار است چرا که حلقه‌ها کاملاً پراکنده هستند و فقط در صورتی که در تراز و حالت مناسبی نسبت به خورشید قرار بگیرند، قابل رصد می‌شوند. شعاع‌ خارجی حلقه‌ از ۱۲۹ هزار کیلومتری تقریبا نزدیکی مدار قمر (Adrastea) شروع می‌شود. اغلب نظریه‌ها بر تاثیر قمرهای Metis, Adrastea, Amalthea و Thebe بر ساختار حلقه‌های مشتری، درست همانند تاثیر «قمرهای چوپان» بر حلقه‌های زحل، تاکید دارند. (اقمار چوپان، ۵ قمر کوچکی هستند که در حلقه‌ها و شکاف‌های بین حلقه‌های زحل قرار گرفته و تاثیر چشمگیری بر شکل این حلقه‌ها دارند.)</p>
<p>همانطور که قبلا اشاره شد؛ کاوشگر گالیله کشف کرد، مادامیکه قمر آیو به دور محور میدان های الکترومغناطیسی مشتری می چرخد، توان الکتریکی بیش از ۲ تریلیون وات پراکنده می‌کند. این بار الکتریکی که در امتداد میدان مغناطیسی مشتری جریان دارد، باعث روشن شدن قسمت های بالایی اتمسفر سیاره و همچنین <a href="http://cdn.sci-news.com/images/enlarge3/image_4160_5e-Jupiter.jpg">شفق های قطبی</a> شدید در قطب ها می شود. تلسکوپ فضایی هابل، همزمان با رسیدن جونو به مشتری <a href="https://www.youtube.com/watch?v=5WHHqh1xpXY">ویدئوی</a> شفق های قطبی مشتری را منتشر کرد.</p>
<p>آلبرتو آدریانی (Alberto Adriani) عضو تیم «نقشه برداری فروسرخ از شفق های قطبی مشتری» the Jovian Infrared Auroral Mapper) JIRAM) که توسط آژانس فضایی ایتالیا تدارک دیده شده است اذعان دارد: «&#8230; ما می دانستیم که اولین رصد قطب جنوب مشتری در محدوده‌ی فروسرخ، شفق قطبی این سیاره را نشان خواهد داد&#8230;و دیدیم که این شفق بسیار روشن و ساختار یافته بود.»</p>
<p>تمامی سیاراتی که به صورت غول گازیند، دارای حلقه هایی در اشکال مختلف هستند. چنبره‌ی پلاسمایی در اطراف این سیارات و جریان الکتریکی که در امتداد محورقطبی شارش و سپس از صفحه استوایی خارج می شود، دلایل احتمالی دوام وثبات حلقه‌ها هستند. هیچ کسی به درستی چگونگی شکل‌گیری و ثبات حلقه های سیاره ای را نمی‌داند، اما جریان الکتریکی گذرنده از میان غبار پلاسمایی می‌تواند توضیحات معقول‌تری ارائه دهد؛ که در مورد شفق‌های قطبی اغلب سیارات نیز صدق می‌کند.</p>
<p>توضیح تصویر: نزدیک قطب شمال مشتری &#8211; اعتبار تصویر: NASA/JPL-Caltech/SwRI/MSSS</p>
<p>استفان اسمیت</p>
<p>ترجمه: مرتضی خامدی</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;"><a href="https://www.thunderbolts.info/wp/2016/09/07/pole-to-pole/">Pole to Pole</a> &#8211; Translator: Morteza Khamedi</p>
<p style="text-align: center;">هرگونه کپی برداری با ذکر نام &#8220;بخش فارسی پروژه آذرخش&#8221; میسر خواهد بود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persiantbolts.com/%d9%82%d8%b7%d8%a8-%d8%aa%d8%a7-%d9%82%d8%b7%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
