<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>The Persian Thunderbolts &#187; ستاره</title>
	<atom:link href="http://persiantbolts.com/tag/%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://persiantbolts.com</link>
	<description>گروه آذرخش پارسی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 27 Apr 2025 05:19:33 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=4.2.38</generator>
	<item>
		<title>پاسخ والاس تورنهیل به انتقادات اریک لرنر</title>
		<link>http://persiantbolts.com/thornhillrep/</link>
		<comments>http://persiantbolts.com/thornhillrep/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 11 Apr 2021 03:06:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[مدیریت]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[اطلاعیه ها]]></category>
		<category><![CDATA[SAFIRE]]></category>
		<category><![CDATA[آذرخش پارسی]]></category>
		<category><![CDATA[آرپ]]></category>
		<category><![CDATA[آزمایش سفایر]]></category>
		<category><![CDATA[اخترفیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[اریک لرنر]]></category>
		<category><![CDATA[بیگ بنگ]]></category>
		<category><![CDATA[پروژه آذرخش]]></category>
		<category><![CDATA[پروژه سفایر]]></category>
		<category><![CDATA[پلاسما]]></category>
		<category><![CDATA[جهان الکتریک]]></category>
		<category><![CDATA[جهان الکتریکی]]></category>
		<category><![CDATA[جهان‌الکتریک]]></category>
		<category><![CDATA[ریاضی]]></category>
		<category><![CDATA[ستاره]]></category>
		<category><![CDATA[سفایر]]></category>
		<category><![CDATA[غزاله طهماسبی]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه طبیعی]]></category>
		<category><![CDATA[کیهان الکتریکی]]></category>
		<category><![CDATA[کیهان شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[کیهان شناسی پلاسما]]></category>
		<category><![CDATA[کیهان‌شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[مدل الکتریکی]]></category>
		<category><![CDATA[هالتون آرپ]]></category>
		<category><![CDATA[همجوشی]]></category>
		<category><![CDATA[همجوشی هسته ای]]></category>
		<category><![CDATA[والاس تورنهیل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://persiantbolts.com/?p=1613</guid>
		<description><![CDATA[والاس تورنهیل از موسسین پروژه آذرخش و در حال حاضر نائب رئیس آن می‌باشد، وی دانش‌آموخته تحصیلات تکمیلی فیزیک و الکترونیک از دانشگاه کانبرای استرالیا است، زمینه پژوهشی وی درباره نقش الکترومغناطیس و پلاسما در اخترفیزیک و همچنین درباره جریان‌شناسی مدل‌های علمی در فلسفه علم است، تورنهیل عضو پیوسته انجمن IEEE است و مقالات متعددی...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>والاس تورنهیل از موسسین پروژه آذرخش و در حال حاضر نائب رئیس آن می‌باشد، وی دانش‌آموخته تحصیلات تکمیلی فیزیک و الکترونیک از دانشگاه کانبرای استرالیا است، زمینه پژوهشی وی درباره نقش الکترومغناطیس و پلاسما در اخترفیزیک و همچنین درباره جریان‌شناسی مدل‌های علمی در فلسفه علم است، تورنهیل عضو پیوسته انجمن IEEE است و مقالات متعددی در زمینه پلاسما اخترفیزیک و علوم سیاره‌ای در ژورنال های IEEE به چاپ رسانده است، لازم به ذکر است تورنهیل دارنده مدال طلای آکادمی علوم Telesio-Galilei و همچنین به دلیل تحقیقاتش در فلسفه طبیعی برنده جایزه فلسفه علم NPA Sagnac در دانشگاه مریلند امریکا می‌باشد.</p>
<p>تورنهیل از اصلی‌ترین تئوریسین‌های مدل الکتریکی کیهان به شمار می‌رود و پس از انتقادات اریک لرنر نسبت به مدل الکتریکی به وی پاسخ داد و از ما درخواست کرد تا این جوابیه به زبان فارسی منتشر شود، اگر مایلید که انتقادات اریک لرنر نسبت به مدل الکتریکی را بخوانید و با اریک لرنر بیش‌تر آشنا شوید، <a href="http://persiantbolts.com/eucrisis/">کلیک کنید.</a></p>
<p>در انتها نتیجه این مباحثه که گروه آذرخش پارسی نقش میانجی آن را ایفا کرد برای شما نیز اعلام می‌کنیم:</p>
<p><strong>اریک لرنر:</strong> رویکرد جهان الکتریکی مورد بسط شده از کیهان شناسی پلاسما نیست.</p>
<p><strong>پاسخ:</strong> اریک درست می گوید. جهان الکتریکی صرفاً بسط کیهان شناسی پلاسما نیست زیرا موانع تصنعی ناشی از خاص‌گرایی را در آموزش و تحقیقات مدرن را در هم می‌شکند، این امری است که برای یک قرن از پیشرفت‌های عمده علمی جلوگیری کرده است. جهان الکتریکی بر اساس کلیه علوم پایه و علوم انسانی ساخته شده است تا برای اولین بار چشم‌انداز بشر را به مکان و تاریخ خود در جهان برساند. همه خاص‌گرایی‌ها با دید تونلی (یک نوع بیماری چشمی) محدود شده‌اند– این مثل آن است که از سمت اشتباه بخواهید از تلسکوپ استفاده کنید. کیهان‌شناسان پلاسما خود توسط متخصصان فیزیک خورشید استاندارد که ما را به باور همجوشی هسته‌ای گمراه می‌کنند، گمراه شده‌اند، و فیزیک‌دانان خورشید نیز خود توسط فیزیک‌دانان ذرات گمراه شده اند، برخی از آن‌ها اخیراً صداقت داشتند که اعلام کنند مدل استاندارد ذرات در بحران است.</p>
<p>واقع بینانه نیست که متخصص باشید و در کیهان‌شناسی موفق شوید. کیهان‌شناسی به عنوان &#8220;ملکه علوم&#8221; باید در همه علوم و علوم انسانی به کار برده شود که کیهان‌شناسی مدرن تلاشی برای انجام آن نمی کند. کبهان‌شناسی فعلی یک گمانه زنی نظری کاملاً ریاضی است که بر پایه باورهای مسیحی بنا شده است. این یک دین خلقت گرای مدرن است که لباس عرفان ریاضی بر تن دارد. فقط تعداد معدودی از دانشمندان واقعی در یک زمان وجود داشته‌اند. یکی از آنها هالتون آرپ بود. وی نوشت: &#8220;علم به یک دین تبدیل شده است!&#8230; گرچه ممکن است دین برخی از اصطلاحات اصیل علم را قرض گرفته باشد، مهمتر از همه، علم روش‌های دین را در پیش گرفته است. این بدترین حالت دو جهان است.&#8221; —(هالتون آرپ ، علم به چه چیزی رسیده است؟ ، مجله Scientific Exploration ، جلد. ۱۴ ، شماره ۳ ، ۲۰۰۰ ، ص. ۴۴۷) کیهان شناسی آرپ به عنوان یک آزمایش ضروری برای جهان الکتریکی مورد استفاده قرار گرفته است. در ضمن، کیهان شناسان پلاسما با انتقال به سرخ کوانتیزه آرپ، که پایان و اتمام مدل انفجار بزرگ و فیزیک ذرات را همراه با تئوری کوانتوم آماری‌اش هجی می‌کند؛ یا نیروی جاذبه، که غیر قابل توضیح باقی مانده است؛ و همه داستان های خلقت اولیه، سر و کار ندارند. ولی کیهان الکتریکی همه این‌ها و حتی بیشتر از آن را انجام می دهد.</p>
<p>نظریه جهان الکتریکی من از علوم انسانی متولد شد – &#8220;از طریق کالبدشکافی در الگوهای اولیه اسطوره‌ای در داستان‌های خلقت از سراسر جهان، که نشان داد و فاش کرد که تاریخ بشر آسیب و سانحه دیده و ما برداشت نادرستی از این تاریخ داریم و از آن هیچ بهبودی به دست نیاوردیم. به عنوان مثال این شامل آشفتگی‌های در منظومه شمسی، ترس وجودیت سیارات و سلاح آنها- &#8220;آذرخش خدایان (نام کتاب والاس تورنهیل و دیوید تالبوت)&#8221; بود. جدا از این درک اساسی، تئوری کیهان شناسی فعلی هیچ وابستگی با زندگی ما ندارد.</p>
<p><strong>اریک لرنر:</strong> رویکرد جهان الکتریکی پیش‌بینی کمی (عددی) انجام نمی‌دهد. اما پیش‌بینی‌های کمی در مدل کیهان‌شناسی پلاسما زیاد است. تفاوت روش شناختی زیادی بین رویکرد جهان الکتریکی و کیهان‌شناسی پلاسما وجود دارد.</p>
<p><strong>پاسخ:</strong> درست است، اما انتقادات نشان دهنده شکست نظام‌های آموزشی ما است. فیزیک قبلاً به عنوان &#8220;فلسفه طبیعی&#8221; شناخته می شد اما فیلسوفان طبیعی توسط ریاضیدانان طرد شده‌اند. همان‌طور که دیوید هاریمان در کتاب جهش منطقی می نویسد، &#8220;کسانی که فلسفه را یک رشته &#8220;نرم&#8221; و غیر علمی می دانند، در مقابل زمینه‌های&#8221; سخت &#8221; و علمی ریاضیات و فیزیک ، دروغ بزرگی را پذیرفته اند. ایده‌های ریاضی‌دانان و فیزیک‌دانان نمی توانند هدفی بیش از ایده‌های فلسفی که به آن‌ها وابسته‌اند، داشته باشند. فلسفه رشته‌ای است که به ما می‌گوید چگونه عینی باشیم و چگونه به یقین برسیم&#8230; این علم استقرایی فلسفه است که علوم &#8220;سخت&#8221; را یاد می‌دهد. &#8221; ص ص ۳-۲۴۲&#8243;.</p>
<p>جهان الکتریکی به معنای کلاسیک یک فلسفه طبیعی است که شامل کیهان شناسی پلاسمای پیش‌بینی کننده است که پایه آزمایشگاهی و ریاضیاتی دارد. کیهان‌شناسی پلاسما نسبت به جهان‌الکتریکی، که هیچ بودجه نهادی نداشته است – یا به رسمیت شناخته نشده است، البته به غیر از آنکه اخیرا توسط انجمن علوم هسته‌ای و پلاسمای IEEE به رسمیت شناخته شده است، از حمایت مالی بیش‌تری برخوردار است. جهان الکتریکی از طریق تعداد معدودی از دانشمندان کلاسیک طی چند قرن توسعه یافته است که با استفاده از علم استقرایی فلسفه، تابلوهای راهنمای علوم و علوم انسانی آینده را ارائه داده اند. از نظر تاریخی، نظریه پردازان ریاضی &#8220;خواب آلودگانِ&#8221; آرتور کوستر (نویسنده مجار/انگلیسی) هستند. برای جلوگیری از لغزش در تاریکی، آنها باید به فیلسوفان طبیعی احترام بگذارند، نه این‌که آن‌ها را نادیده بگیرند.</p>
<p><strong>اریک لرنر:</strong> ناسازگاری جهان الکتریکی با ریاضیات همان نقطه تلنگر آرمانی کیهان شناسان بیگ بنگ با استفاده از ریاضیات است&#8230;عدم آزمایش پیش‌بینی‌های ریاضی در برابر مشاهده – درهرحال به این دلیل که ریاضیات یا مشاهدات را دور ریخته اید – منجر به رسیدن به داستان‌های سرگرم کننده به جای علم می شود، و نتیجه علمی به همراه ندارد.</p>
<p><strong>پاسخ</strong>: علم مدرن به تجارت نمایشی سرگرم کننده تبدیل شده است زیرا ریاضی‌دانان قادر به تعریف نمادهای خود از نظر مفاهیم فیزیکی نیستند. به عنوان مثال، انرژی و جرم هر دو از نظر مفهومی تعریف نشده اند. جرم، خاصیت ماده، تقریباً به طور جهانی به عنوان کمیت ماده تفسیر می‌شود. وقتی جرم کاملاً به انرژی تبدیل می شود، گفته می شود &#8220;نابود می شود&#8221;، که یکی از اصول فیزیک را نقض می کند. انرژی، که همچنین از ویژگی های ماده است، فقط محض در نظر گرفتنش از آن بحث می شود. این نشان می‌دهد کیهان‌شناسی بیگ‌بنگ هیچ ارتباطی با فیزیک ندارد زیرا انرژی درگیر موجود به یک پیش ماده نیاز داشت. ریاضیات لزوماً هیچ ارتباطی با فیزیک ندارد! جهان الکتریکی این مفاهیم را تعریف می‌کند و از نظر ریاضی بر اساس این مفاهیم مخالف نیست. آزمون فلسفه طبیعی این است که آیا می‌تواند پدیده‌های غیر منتظره را پیش‌بینی کند و یا آن‌ها را به سادگی و منسجم از نظر مفهومی توضیح دهد. جهان الکتریکی از این نظر سابقه بی‌نظیری دارد. این همان جایی است که پیشرفت‌های اساسی در علم اتفاق می‌افتد. سپس می‌توان از ریاضیات هم برای تحلیل پدیده‌ها از نقطه نظر مفاهیم فلسفی استفاده کرد.</p>
<p><strong>اریک لرنر:</strong> رویکرد جهان‌الکتریکی نقش گرانش و انرژی همجوشی را در جهان نادیده می گیرد. در حالی که کیهان‌شناسی پلاسما چنین نمی کند. محتوای نظریه جهان الکتریکی نیز متفاوت است. رویکرد پلاسما به اخترفیزیک تشخیص می‌دهد که کیهان در اثر تعامل سه نیروی اساسی شکل گرفته است، که همه آن‌ها را در اینجا روی زمین مطالعه می کنیم: جاذبه، الکترومغناطیس و نیروهای هسته ای. از جمله خطاهای دیگر کیهان شناسی بیگ‌بنگ آن است که اساساً الکترومغناطیس را نادیده می گیرد. اما رویکرد جهان الکتریکی اساساً از جاذبه  و واکنش‌های هسته‌ای چشم‌پوشی می‌شود، از جمله واکنش‌های همجوشی که انرژی تمام ستاره‌ها را به عنوان یک منبع بنیادین انرژی در جهان تأمین می کند. به طور قطعی با ادعای این که همه پدیده‌های کیهان کاملاً الکتریکی هستند – از جمله ستاره‌ها و منبع انرژی آن‌ها – رویکرد جهان الکتریک همان خطای مشابه بیگ بنگ را ایجاد می کند. از آن‌جا که آن‌ها از آزمایش کمی (عددی) این تئوری‌های “الکتریکی خالص” امتناع می‌ورزند، به هیچ‌وجه نمی‌توانند اعتبار آن‌ها را تأیید کنند.</p>
<p><strong>پاسخ</strong>: این بیانیه نشان می دهد که اریک یا زحمت مطالعه به خود نداده است یا عملا نسبت به مفاهیم جهان الکتریکی نابینا است. چنین نگرشی مانند پدیده اسکوتوما (یک عارضه چشمی که به دلیل برخی بیماری‌ها ایجاد می‌شود) رواج دارد و توسط تحقیقات دکتر Iain McGilchrist، براساس روش های آموزشی مدرن نیز نشان داده شده است. با در نظر گرفتن جدی پیامدهای تحقیقات هالتون آرپ، که به جهانی غیر انبساطی و نیروی دافعه گرانشی بین اجرام آسمانی برای حفظ تعادل اشاره دارد، من اولین مدل فیزیکی قابل اجرا از نیروی جاذبه را توضیح داده‌ام. این چیزی است که نه ایزاک نیوتون و نه آلبرت انیشتین نتوانستند به آن برسند. در مورد سه نیروی اساسی، جهان الکتریک نشان می‌دهد که نیروی الکترودینامیکی ویلهلم وبر اساسی و مغناطیسی است و گرانش و نیروی هسته‌ای پاسخ الکترون‌ها، پروتون‌ها و هسته‌های اتمی ساختار یافته به آن نیرو هستند. وبر مدل مداری اتم را چهل سال قبل از آن‌که کشف شود پیش‌بینی کرد. این اولین مدل فیزیکی واقعی را برای توضیح مکانیک کوانتوم ارائه می‌دهد. این مزایای رویکرد کلاسیکی به علم است. جهان الکتریکی جاذبه، واکنش‌های هسته‌ای و همجوشی را نادیده نمی گیرد. بلکه مفاهیم کلاسیک مربوط به دهه ۱۸۵۰ را معرفی می کند که بتواند همه را به شکل فیزیکی توضیح دهد. تعصب و ​​پاکسازی تاریخ علم جزیی از قلمرو آموزش مدرن است.</p>
<p>&#8221; انرژی همجوشی در جهان&#8221; مفهومی نظری است که توسط همه پدیده‌های مشاهده شده در داخل و ورای خورشید، انکار می شود. نتیجه‌گیری موفقیت آمیز سال گذشته یعنی اثبات مفهوم &#8220;آزمایش SAFIRE&#8221;، که برای آزمایش مستقل مدل جهان الکتریکی خورشید انجام شد، ثابت کرد که مدل همجوشی ستاره‌‌ای ادینگتون فاقد اعتبار است. مدل‌های کیهان‌شناسی استاندارد و پلاسما توسط فیزیک‌دانان ذرات، که به نوبه خود محققان هسته‌ای را گمراه کرده اند، در مورد امکان تغییر شکل عناصر کم انرژی در فوتوسفر تمام ستاره‌های درخشان، گمراه شده‌اند. انرژی الکتریکی نور ستاره‌های رشته اصلی را تولید نمی کند، بلکه محیط پلاسمای پرانرژی ستاره را برای واکنش‌های شیمی‌هسته‌ای ایجاد می‌کند. در ضمن، کیهان‌شناسان پلاسما با پیگیری نکردن پیش‌بینی موفقیت شکل‌گیری ستاره در امتداد جریان‌های بیرکلند در داخل ابرهای مولکولی، کیهان‌شناسان استاندارد را گمراه کرده‌اند، با این نتیجه‌گیری واضح که همه ستاره‌ها عناصر سنگینی دارند که توسط جریان مارکلوند در هسته‌های سرد آن‌ها متمرکز شده است &#8211; بنابراین هیچ همجوشی هیدروژنی در هسته طبق مدل استاندارد وجود ندارد. به نظر می‌رسد خاص‌گرایی اجازه داشتن رویکرد میان‌رشته‌ای را نمی‌دهد.</p>
<p>به عنوان پاورقی، راکتور پلاسمای SAFIRE پایدار در آزمایش‌های اولیه به بازده تولید انرژی ۱۴۰۰٪ و عدم رادیواکتیویته در مقایسه با ۳۵٪ راکتورهای شکافت فعلی و ضایعات رادیواکتیو آن‌ها دست یافته است. طبیعت بهتر می داند &#8211; نه ریاضیدانان. از فلاسفه طبیعی بپرسید.</p>
<p><strong>والاس تورنهیل</strong></p>
<p>مترجم: غزاله طهماسبی</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;">Translator: Ghazaleh Tahmasebi</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>در انتها قرار بر این شد تا آزمایش SAFIRE به عنوان معیار بحث دو جانبه تئوریسین کیهان‌شناسی پلاسما و کیهان‌الکتریکی قرار داده شود و باید دید آیا بعد از تکمیل آزمایشات SAFIRE روش انجام آن و نتایجش آیا از داوری‌های علمی سرافراز بیرون می‌آید؟</p>
<p>اگر می‌خواهید با پروژه سفایر آشنا شوید به شما پیشنهاد می‌کنیم، این فیلم را که با زیرنویس فارسی آماده شده است، از دست ندهید. <a href="http://persiantbolts.com/safire/">کلیک کنید.</a></p>
<p>در صورت نیاز به اصل مکاتبات از طرق ایمیل با ما در میان بگذارید.</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persiantbolts.com/thornhillrep/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پلاسمویید ها منشا نیرو هستند</title>
		<link>http://persiantbolts.com/%d9%be%d9%84%d8%a7%d8%b3%d9%85%d9%88%db%8c%db%8c%d8%af-%d9%87%d8%a7-%d9%85%d9%86%d8%b4%d8%a7-%d9%86%db%8c%d8%b1%d9%88-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af/</link>
		<comments>http://persiantbolts.com/%d9%be%d9%84%d8%a7%d8%b3%d9%85%d9%88%db%8c%db%8c%d8%af-%d9%87%d8%a7-%d9%85%d9%86%d8%b4%d8%a7-%d9%86%db%8c%d8%b1%d9%88-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 17 Dec 2017 17:44:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[مدیریت]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[کیهان شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[Eden Girma]]></category>
		<category><![CDATA[پلاسمویید]]></category>
		<category><![CDATA[جهان الکتریک]]></category>
		<category><![CDATA[ستاره]]></category>
		<category><![CDATA[سیاره]]></category>
		<category><![CDATA[سیاهچاله]]></category>
		<category><![CDATA[شادی طهماسبی]]></category>
		<category><![CDATA[کهکشان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://persiantbolts.com/?p=1273</guid>
		<description><![CDATA[چه چیزی باعث تابش های پرانرژی از مرکز کهکشان ها می شود؟ طبق گزارش هایی که اخیرا منتشر شده، ابرسیاهچاله ی پرجرمی در مرکز کهکشان راه شیری قرار دارد که ستارگان اطرافش را می‌بلعد و باقی را با سرعتی نزدیک به ۱۰۰۰۰ کیلومتر بر ثانیه به فضا پرتاب می‌کند. ستارگان تکه تکه شده، در اندازه‌ی...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong>چه چیزی باعث تابش های پرانرژی از مرکز کهکشان ها می شود؟</strong></p>
<p>طبق <a href="https://www.cfa.harvard.edu/news/2017-01">گزارش</a> هایی که اخیرا منتشر شده، ابرسیاهچاله ی پرجرمی در مرکز کهکشان راه شیری قرار دارد که ستارگان اطرافش را می‌بلعد و باقی را با سرعتی نزدیک به ۱۰۰۰۰ کیلومتر بر ثانیه به فضا پرتاب می‌کند. ستارگان تکه تکه شده، در اندازه‌ی سیاره‌ای با جرمی بیش از ۳۷^۱۰×۲ کیلوگرم (تقریبا ده برابر جرم مشتری) مجددا به هم می پیوندند.</p>
<p>این گزارش نتیجه‌ی داده‌های مشاهداتی نیست، بلکه ناشی از مدل‌سازی‌های کامپیوتری در مورد اینکه چه اتفاقی ممکن است در ابرسیاهچاله‌ی پرجرم راه شیری،Sagittarius A، اتفاق بیافتد، است.</p>
<p>Eden Girma، دانشجوی فیزیک دانشگاه هاروارد می‌نویسد: “یک ستاره‌ی تکه‌تکه شده می‌تواند صدها قطعه‌ی سیاره مانند ایجاد نماید. ما متعجب شدیم که این روند تولد سیاره کجا به پایان می‌رسد؟ تا چه اندازه به ما نزدیک می‌شوند؟ ما یک کد کامپیوتری را برای پاسخ به این پرسش‌ها، توسعه دادیم.&#8221;</p>
<p>تصور می‌شود که هزاران جرم سیاره مانند سرگردان &#8221; شناور&#8221; در فضا وجود دارد. چرا؟ این مربوط می‌شود به نظریه‌ی چگونگی شکل‌گیری ستارگان و سیارات. در دیسک‌های پیش‌سیاره‌ای، پتانسیل زیادی برای تصادم و برخورد توده‌های مواد با یکدیگر در طول تکاملشان وجود دارد تا به حالت پایداری برسند. بعضی از آن‌ها تبدیل به سیاره‌های گازی غول پیکر و یا صخره‌ای می‌شوند در حالی که بعضی از آن‌ها نابود می‌شوند. ستاره شناسان باور دارند که بسیاری از این سیاره‌ها متعاقبا از سیستم اخراج خواهند شد. نوشته‌ها حاکی از آن است که تعداد این سیاره‌های سرگردان می‌بایستی بیشتر از تعداد سیارات مقید به ستاره‌ها باشد. اما جواب نهایی این است: کسی نمی داند!</p>
<p>همان طور که در یک اطلاعیه از دانشگاه هاروارد گفته شده: احتمالا این سیاره‌های ساختگی میبایستی متفاوت از آن‌هایی باشند که به طور طبیعی ساخته شده‌اند. محققان با اقتباس از کارل سیگن توضیح می‌دهند که آن‌ها از جنس ستاره هستند بنابراین عناصر سازنده‌ی آن‌ها نمی‌تواند مانند هم باشد زیرا قسمت‌های مختلف ستاره‌ی منفجر شده، اجرام سیاره‌ای متفاوتی ایجاد می‌کند. سوال این است، چگونه آن‌ها را از یکدیگر تشخیص دهیم؟</p>
<p>همانند سیاهچاله ها، مشکلات قابل توجهی در مورد تکامل پیش‌سیاره‌ای وجود دارد. سیاهچاله ها توسط قدرتمندترین تلسکوپ‌ها و سنسورهای تابشی قابل مشاهده نیستند، اما اخترشناسان همچنان مدعیند که به دلیل اثراتشان آن‌ها وجود دارند. آن‌ها تصور می‌کنند که ماده در اطراف سیاهچاله شتاب می گیرد و به شکل اسپاگتی فشرده می‌شود و به داخل &#8221; افق رویداد &#8221; کشیده شده تا اینکه از هم پاشیده شود و به سیاره‌ای سرگردان تغییر شکل دهد.</p>
<p>گفته می شود که تا کنون بیش از ۹۵ درصد کهکشان‌ها میزبان حداقل یک سیاهچاله هستند که ممکن است این گوی‌ها را به سمت ما پرتاب کنند. نظر کلی بر این است هنگامی که مواد با سرعت زیاد در اطراف سیاهچاله می‌گردند در اثر اصطکاک داغ شده و اشعه‌ی ایکس و فرابنفش تولید می‌کنند. این تابش‌ها هستند که به عنوان شواهد غیرمستقیم بر وجود سیاهچاله ها تلقی می‌شوند.</p>
<p>در مطالب گذشته، مقاله‌ای درباره‌ی هر دو جنبه‌ی این مدل کامپیوتری قرار دادیم. اصطلاحات، خودشان به اندازه‌ی کافی دوپهلو و مبهم هستند. به طور مثال دیسک‌های پیش‌سیاره‌ای و جزر و مدهای گرانشی هردوی این‌ها برای توضیح چگونگی از بین رفتن و یا بازتولید ستارگان استفاده می شوند. اینکه بگوییم نور فرابنفش و اشعه‌ی ایکس در میدان گرانشی ایجاد شده‌اند نوعی نشان از بی خبری ماست. در آزمایش‌های صورت گرفته در آزمایشگاه با شتاب دادن به ذرات در میدان الکتریکی به چنین انرژی‌هایی می‌توان دست یافت.</p>
<p>آزمایشی که شواهدی بر فروپاشی ماده تا نزدیک به چگالی بی نهایت ارائه بدهد وجود ندارد. در عوض، بنت پینچ (z-پینچ) در حالت پلاسمای ماده، پلاسمویید را تشکیل می‌دهد که بعدا به ستاره تبدیل می‌شود. وقتی چگالی جریان درون دولایه‌های موجود در مدارهای کهکشانی بسیارافزایش می‌یابد یک &#8221; اتصال کوتاه&#8221; داریم که انرژی را از فضای پیرامون جمع آوری می‌کند. انرژی می‌تواند از هزاران مکعب سال نوری در یک جا متمرکز شده و با انفجاری به صورت رعد کیهانی ظاهر شود و اشعه‌ی ایکس، یا تابش‌های فرابنفش را ایجاد کند.</p>
<p>تابش اشعه‌ی ایکس دریافتی از پلاسموییدی که در قلب کهکشان راه شیری قرار دارد همانند تابشی است که از ستاره‌ها تحت تنش‌های الکتریکی قوی دریافت می‌کنیم. پلاسمویید یک شتاب‌دهنده‌ی ذرات باردار است، بنابراین الکترون‌ها در میدان مغناطیسی شتاب می‌گیرند و از خود اشعه‌ی ایکس ساطع می‌کنند. سپس جریان‌های منتشر شده به سمت صفحه‌ی استوایی حرکت کرده و به صورت چرخشی به هسته باز می‌گردند.</p>
<p>در جهان الکتریکی، الکترومغناطیس توانمندتر است به تولید اجرام سماوی، بدون نیاز به فیزیک مافوق طبیعی ابرسیاهچاله های پرجرم. پدیده‌ی دشارژ پلاسما بیشتر در تولید نور پرانرژی شناخته شده است. جریان الکتریکی قوی‌تر، نوری با فرکانس بالاتر ایجاد می‌نماید که انرژی لازم را تامین کرده و در بعضی مواقع پرتوهای گاما نیز منتشر می‌شوند.</p>
<p>استفان اسمیت</p>
<p>مترجم: شادی طهماسبی</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;"><a href="https://www.thunderbolts.info/wp/2017/01/11/plasmoids-are-the-power/">Plasmaoids are The Power</a></p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;">Translator: Shadi Tahmasebi</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persiantbolts.com/%d9%be%d9%84%d8%a7%d8%b3%d9%85%d9%88%db%8c%db%8c%d8%af-%d9%87%d8%a7-%d9%85%d9%86%d8%b4%d8%a7-%d9%86%db%8c%d8%b1%d9%88-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جت های قهوه ای</title>
		<link>http://persiantbolts.com/%d8%ac%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%82%d9%87%d9%88%d9%87-%d8%a7%db%8c/</link>
		<comments>http://persiantbolts.com/%d8%ac%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%82%d9%87%d9%88%d9%87-%d8%a7%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 14 Sep 2017 14:51:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[مدیریت]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[اخترفیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[آلفون]]></category>
		<category><![CDATA[پلاسما]]></category>
		<category><![CDATA[جت کهکشان]]></category>
		<category><![CDATA[دولایه پلاسما]]></category>
		<category><![CDATA[ستاره]]></category>
		<category><![CDATA[سیاهچاله]]></category>
		<category><![CDATA[کوتوله قهوه ای]]></category>
		<category><![CDATA[کیهان شناسی پلاسما]]></category>
		<category><![CDATA[میلاد حاج ابراهیمی]]></category>
		<category><![CDATA[هانس آلفون]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://persiantbolts.com/?p=1245</guid>
		<description><![CDATA[HH 1165 در خوشه‌ی sigma Ori (خوشه‌ای در صورت فلکی شکارچی). سولفور (گوگرد) یونیزه شده مورد استفاده برای نقشه برداری جت ۷٫ ۰ میلیون سال نوری، سبز است. Credit: B. Riaz, C. Briceno, E. Whelan, S. Heathcote ستارگان کوتوله‌ی قهوه‌ای، دسته‌ی دیگری از اجرام درخشان (ستاره‌سان) هستند که جت‌هایی از ماده تابش می‌کنند. یک گزارش...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>HH 1165 در خوشه‌ی sigma Ori (خوشه‌ای در صورت فلکی شکارچی). سولفور (گوگرد) یونیزه شده مورد استفاده برای نقشه برداری جت ۷٫ ۰ میلیون سال نوری، سبز است.</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;">Credit: B. Riaz, C. Briceno, E. Whelan, S. Heathcote</p>
<p><strong>ستارگان کوتوله‌ی قهوه‌ای، دسته‌ی دیگری از اجرام درخشان (ستاره‌سان) هستند که جت‌هایی از ماده تابش می‌کنند.</strong></p>
<p>یک <a href="https://www.noao.edu/news/2017/pr1701.php">گزارش خبری</a>، کشف خروج جتی از ماده را از یک ستاره‌ی کوتوله‌ی قهوه‌ای گزارش می‌دهد. یک ستاره‌ی کوتوله‌ی قهوه‌ای، نام خود را از آنجا می‌گیرد که برای حفظ برهمکنش‌های گداخت هسته‌ای هیدروژن و درخشیدن همانند ستاره‌های بزرگتر از خودش، بسیار کوچک است.</p>
<p>معمولا جت‌های موازی شده را نتیجه‌ی فروریختن گاز ستاره‌ای به درون میدان گرانشی مفروض از یک سیاه چاله می‌پندارند. بر اساس نظریات، همانطور که آنها به دور سیاه چاله در مدارهای نزدیکتری می‌گردند؛ ذرات به سرعت‌های بسیار زیادی شتاب‌دار می‌شوند که این باعث برخورد‌های شدید می‌گردد که می‌تواند پرتوهای X و دیگر تابش‌های فرکانس بالا را تولید کند. در نهایت، به نحوی این شتاب، یک جت رشته‌ای قوی ایجاد می‌کند.</p>
<p>منجمان همچنین ذرات یونیزه شده و پرتوهای X را از ستارگان متغیر کشف می‌کنند که به اندازه‌ی زیادی سازمان یافته شده‌اند. برای آنان، توصیف چیزهایی که کشف کرده‌اند سخت است چون همانگونه که قبلا اشاره شد؛ نظریه‌ی در دسترس این است که گاز و گرد و غبار، همانطور که به دور یک سیاه چاله می‌گردند؛ توسط برخوردها انرژی یافته و یونیزه می‌شوند. صرف نظر از این منبع، تنها یک نیرو وجود دارد که می‌تواند یک جریان ماده را در فواصل بسیار طولانی کنار هم حفظ کند و آن نیروی الکترومغناطیس است. تنها برای ایجاد محصور سازی الکترومغناطیسی، با الکتریسیته است.</p>
<p>عدم درک اینکه جریان بار الکتریکی، میدان‌های مغناطیسی ایجاد می‌کند؛ به مدل‌های بسیاری منجر گردیده است که پاسخ‌های ناقصی را برای مسائل انرژی و محصورشدگی آماده می‌کند. برنده‌ی جایزه‌ی نوبل، هانس آلفون، اشاره کرد که پلاسما برای توانایی و سلیقه‌ی ریاضیدانان، &#8220;بسیار بغرنج و ناشیانه&#8221; است. آن &#8220;اصلا برای نظریات زیبای ریاضیاتی مناسب&#8221; نیست و نیازمند تجربیات آزمایشگاهی است.</p>
<p>آلفون مشاهده کرد که جهان پلاسما، &#8220;تفریحگاه نظریه پردازانی شده است که هرگز یک پلاسما را در آزمایشگاه ندیده‌اند. بیشتر آنان هنوز به فرمول‌هایی باور دارند که ما نادرست بودن آنها را از تجربیات آزمایشگاهی می‌دانیم. &#8221; وی اندیشید که فرض‌های اساسی کیهان شناسان &#8220;با روش‌های ریاضیاتی خیلی پیچیده‌ای توسعه یافته‌اند و تنها خود پلاسما است که درک نکرد زیبایی نظریات چگونه هستند و مطلقا از پیروی آنها امتناع کرد. &#8221;</p>
<p>همانگونه که پیش از این نوشته شد؛ ستارگان گره‌هایی در جریان‌های الکتریکی هستند. انرژی الکترومغناطیسی آنها می‌تواند در ورقه‌های جریان استوایی اطراف آنها ذخیره شود تا زمانی که چند رویداد پر و خالی شدن باعث گردد آنها یک تخلیه قطبی را انتخاب کنند. جت الکتریکی انرژی الکتریکی خود را از یک شتاب دهنده‌ی ذرات طبیعی می‌تواند دریافت کند؛ یعنی یک دولایه‌ی پلاسمایی با یک میدان الکتریکی قوی. میدان‌های مغناطیسی حلقوی به خاطر تخلیه پلاسمایی قطبی شکل خواهند گرفت و به یک کانال باریک محدود خواهند شد.</p>
<p>تجزیه و تحلیل سیارات غول گازی و مطالعه‌ی ارتباط آنها با کوتوله‌های قهوه‌ای، طرفداران جهان الکتریکی را به این نظریه سوق داد که وجود جت‌ها ، مخصوصا با در نظر گرفتن اثرات الکتریکی بر سیاره‌ی مشتری و زحل ؛ محل شگفتی و تعجب نیست. هر دوی این سیارات غول، جنبه‌هایی الکتریکی را نمایش می‌دهند که اگر در نظر بگیریم که آنها توسط میدان‌های الکتریکی قوی‌تر انرژی‌دار شده باشند؛ رفتارشان به راحتی می‌تواند به رفتار کوتوله‌ی قهوه‌ای بسط یابند. افزایش جریان الکتریکی به این صورت را می‌توان نشانگر تخلیه‌های الکتریکی قوی‌تر و بیشتری مانند جت‌ها دانست.</p>
<p>ترجمه: میلاد حاج ابراهیمی</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;"><a href="https://www.thunderbolts.info/wp/2017/05/24/brown-jets/">Brown Jets</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persiantbolts.com/%d8%ac%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%82%d9%87%d9%88%d9%87-%d8%a7%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کهکشان ها</title>
		<link>http://persiantbolts.com/%da%a9%d9%87%da%a9%d8%b4%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%a7/</link>
		<comments>http://persiantbolts.com/%da%a9%d9%87%da%a9%d8%b4%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 12 Jul 2017 19:12:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[مدیریت]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[کیهان شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[Z-Pinch]]></category>
		<category><![CDATA[آلفون]]></category>
		<category><![CDATA[آنتونی پرات]]></category>
		<category><![CDATA[پلاسما]]></category>
		<category><![CDATA[جت پلاسما]]></category>
		<category><![CDATA[دولایه پلاسما]]></category>
		<category><![CDATA[دیسک کهکشان]]></category>
		<category><![CDATA[ستاره]]></category>
		<category><![CDATA[کهکشان]]></category>
		<category><![CDATA[مرتضی خامدی]]></category>
		<category><![CDATA[موتور هموپولار]]></category>
		<category><![CDATA[هانس آلفون]]></category>
		<category><![CDATA[هموپولار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://persiantbolts.com/?p=1211</guid>
		<description><![CDATA[معمولاً کهکشان ها «جزیره های کیهان» و یا «مجموعه وسیعی از ستارگان» تعریف و معرفی می‌شوند که نادرست نیست، اما کمی گمراه‌کننده است. زیرا فواصل بزرگی میان ستارگان حتی در متراکم ترین نواحی  بسیاری از کهکشان ها وجود دارد. تعریف بهتر این است که:‌ «کهکشان ها ساختارهای وسیعی از ابرهای پلاسمایی هستند که شامل جریان...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>معمولاً کهکشان ها «جزیره های کیهان» و یا «مجموعه وسیعی از ستارگان» تعریف و معرفی می‌شوند که نادرست نیست، اما کمی گمراه‌کننده است. زیرا فواصل بزرگی میان ستارگان حتی در متراکم ترین نواحی  بسیاری از کهکشان ها وجود دارد. تعریف بهتر این است که:‌ «کهکشان ها ساختارهای وسیعی از ابرهای پلاسمایی هستند که شامل جریان های الکتریکی بوده و علاوه بر ستارگان و سیارات توزیع گسترده ای از ماده که سحابی نامیده می‌شوند، هستند.»</p>
<p>شکلی که مشخصه‌ی بیشتر کهکشان هاست، اولین بار توسط هانس آلفون (Hannes Alfven) در سال ۱۹۸۱ توصیف شد.</p>
<p>تصویر زیر، شکلی است که آلفون پیشنهاد داد. این نمودار یک مقطع عمودی از یک شکل سه بعدی است. خط افقی در مرکز نمودار در‌واقع یک صفحه‌ی دایروی (دیسک) در سطح افقی است. زمانی که از لبه به این دیسک نگاه کنیم به این شکل خواهد بود، اما از روبرو، شبیه به تصویر آشنا از کهکشان های مارپیچی که اغلب مشاهده کرده ایم ، است. خطوط عمودی موازی که از مرکز کهکشان بیرون می‌آید(در راستای چرخش) نشان دهنده جریان الکتریکی در پلاسماست که گاهی به صورت «جت های کهکشانی» قابل مشاهده هستند.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="alignnone" src="http://electric-cosmos.org/alfven1.jpg" alt="" width="287" height="293" /></p>
<p>دو حرف DL در نمودار نشان دهنده‌ی دولایه ها در جت‌های پلاسمایی است. DL ها شامل میدان الکتریکی قوی و همچنین منبع انشار امواج رادیویی هستند. دو شکل نامنظم در سمت چپ نمودار نشان دهنده‌ی «دو منبع رادیویی» که در بسیاری از کهکشان‌ها مشاهده شده است، می باشد. این‌ها ناشی از DL ها هستند. در برخی کهکشان ها این جت‌های پلاسما در وضعیت تاریک بوده و قابل مشاهده نیستند، در عوض تعدادی از آن نیز قابل مشاهده اند.</p>
<p>این تصویر قنطورس A است. جت پلاسما به وضوح در این تصویر قابل مشاهده است. بر اساس نظریه هالتون آرپ  که اختروش ها از مراکز کهکشان های سیفرت در راستای «محور ثانویه» (محور چرخش) گسیل می کنند، در این عکس نشان داده شده است. لازم به ذکر است که DL ها همچنین محل z-pinch های قوی ای هستند که می‌توانند مواد پراکنده را در نواحی متراکم تر فشرده سازند.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="alignnone" src="http://electric-cosmos.org/centsuper.jpg" alt="" width="540" height="421" /></p>
<p>شکل کلی یک دیسک چرخان حامل جریان های الکتریکی در تعبیر آلفون با عنوان موتور مولد هموپولار  معرفی می شود. باید توجه داشت که دیسک افقی(بازوهای کهکشان) در جایی هستند که جریان I توزیع می یابد و چگالی جریان بیش‌ترین مقدار است. این جایی است که معمولاً ستارگان جمعیت I پیدا می شوند.</p>
<p>در بسیاری از کهکشان ها ساختار جت ها در نور مرئی قابل مشاهده و رصد نیستند. بنابراین تا زمانی که تکنولوژی رصد فروسرخ و ماهواره های رصد اشعه ایکس وجود نداشتند، این ویژگی‌ها ناشناخته باقی‌مانده بودند. در حال حاضر تصاویر زیادی از کهکشان ها وجود دارد که ساختار آلفون را نشان می دهند. تصویر زیر توسط تلسکوپ مداری فروسرخ سوبارو(Subaru) از کهکشان M82 گرفته شده است.</p>
<p><img class="alignnone aligncenter" src="http://electric-cosmos.org/m82subaru.jpg" alt="" width="375" height="250" /></p>
<p>حتی همسایه ما کهکشان آندرومدا M31 نیز نشان‌گر دیسکی شبیه به ساختار موتور مولد هموپولار است.  تصاویر زیر کهکشان آندرومدا را در نور مرئی و فروسرخ که رصدخانه فضایی فروسرخ(ISO) سازمان فضایی اروپا گرفته شده نشان می دهند.</p>
<p><img class="alignnone aligncenter" src="http://electric-cosmos.org/M31ISO.jpg" alt="" width="321" height="366" /></p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: center;"><img class="alignnone" src="http://electric-cosmos.org/M31.jpg" alt="" width="321" height="370" /></p>
<p style="text-align: right;">آلفون همچنین برای ستارگان منفرد نیز مدل مشابهی پیشنهاد کرد. او تقریباً نمودار های یکسانی را برای عملکرد ستارگان معمولی ارائه کرد. یک بار دیگر ممکن است پلاسما در یکی از حالت‌های قابل مشاهده عمل کند. بنابراین تصویر تمامی ستاره‌ها چنین ساختاری را نشان نخواهند داد. مدار هلیوسفری آلفون در تصویر زیر نشان داده شده است. از آنجایی که خورشید یک ستاره معمولی محسوب می شود، این نمودار به خوبی در مورد خورشید نیز پذیرفته می شود.</p>
<p style="text-align: right;"><img class="alignnone aligncenter" src="http://electric-cosmos.org/alfvensun.jpg" alt="" width="273" height="349" /></p>
<p>این پیشنهاد تا بهار سال ۲۰۰۱ زمانی که فضاپیمای یولیسس(Ulysses) «تیوب های پلاسمایی» دراز نشأت گرفته از قطب پایینی خورشید را کشف کند، به شکل ظن و گمان باقی بود. این تیوب ها به‌قدری طویل هستند که فراتر از مدار مریخ نیز گسترش یافته‌اند. در حال حاضر تصاویر بسیاری از ستارگان منفرد دارای جت پلاسما در دسترس است. البته، آلفون باور داشت که تمام ستارگان دارای جت هستند که تعداد کمی قابل مشاهده اند. دو تصویر زیر ستارگانی هستند که جت پلاسمایی و شکل دیسک مشخصه‌شان به وضوح قابل مشاهده است.</p>
<p>تصاویر که توسط مرکز فضایی Goddard ناسا تهیه شده، سیارات اجرام هربیگ هارو را نشان می‌دهند که در امتداد جت پلاسمای ستاره مادر شکل گرفته اند. این مجموعه احتمالاً به واسطه  DLها در این موقعیت ها شکل گرفته اند. تصویر دیگر، شکل پیچشی، حاکی از جریان های بزرگ بیرکلند شامل DL ها به وضوح قابل مشاهده هستند. دکتر آنتونی پرات(Anthony Peratt) نشان داد که ۹ جرم به طور معمول به وسیله اثر z-pinch شکل گرفته‌اند.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="alignnone" src="http://electric-cosmos.org/jet.jpg" alt="" width="201" height="418" /></p>
<p style="text-align: center;"><img class="alignnone" src="http://electric-cosmos.org/jettedstar2.jpg" alt="" width="648" height="480" /></p>
<p style="text-align: right;">چه آن‌ها را  موتور مولد هموپولار یا دیسک پرتاب کننده پلاسما(جت) و یا مدار آلفون بخوانیم ، در مشاهده این ساختارها با افزایش فرکانس و دقت بالا و همچنین گسترش پهنای باند ابزار، پیشرفت هایی حاصل شده است.</p>
<p style="text-align: left;"><a href="http://electric-cosmos.org/galaxies.htm">http://electric-cosmos.org/galaxies.htm</a></p>
<p style="text-align: right;">ترجمه: مرتضی خامدی</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persiantbolts.com/%da%a9%d9%87%da%a9%d8%b4%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تشکیل ستارگان و پیش‌بینی مدل الکتریکی برای کهکشان‌های بیضوی</title>
		<link>http://persiantbolts.com/%d8%aa%d8%b4%da%a9%db%8c%d9%84-%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%be%db%8c%d8%b4%e2%80%8c%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%af%d9%84-%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%aa%d8%b1%db%8c%da%a9%db%8c/</link>
		<comments>http://persiantbolts.com/%d8%aa%d8%b4%da%a9%db%8c%d9%84-%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%be%db%8c%d8%b4%e2%80%8c%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%af%d9%84-%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%aa%d8%b1%db%8c%da%a9%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 14 May 2017 21:16:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[مدیریت]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[پژوهش]]></category>
		<category><![CDATA[کیهان شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[ستاره]]></category>
		<category><![CDATA[کهکشان]]></category>
		<category><![CDATA[کهکشان بیضوی]]></category>
		<category><![CDATA[کهکشان کروی]]></category>
		<category><![CDATA[کیارش دانش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://persiantbolts.com/?p=1174</guid>
		<description><![CDATA[کهکشان‌ها بزرگترین قطعات جهان اند. آنها بزرگترین جرم‌ها شامل ستارگان، گاز و گرد و غبارند که هنوز می‌توانند در دید یک تلسکوپ قرار گیرند. کهکشان‌ها را می‌توان در سه دسته‌ی بیضوی، مارپیچی و نامنظم دسته‌بندی کرد. (زیلیک &#38; اسمییت) تا کنون تصور بر این بوده است که کهکشان‌های پرجرم از ترکیب و درهم رفتن کهکشان‌های...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>کهکشان‌ها بزرگترین قطعات جهان اند. آنها بزرگترین جرم‌ها شامل ستارگان، گاز و گرد و غبارند که هنوز می‌توانند در دید یک تلسکوپ قرار گیرند. کهکشان‌ها را می‌توان در سه دسته‌ی بیضوی، مارپیچی و نامنظم دسته‌بندی کرد. (زیلیک &amp; اسمییت)</p>
<p>تا کنون تصور بر این بوده است که کهکشان‌های پرجرم از ترکیب و درهم رفتن کهکشان‌های کم جرم‌تر بوجود می‌آیند، اما در یکی از پژوهش‌هایی که به تازگی توسط مدرسه بین‌المللی تحصیلات تکمیلی (SISSA) صورت گرفته این نتیجه بدست آمده که کهکشان‌های بیضوی نمی‌توانند حاصل برخورد دو کهکشان با هم باشند. (Mancuso, et al., 2016)</p>
<p>کهکشان‌های بیضوی از غنی‌ترین کهکشان‌ها برای تشکیل ستارگان هستند و در نتیجه محیط آنها غنی از گرد و غبار است، چرا که تشکیل ستارگان عموماً شامل آزاد کردن گرد گاز و مولکول‌های سنگین می‌شود. وجود این حجم از گرد و غبار کار را برای مشاهده و ارزیابی ستارگان این کهکشان‌ها بسیار دشوار می‌کند بدان معنا که امواج الکترومغناطیسی تابشی از ستاره‌های این دسته از کهکشان‌ها توسط گرد و غبار جذب و امواجی بسیار کم ‌قدرت و در طیف تابشی فروسرخ به پژوهشگران می‌رساند که با توجه به ارزیابی‌های معمول ستاره‌ای در طیف فرابنفش، عملا این طیف تابشی دریافتی مناسب کار پژوهشگران قرار نمی‌گیرد. بنابراین، با توجه به محدودیت‌های موجود در این زمینه پژوهشگران به پیش‌بینی بسنده می‌کنند. اما در تصویری از یک کهکشان بیضوی که در حالت لنز گرانشی قرار داشت، سازمان فضایی اروپا برای اولین بار توانست ستارگانی که بر تعیین شکل کهکشان خود تاثیر می‌گذارند را نشان دهد. (ESO, n.d.)</p>
<p><a href="http://persiantbolts.com/wp-content/uploads/photo_2017-05-15_01-41-41.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-1175" src="http://persiantbolts.com/wp-content/uploads/photo_2017-05-15_01-41-41-300x111.jpg" alt="photo_2017-05-15_01-41-41" width="300" height="111" /></a></p>
<p>با تحقیقات بیشتر پژوهشگران در مدرسه بین‌المللی تحصیلات تکمیلی به این نتیجه رسیدند که کهکشان‌های بیضوی نه به دلیل ادغام شدن دو کهکشان دیگر، بلکه به دلیل تشکیل ستارگان در مرز‌ کهکشان‌های بیضوی و ارتباط ابر‌های مولکولی آن ستارگان با ماده‌ی میان کهکشانی (جریان‌های الکتریکی بلند برد بیرکلند) و در نتیجه تعریف شکل کهکشان‌های بیضوی بوجود آمده اند و این نشان می دهد ستارگانی که با استناد به مدل استاندارد تشکیل می‌شوند به تنهایی نمی‌توانسته اند که به ریخت شناسی کهکشان‌های بیضوی جهت بدهند؛ بلکه تکانه‌ی زاویه ای مغناطیسی حاصل از چرخش قرص های برافزایشی پیش‌ستارگان،‌ به گونه‌ای به ریخت شناسی کهکشان های بیضوی جهت می‌دهند که ساختار شعاعی آن ها بسیار شبیه به کهکشان‌های کروی می‌نماید. اما نکته ی دیگر این است که چرخش متقارن محوری این کهکشان‌ها پیش‌بینی‌های دقیقی که با مشاهدات نیز هم‌همخوانی داشته اند را ارائه می‌دهد.  (Larson, 1975)و این خود یکی دیگر از پیش‌بینی‌های مدل کیهان الکتریکی برای تشکیل کهکشان‌ها و تاثیر جریان‌های بیرکلند بر آنهاست. (Project, n.d.)</p>
<h4>منابع</h4>
<p>[۱] ESO. (n.d.). Retrieved from European Southern Observatory: http://www.eso.org/</p>
<p>[۲] Larson, R. B. (1975). Models for the Formation of Elliptical Galaxies. <em>Royal Astronomy Society</em>.</p>
<p>[۳] Mancuso, C., Lapi, A., Shi, J., Gonzalez-Nuevo, J., Aversa, R., &amp; Danese, L. (2016). THE QUEST FOR DUSTY STAR-FORMING GALAXIES AT HIGH REDSHIFT z &gt; 4. <em>The Astrophysical Journal</em>.</p>
<p>[۴] Project, T. T. (n.d.). Retrieved from The Thunderbolts Project: www.thunderbolts.info</p>
<p>]۵] زیلیک, &amp; اسمییت. (۱۳۸۵). <em>نجوم و اخترفیزیک مقدماتی</em> (جلد ۲). (ج. قنبری, &amp; ت. عدالتی, مترجم) دانشگاه امام رضا.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>گردآورنده: کیارش دانش</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: center;">هرگونه استفاده از این متن با ذکر نام آذرخش پارسی بلامانع است</p>
<table style="height: 42px;" width="135">
<tbody>
<tr>
<td width="178"></td>
</tr>
<tr>
<td></td>
<td></td>
</tr>
</tbody>
</table>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persiantbolts.com/%d8%aa%d8%b4%da%a9%db%8c%d9%84-%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%be%db%8c%d8%b4%e2%80%8c%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%af%d9%84-%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%aa%d8%b1%db%8c%da%a9%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سحابی الکتریکی</title>
		<link>http://persiantbolts.com/%d8%b3%d8%ad%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%aa%d8%b1%db%8c%da%a9%db%8c/</link>
		<comments>http://persiantbolts.com/%d8%b3%d8%ad%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%aa%d8%b1%db%8c%da%a9%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 03 May 2017 19:35:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[مدیریت]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[اخترفیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[بیوساوار]]></category>
		<category><![CDATA[پرهام سعیدی]]></category>
		<category><![CDATA[تپ اختر]]></category>
		<category><![CDATA[تفنگ پلاسما]]></category>
		<category><![CDATA[زد پینچ]]></category>
		<category><![CDATA[ستاره]]></category>
		<category><![CDATA[ستاره نوترونی]]></category>
		<category><![CDATA[سحابی]]></category>
		<category><![CDATA[غلاف پلاسما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://persiantbolts.com/?p=1170</guid>
		<description><![CDATA[تپ‌اخترها بیشتر شبیه مدارهایی نوسان کننده هستند. در چهارم جولای ۱۰۵۴ قبل از میلاد، اخترشناسان چینی یک &#8220;ستاره‌ی مهمان&#8221; نزدیک ستاره‌ی زتا-ثور در صورت فلکی ثور مشاهده کردند. آن‌ها یادداشت کرده‌اند به اندازه‌ای روشن بود که در روز بدرخشد. جان بویس در سال ۱۷۳۱ یک سحابی درخشان در محل گزارش شده دید، در حالی که...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong>تپ‌اخترها بیشتر شبیه مدارهایی نوسان کننده هستند.</strong></p>
<p>در چهارم جولای ۱۰۵۴ قبل از میلاد، اخترشناسان چینی یک &#8220;ستاره‌ی مهمان&#8221; نزدیک ستاره‌ی زتا-ثور در صورت فلکی ثور مشاهده کردند. آن‌ها یادداشت کرده‌اند به اندازه‌ای روشن بود که در روز بدرخشد. جان بویس در سال ۱۷۳۱ یک سحابی درخشان در محل گزارش شده دید، در حالی که چالز مسیه رصد خود را در ۱۷۵۸ ثبت کرد. ویلیام پارسون، ارل سوم راس، با استفاده از تلسکوپ ۷۲ اینچی آینه‌ای ۴ تنی خود که با نام &#8220;لوایتان پارسونتون&#8221; شناخته می‌شود، نوشت که سحابی شبیه چنگال‌های یک خرچنگ است.</p>
<p>دیدگاه جمع بیان می‌کند که این سحابی بازمانده‌ای از یک انفجار ابرنواختری است. آنچه به طور معمول یک تپ‌اختر نامیده می‌شود ابتدا در مرکز سحابی خرچنگ توسط اخترشناسان امواج رادیویی در سال ۱۹۶۸ کشف شد. متعاقباً، فهمیدند که به خوبی یک چشمه‌ی تابش نور مرئی و پرتو ایکس نیز می‌باشد. تپ‌اختر سحابی خرچنگ ۳۰ بار در ثانیه چشمک می‌زند، ستاره‌ی مرکزی باید  ۳۰ بار در ثانیه بچرخد.</p>
<p>در تصویر بالای صفحه، الکترون‌هایی که با انرژی بالا شتاب گرفته‌اند با رنگ آبی نشان داده شده‌اند، و با انرژی کم‌تر با رنگ بنفش. داده‌های ماهواره فرمی بالاترین انرژی الکترون‌ها را در نزدیکی مرکز سحابی ثبت کرده‌است. پرانرژی ترین الکترون‌هایی که تا کنون ثبت شده‌اند.</p>
<p>ستارگان نوترونی قرار است به سوالات مربوط به رفتار غیر عادی تپ‌اخترها پاسخ دهند، مخصوصاً وقتی در یک بازه‌ی زمانی کوتاه نوسان می‌کند، مانند تپ‌اختر سحابی خرچنگ. چنین تصور می‌شود که آن‌ها باقی مانده‌‍‌ای هستند پس از آن که ستارگان لایه‌های بیرونی خود را در انفجارهایی قدرتمند به بیرون پرتاب می‌کنند و یک هسته‌ی ابر چگال برجای می‌گذارند. تمام الکترون‌های برجای مانده از هسته‌ی ستاره توسط گرانش فشرده می‌شوند تا در هسته با پروتون‌ها ترکیب شوند، و ماده‌ای بسیار چگال را تشکیل می‌دهند که یک قاشق چای خوری از آن در زمین میلیاردها تن وزن خواهد داشت.</p>
<p>چنین فرض می‌شود که تپ‌اخترها وقتی شکل می‌گیرند که میدان مغناطیسی ستاره‌ی نوترونی بیش‌تر از ۱۰ به توان ۱۵ گاوس باشد. در مقایسه، میدان مغناطیسی زمین یک و نیم گاوس است. شواهد ستاره‌ی نوترونی غیر مستقیم هستند، با این حال، هیچ‌کدام تا به حال رصد نشده‌اند. چیزی که رصد شده میدان مغناطیسی قدرتمندی است که در کسری از ثانیه می‌تپد. نظریه ستاره‌ی الکتریکی پیشنهاد می‌دهد که ستارگان نوترونی اجسامی خیالی هستند. کیهان شناسی وابسته بر تنها گرانش، به آن نیاز دارد زیرا نیروی ایجاد شده از چرخش میلیاردها میلیون تن به سرعت چرخش دریل باعث می‌شود تا ستاره خود را از هم جدا کند.</p>
<p>یکی از سخت‌ترین مشکلات همراه با ستارگان نوترونی تجاوز آن‌ها از اصل &#8220;جزیره‌ی ثبات&#8221; است. تعداد نوترون‌هایی که بر تعداد پروتون‌های هسته‌ی عناصر غلبه می‌کند یک نسبت تقریباً یک به یک برای عناصر سبک و برای عناصر سنگین‌تر تقریباً یک و نیم به یک را نشان می‌دهد. هر چیزی خارج از این حد، خود به خود رو به زوال می‌رود تا به تعادل برسد. تعداد بسیار اندکی نوترون و اتم، پروتون منتشر می‌کنند تا جایی که تثبیت گردند، یا بلعکس. بنابراین، هسته‌ی اتمی که تنها از نوترون‌ها تشکیل شده است، ناپایدار بوده و بلافاصله از بین می‌رود.</p>
<p>از وقتی که میدان‌های مغناطیسی توسط جریان‌های الکتریکی القاء می‌شوند، باید الکتریسیته در میدان‌های قدرتمند یک تپ‌اختر تولید شود. این &#8220;جریان‌های خورنده&#8221; باید همچنین بخشی از یک مدار باشد، از آن جایی که جریان الکتریکی مداوم باید در یک مدار کامل جاری شود. طرفداران جهان الکتریکی گمان می‌کنند که نوسانات در تپ‌اخترها توسط اثرات تشدید شده در این مدارات پدید آمده است. انتشار ناگهانی انرژی الکتریکی ذخیره شده در یک &#8221; لایه‌ی دوتایی&#8221; مسئول طغیان‌های پر انرژی‌شان است.</p>
<p>در حالی که بارهای الکتریکی در میان ابرهای غباری پلاسما در جریان‌اند، اثر بیو-ساوار رشته‌های خطی را کنار هم قرار می‌دهد، و مناطق فشرده سازی به نام &#8220;زد-پینچ&#8221; یا &#8220;گره‌های بنت&#8221; را شکل می‌دهند. بسته به آن که چه مقدار الکتریسیته در مدار جاری است، جایی که چگالی جریان حداکثر باشد میدان مغناطیسی ستاره به بیشترین حد خود می‌رسد. شبیه‌تر به نظر می‌رسد تپ‌اخترها نمایشگاهی از تجمع عظیمی از الکتریسیته متمرکز توسط اثر یک &#8220;تفنگ پلاسما&#8221; برگزار کرده‌اند.</p>
<p>مواد ابرچگال و چرخش‌های زیاد الزامی نیستند. الکتریسیته‌ی جاری در مدار یک توضیح منسجم برای رفتار تپ‌اخترها فراهم می‌کند که شامل شعله زنی‌های اشعه گاما نیز می‌باشد، و با نظریات الکترومغناطیس مورد قبول نیز مطابق است.</p>
<p>استفان اسمیت</p>
<p>ترجمه: پرهام سعیدی</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;"><a href="https://www.thunderbolts.info/wp/2014/10/01/electronic-nebula/">Electronic Nebula</a> &#8211; Translator: Parham Saeedi</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persiantbolts.com/%d8%b3%d8%ad%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%aa%d8%b1%db%8c%da%a9%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ممکن است ابرنواخترها آن طور که ستاره شناسان ادعا میکنند،نباشند</title>
		<link>http://persiantbolts.com/%d9%85%d9%85%da%a9%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d9%87%d8%a7-%d8%a2%d9%86-%d8%b7%d9%88%d8%b1-%da%a9%d9%87-%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%b4%d9%86/</link>
		<comments>http://persiantbolts.com/%d9%85%d9%85%da%a9%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d9%87%d8%a7-%d8%a2%d9%86-%d8%b7%d9%88%d8%b1-%da%a9%d9%87-%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%b4%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 24 Apr 2017 08:04:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[مدیریت]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[کیهان شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[z پینچ]]></category>
		<category><![CDATA[ابرنواختر]]></category>
		<category><![CDATA[ابرنواختر نوع Ia]]></category>
		<category><![CDATA[ابرنواختر نوع دو]]></category>
		<category><![CDATA[ابرنواختر نوع یک]]></category>
		<category><![CDATA[انبساط کیهان]]></category>
		<category><![CDATA[پلاسما]]></category>
		<category><![CDATA[ستاره]]></category>
		<category><![CDATA[کهکشان]]></category>
		<category><![CDATA[کیهان شناسی پلاسما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://persiantbolts.com/?p=1146</guid>
		<description><![CDATA[ابرنواختر های نوع ۱ aبه دو دلیل برای ستاره شناسان مهم هستند.منحنی نوری آنها و یا همان نمودار شدت براساس زمانشان ، به قدری قابل پیش بینی میباشد که ستاره شناسان از آن به عنوان شاخصی برای اندازه گیری کیهانی،با دقت نظری ۲۶/۳ میلیارد سال نوری استفاده میکنند. این اندازه گیری ها در چنین فواصل...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>ابرنواختر های نوع ۱ aبه دو دلیل برای ستاره شناسان مهم هستند.منحنی نوری آنها و یا همان نمودار شدت براساس زمانشان ، به قدری قابل پیش بینی میباشد که ستاره شناسان از آن به عنوان شاخصی برای اندازه گیری کیهانی،با دقت نظری ۲۶/۳ میلیارد سال نوری استفاده میکنند. این اندازه گیری ها در چنین فواصل دوری میتوانند در تخمین انبساط جهان مفید واقع شوند.از سویی دیگر ،در نوع دوم ابرنواختر ها همچون SN1993 در M81 ،نوسان درخشندگی به قدری ست که نمیتوان از آنها در چنین راهی بهره برد.طبیعت گذرایشان مانع از استفاده از آنها به عنوان شاخص های اندازه گیری کیهانی میشود.</p>
<p>با توجه به خوانش دقیق انتقال به سرخ ابرنواختر های نوع A1  در فواصل کیهانی،این موضوع که  سرعت انبساط آنها در حال افزایش است،کشف شد.استفاده از این اطلاعات باعث مطرح شدن نظریه ی انرژی تاریک برای نخستین بار گردید.از آنجا که تمام ماده ی موجود در جهان (به همراه تمام مفاهیم دیگر تاریک،&#8221;<a href="http://hyperphysics.phy-astr.gsu.edu/hbase/Astro/dareng.html#c1">انرژی تاریک</a>&#8220;)نمیتوانند اینرسی لازم برای چنین جنبشی را فراهم آورند، برای جبران ۷۰ درصد از اینرسی گم شده، مفهوم انرژی تاریک خلق شد.انرژی تاریک همچون ماده ی تاریک نیزغیر قابل شناسایی توسط هر نوع ابزاری میباشد.</p>
<p>در مطالب قبلی نیز بسیار اشاره شده است که ستاره ها گوی های ساده ی گرانشی و فشرده شده ی گاز داغ نیستند،بلکه از پلاسما تشکیل شده اند.پلاسما یونیزه شده است. به این معنا که یک یا تعداد بیشتری الکترون از اتم خود جدا شده است، بنابراین به صورت الکتریکی باردار میباشد. پلاسما نه براساس رفتار گاز تحت فشار، بلکه براساس قوانین فیزیک پلاسما رفتار میکند. تجربیات آزمایشگاهی نشان میدهند که پلاسما زمانی که الکتریسیته در آن جریان می یابد، توسط دیواره هایی با بار مخالف، به مناطق جدا از هم (لایه های دوتایی) تقسیم میشود. این همان جدایی بار است که قبلا در مورد آن در مطالب قبلی ذکر شده است. آیا این جدایی بار میتواند پایه و بنیاد انفجار الکتریکی شناخته شده به اسم ابرنواختر باشد؟</p>
<p>نظریه ی جهان الکتریکی با فیزیک نجومی رایج در مورد ابرنواخترها که اشاره به انفجار ستاره دارد ، موافقت میکند.با این حال در یک ستاره ی باردار الکتریکی پلاسمایی،انفجار، ناشی از شکست لایه های دوتایی میباشد.نیرویی که ستارگان را تقویت میکند از جریان بار الکتریکی خارجی که در مدار های وسیعی در فضا قرار دارند،تامین میشود.ابرنواختر بیشتر از آنکه حاصل حرکت ارتجاعی هسته و یا رشد کوتوله های سفید (توسط دریافت ماده از ستاره ی غول همدم) باشد ، نتیجه ی شکست مدارستاره ای میباشند،جایی که انرژی الکترومغناطیسی ذخیره شده در مدار به طور ناگهانی در یک نقطه متمرکز میشود.</p>
<p>هنگامی که یک ستاره منفجر میشود،انرژی الکتریکی از نقطه ی اتصال آن با مدار ستاره ای به محل انفجار جریان می یابد.تابش ابرنواختر حاصل شده ،در سرتاسر طیف الکترومغناطیسی ،از رادیویی تا اشعه ی گاما منتشر میشود. ویژگی غیر قابل توضیح ابرنواختر های نوع A1 به عنوان شمعی استاندارد (شاخصی برای اندازه گیری های کیهانی) حداقل ،توضیح قابل قبولی از نقطه نظر محیط زیست الکتریکی آن،نسبت به توضیح نامحتمل تر فروپاشی ناگهانی ستاره دارد.</p>
<p>از آنجا که ستاره را میتوان به عنوان محلی برای تمرکز انرژی عظیم کهکشانی که در آن قرار دارد تصور نمود،رفتار آنها را نمیتوان بر اساس مقدار جرم مشخص و یا تشکیل عناصری خاص دانست. در عوض آنها ذاتا اشیای قدرتمندی نمی باشند. آنها اشیایی هستند که به صورت الکترومغناطیسی در جایی که رشته های پلاسمایی غول پیکر فشرده شده ،تشکیل میشوند. چیزی که به آن اثر z-پینچ می گویند. به این صورت است که ستارگان تشکیل و دانه ی ایجاد ابرنواختر ها کاشته میشود.</p>
<p>استفان اسمیت</p>
<p>ترجمه: <a href="http://persiantbolts.com/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-5/">شادی طهماسبی</a></p>
<p dir="ltr"><a href="https://www.thunderbolts.info/wp/2015/03/30/failed-star-or-cosmic-short-circuit-2/">Failed Star or Cosmic Short Circuit?</a> &#8211; Translator: <a href="http://persiantbolts.com/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-5/">Fatemeh Tahmasebi</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persiantbolts.com/%d9%85%d9%85%da%a9%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d9%87%d8%a7-%d8%a2%d9%86-%d8%b7%d9%88%d8%b1-%da%a9%d9%87-%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%b4%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کشتی دم</title>
		<link>http://persiantbolts.com/%da%a9%d8%b4%d8%aa%db%8c-%d8%af%d9%85/</link>
		<comments>http://persiantbolts.com/%da%a9%d8%b4%d8%aa%db%8c-%d8%af%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 31 Dec 2016 18:26:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[مدیریت]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[اخترفیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[Fatemeh Tahmasebi]]></category>
		<category><![CDATA[ابرنواختر]]></category>
		<category><![CDATA[استفان اسمیت]]></category>
		<category><![CDATA[تابشی سینکروترون]]></category>
		<category><![CDATA[جبهه موج]]></category>
		<category><![CDATA[جریان الکتریکی]]></category>
		<category><![CDATA[جریان بیرکلند]]></category>
		<category><![CDATA[دولایه]]></category>
		<category><![CDATA[دولایه پلاسما]]></category>
		<category><![CDATA[ستاره]]></category>
		<category><![CDATA[سحابی]]></category>
		<category><![CDATA[فاطمه طهماسبی]]></category>
		<category><![CDATA[قوس الکتریکی]]></category>
		<category><![CDATA[کشتی دم]]></category>
		<category><![CDATA[موج شوک]]></category>
		<category><![CDATA[میدان مغناطیسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://persiantbolts.com/?p=965</guid>
		<description><![CDATA[کشتی دم یکی از صورت های فلکی مربوط به آسمان نیمکره جنوبی است، که یک ابرنواختر چالش برانگیز را درون خود جای داده است. آیا موج های شوکی قادر به تولید اشعه ی ایکس میباشند؟ همه روزه بسیاری از مقالات روز به این نکته اشاره میکنند که بر خلاف تصور ما ستاره ها کره هایی...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>کشتی دم یکی از صورت های فلکی مربوط به آسمان نیمکره جنوبی است، که یک ابرنواختر چالش برانگیز را درون خود جای داده است.</p>
<p>آیا موج های شوکی قادر به تولید اشعه ی ایکس میباشند؟</p>
<p>همه روزه بسیاری از مقالات روز به این نکته اشاره میکنند که بر خلاف تصور ما ستاره ها کره هایی ساده  و متشکل از گاز داغ تحت فشار نیستند . بلکه از پلاسمایی تشکیل شده اند که به صورت الکتریکی شارژ می شود.از آنجا که پلاسما یونیزه شده است ، نمیتواند همچون گاز تحت فشار رفتار نماید.بنابراین امواج شوکی و ناپایداری های گرانشی در توضیح نحوه ی تولد و مرگ ستارگان ناکارآمد هستند.</p>
<p>در آزمایشگاه ، پلاسما با ایجاد دیواره ای نازک از دو لایه بار مخالف، خود را نسبت به مجیط اطراف ایزوله مینماید. آیا جدایی بار می تواند در دشارژ اتصال کوتاه که به نام بقایای ابرنواختر میشناسیم ، رخ دهد؟ مدل جهان الکتریکی بیان میکند که ابرنواختر ، ستاره ی در حال انفجاری که به طور متعارف میشناسیم ، نیست. بلکه، نشان دهنده ی انفجار لایه ی دوتایی در پلاسما است.چرا که قدرت ستاره ، از جریان های الکتریکی خارجی که در مدار هایی در فضا جریان دارند ،ناشی میشود،تابش و باد ستاره ای ناشی از دشارژ قوس الکتریکی ست که تاج ، کروموسفر و فوتوسفر ستاره را تشکیل میدهد.</p>
<p>ابرنواختر نتیجه ی شکست مدار در &#8220;شبکه ی فدرت&#8221; ستاره میباشد.جایی که انرژی الکترومغناطیسی از یک مدار کامل، در یک نقطه متمرکز میشود. این اتفاق به این دلیل رخ میدهد که در انفجار دولایه ها ، کل انرژی مدار الکتریکی به سوی انفجار و گسترش سطح ستاره هدایت میشود و تشکیل سحابی میدهد که به عنوان بقایای ابرنواختر میشناسیم.</p>
<p>در یک <a href="http://www.spitzer.caltech.edu/images/5923-sig14-022-Supernova-Seen-In-Two-Lights">گزارش خبری</a> آمده که،  موج شوکی نامنظم حاصل از انفجار ستاره ای که به نام پاپی شناخته می شود. هنگامی که موج شوکی به توده ای از گرد و غبار و گاز برخورد مینماید،در محل برخورد جبهه ی موج با توده ی یادشده، اشعه ی ایکس تولید می کند. عکس بالا از ترکیب تصویر مادون قرمز گرفته شده توسط تلسکوپ فضایی اسپیتزر در ۲۴ و ۷۰ میکرون باند (سبز و قرمز ) و تصویر اشعه ی ایکس شناسایی شده توسط تلسکوپ فضایی ایکس ام ام _نیوتون در ۰٫۳ و ۸۰۰۰ الکترون  ولت (رنگ آبی)، ایجاد شده است.</p>
<p>همان طور که اشاره شد برای تولید اشعه ی ایکس حاصل از گسترش جبهه ی موج، شوک ایجاد شده  بسیار ضعیف و آرام است.از طرفی دیگر ، انفجار دولایه ها، گاز یونیزه شده وگرد و غبار را به سوی انتشار پرتو های پرانرژی ایکس و فرابنفش سوق میدهد. حرارت(پرتوهای فروسرخ) و امواج شوکی از  اثرات ثانویه ی یک پدیده ی اولیه ی الکتریکی هستند.</p>
<p>نتایج تجزیه و تحلیل دمایی گروه دانشگاه کلتک و جی پی ال نیز مقداری سوال برانگیز است.انرژی گرمایی براثر برخورد اتم ها با یکدیگر ایجاد میشود.طول موج های فروسرخ مختلف ساطع شده از برخورد این اتم ها با دمای انها ارتباط دارد.با این حال ، بیشتر انرژی ساطع شده در فضا حاصل از تابش سینکروترونی الکترون هایی ست که در میدان مغناطیسی در حرکت اند.</p>
<p>اگر یون ها در حال حرکت باشند به آن جریان الکتریکی میگویند.جریان الکتریکی واقع در میدان مغناطیسی به صورت میدانی میانی تعریف میشود که به عنوان جریان بیریکلند میشناسیم. جریان بیریکلند تابش سینکروترونی دارد که هیچ نشانه ای از دما در آن وجود ندارد.</p>
<p>آنچه که مشاهده می شود حرکت بار الکتریکی در پلاسما میباشد. سحابی نیز بیشتر تحت تاثیر جریان الکتریکی در جریان  درون پلاسمای حاوی گرد و غبار ،به جای شوک در حال گسترش در گاز میباشد.تابش اشعه ی ایکس نیز نمونه ای از این تحت تاثیر قرار گرفتن گاز در برابر دشارژ میباشد که فشار بسیار قوی الکتریکی را نشان  میدهد.</p>
<p>استفان اسمیت</p>
<p>مترجم: فاطمه طهماسبی</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;"><a href="https://www.thunderbolts.info/wp/2014/08/25/puppis-a/">Puppis A</a> &#8211; Translator: Fatemeh Tahmasebi</p>
<p dir="ltr" style="text-align: center;">شما می توانید هرگونه کپی برداری این اثر را با ذکر نام &#8220;بخش فارسی پروژه آذرخش&#8221; انجام دهید</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persiantbolts.com/%da%a9%d8%b4%d8%aa%db%8c-%d8%af%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شتاب دهنده های دولایه</title>
		<link>http://persiantbolts.com/%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d9%87%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%a7%db%8c%d9%87/</link>
		<comments>http://persiantbolts.com/%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d9%87%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%a7%db%8c%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 09 Nov 2016 20:56:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[مدیریت]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[اخترفیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[پلاسما]]></category>
		<category><![CDATA[خورشید]]></category>
		<category><![CDATA[دولایه پلاسما]]></category>
		<category><![CDATA[ستارگان الکتریکی]]></category>
		<category><![CDATA[ستاره]]></category>
		<category><![CDATA[شتاب دهنده دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[شراره]]></category>
		<category><![CDATA[شراره های خورشیدی]]></category>
		<category><![CDATA[غول سرخ]]></category>
		<category><![CDATA[فاطمه طهماسبی]]></category>
		<category><![CDATA[هانس آلفون]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://persiantbolts.com/?p=914</guid>
		<description><![CDATA[ستارگان الکتریکی، اثرات الکتریکی ایجاد می کنند. طبق گزارشاتی که اخیرا منتشر شده، تلسکوپ هابل، &#8221; گوی های پلاسمایی داغی &#8221; را که از ستاره ای در حال مرگ خارج می شوند، شناسایی نموده است.  برای ۴۰۰ سال است که هر ۸٫۵ سال یکبار این گوی های پلاسمایی فوران می کنند. V Hydrae، همان نوع...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>ستارگان الکتریکی، اثرات الکتریکی ایجاد می کنند.</p>
<p>طبق <a href="http://hubblesite.org/newscenter/archive/releases/2016/34/full/">گزارشاتی</a> که اخیرا منتشر شده، تلسکوپ هابل، &#8221; گوی های پلاسمایی داغی &#8221; را که از ستاره ای در حال مرگ خارج می شوند، شناسایی نموده است.  برای ۴۰۰ سال است که هر ۸٫۵ سال یکبار این گوی های پلاسمایی فوران می کنند.</p>
<p>V Hydrae، همان نوع ستاره ایست که اخترشناسان آن را غول سرخ می نامند. تصور می شود که غول های سرخ، می بایست ستارگانی قدیمی که در آخرین مراحل زندگی خود هستند، باشند. در یک جهان الکتریکی، ستارگان محدوده ای الکترومغناطیسی فرض می شوند، که از محیط خارج تغذیه می شوند. یک غول سرخ هیچ فوتوسفری ندارد. به جای اینکه خوشه های آندی (تافتهای آندی، anode tufts) در دمای بالای تابش کنند، کروموسفر ستاره ای V Hydrae  به قدری افزایش میابد که میتواند از محیط بیرون الکترون جذب کند. یک ستاره بدون فوتوسفر، نمیتواند خروجی ثابتی داشته باشد در نتیجه دشارژ های پرانرژی آن نیز متغیر هستند.</p>
<p>غول های سرخ نسبتا خنک هستند و دمایی بین ۲۰۰ الی ۱۰۰۰ درجه ی سلسیوس دارند. به این ترتیب وجود گاز مولکولی و گرد و غبار در اطراف آنها متداول است. مواد، همانند یک الکترود در مدار های الکتریکی ستاره عمل می‌کنند و گازها و گردوخاک رفتاری شبیه به بار مثبت بروز می دهند. این بدین معناست که در ستاره ی V Hydrae برون ریزیی وجود دارد که مربوط می‌شود به دشارژ داغ و یا چیزی شبیه به بادهایی خورشیدی که از خورشید نیز ساطع می شود. چنین اثری معمولا &#8221; خروج جرم&#8221; نامیده می شود و همین رویکرد به موضوع باعث می‌شود که اکثریت، جنبه ی الکتریکی رویداد را نادیده بگیرند.</p>
<p>این دمای پایین چه طور می‌تواند چنین خروجی تابشی شدیدی داشته باشد؟ شتاب گرفتن ذره‌ی باردار از ستاره ای با بار مثبت، در تضاد با خروج جرم مکانیکی است و تنها در اثر میدان الکتریکی می تواند اتفاق بیوفتد.هنگامی که واتاژ ورودی به ستاره تغییر کند، شدت جریان و به تبع آن خروجی هم تغییر می‌نماید. در برخی از غول های قرمز، پلاسما به صورت چنبره هایی در اطراف محور دشارژ تجمع می یابد.</p>
<p>در مقالات قبلی سایت، اشاره شده بود که بسیاری از مناطق در جهان منابع انرژی فعال هستند. برخی از کهکشان ها ذرات باردار را از قطبین خود خارج می‌کنند و یا دنباله ای به هم تنیده به طول چندین هزارسال نوری از خود باقی می‌گذارند.ساختار های کوچک تر( ستاره ها و سحابی های سیاره ای) همچون ساعت شنیی ساخته شده از خوشه ی محکمی رشته ها( فیلامنت) هستند. این ساختار های رشته ای به عنوان جریان های بیرکلند شناخته می‌شوند.</p>
<p><a href="http://www.holoscience.com/wp/twinkle-twinkle-electric-star/">نظریه ی الکتریکی ستاره ها</a> بسیاری از ایده های &#8220;غیر قابل توجیه&#8221; را که ناشی ازعدم اطلاعات کافی در مورد پلاسما و میدان های الکتریکی در فضاست را توجیه پذیر و حل شدنی می کند. ستاره ی V Hydrae  به جای اثرات جنبشی، از الکتریسیته تغذیه می شود. چگالی جریان الکتریکی در پلاسمای غبارآلود، در امتداد رشته های جریان بیرکلند ماکسیمم است. هنگامی که چگالی شار به یک نقطه بحرانی می رسد، لایه ی دوتایی در امتداد رشته تشکیل می شود. یک دولایه ی الکتریکی می‌تواند پلاسما را به سرعت های بالا برساند، در عین حال فشرده اش کند و تمامی انرژی ذخیره شده ی آن را در قالب انفجار لایه ی دوتایی آزاد نماید.</p>
<p>برنده ی جایزه ی نوبل، هانس آلفون <a href="https://ntrs.nasa.gov/archive/nasa/casi.ntrs.nasa.gov/19870005703.pdf">می‌نویسد</a>:</p>
<p>«هنگامی که چگالی جریان الکتریکی از حد معینی عبور می‌کند، دولایه منفجر شده و بیشتر انرژی آن آزاد می‌شود. و این باعث ایجاد یک شراره ی خورشیدی می شود.   Hénoux (1985) از مطالعات جالبی اخیرا روی شراره های خورشیدی انجام داده است، نتیجه می گیرد که ، اختلال در دولایه های الکتریکی را می تواند توضیحی جذاب برای ایجاد شراره های خورشیدی دانست. تحت شرایط خاص در حلقه های جریان، فشار الکترومغناطیسی می‌تواند نیروی محرکه ای ایجاد کند که این عوارض را باعث می شود.</p>
<p>گوی های پلاسمایی V Hydrae’s ناشی ازانفجار لایه های دوتایی و شتاب گیریشان است.</p>
<p>مترجم: فاطمه طهماسبی</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;"><a href="https://www.thunderbolts.info/wp/2016/10/19/double-layer-accelerators/">Double Layer Accelerators</a> &#8211; Translator: Fatemeh Tahmasebi</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;">
<p style="text-align: center;">برای نشر و یا استفاده از این اثر از نام &#8220;بخش فارسی پروژه بین المللی آذرخش&#8221; استفاده کنید</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persiantbolts.com/%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d9%87%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%a7%db%8c%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کوتوله ۳ بعدی</title>
		<link>http://persiantbolts.com/%da%a9%d9%88%d8%aa%d9%88%d9%84%d9%87-3-%d8%a8%d8%b9%d8%af%db%8c/</link>
		<comments>http://persiantbolts.com/%da%a9%d9%88%d8%aa%d9%88%d9%84%d9%87-3-%d8%a8%d8%b9%d8%af%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 28 Oct 2016 02:18:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[مدیریت]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[اخترفیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[ابرنواختر]]></category>
		<category><![CDATA[اتا کارینا]]></category>
		<category><![CDATA[استفان اسمیت]]></category>
		<category><![CDATA[الکترومغناطیس]]></category>
		<category><![CDATA[الکترون]]></category>
		<category><![CDATA[بردیا قبادی]]></category>
		<category><![CDATA[پرتو ایکس]]></category>
		<category><![CDATA[پلاسما]]></category>
		<category><![CDATA[تنگش]]></category>
		<category><![CDATA[زد پینچ]]></category>
		<category><![CDATA[ستاره]]></category>
		<category><![CDATA[سحابی]]></category>
		<category><![CDATA[شاه تخته]]></category>
		<category><![CDATA[فوتون]]></category>
		<category><![CDATA[کوتوله 3 بعدی]]></category>
		<category><![CDATA[مرکز فضایی گادارد]]></category>
		<category><![CDATA[ناسا]]></category>
		<category><![CDATA[نواختر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://persiantbolts.com/?p=888</guid>
		<description><![CDATA[تصویر شاه تخته یا اتا کارینا، تلسکوپ هابل، آزمایشگاه JPL ناسا داخل ابر ماژلانی بزرگ که در حال چرخش به دور کهکشان راه شیری است، ساختاری دیده می شود که برای اخترفیزیکدانان به نام &#8221; بقایای ابرنواختری&#8221; شناخته شده است. نظریه های تحول ستارگان بیان می کند که ستارگان پرجرم تر زندگی کوتاه تری دارند...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>تصویر شاه تخته یا اتا کارینا، تلسکوپ هابل، آزمایشگاه JPL ناسا</p>
<p>داخل ابر ماژلانی بزرگ که در حال چرخش به دور کهکشان راه شیری است، ساختاری دیده می شود که برای اخترفیزیکدانان به نام &#8221; بقایای ابرنواختری&#8221; شناخته شده است. نظریه های تحول ستارگان بیان می کند که ستارگان پرجرم تر زندگی کوتاه تری دارند و جرم خود را در ابعاد وحشتناکی به انرژی تابشی تبدیل می کنند. هنگامی که سوخت هسته ای ستاره به پایان می رسد، روندی شروع می شود که با منفجر شدن لایه ی خارجی گاز و گرد و غبار ستاره پایان می پذیرد و ستاره از بین می رود.</p>
<p>منجمین خاطر نشان می کنند که اِتا کارینا (شاه تخته)(Eta Carinae) که نام دیگر آن (N 63a) می باشد، بادهای شدیدی از مواد را با سرعت های خیلی بالا از خود به بیرون فوران می دهد که برخورد های قله ی موج حرکت کننده ی مواد ، در محل تقاطع پوسته های گاز و پلاسما، پرتو های پر انرژی ایکس تولید می کنند، چرا که گفته می شود موج پس از انفجار یا موج ضربه ای درداخل  سحابی در حال انتشار است ، اگرچه همچنین گفته می شود که این باد ها بسیار یونیزه هستند. تصور می شود که در هنگام حرکت الکترون به جلو وعقب در میدان مغناطیسی، الکترون به فوتون هایی با فرکانس پایین برخورد کرده و در نتیجه ی آن، پرتو ایکس تولید می شود.</p>
<p>در مقالات قبلی منتشر شده در سایت پروژه آذرخش، استدلال هایی وجود دارد که بیان می کند ساختار های متفاوتی برای منابع فعال انرژی می توانند وجود داشته باشند. برخی از آن ها مواد دارای بار الکتریکی را از قطبین خود به بیرون پرتاب می کنند، یا که اثراتی به صورت دنباله هایی از مواد به طول هایی از مقیاس سال نوری باقی می گذارند و یا حتی بصورت رشته هایی به هم پیچیده شده به شکل ساعت شنی هستند.</p>
<p>اتا کارینا (شاه تخته) شکلی مانند ساعت شنی دارد که حاصل از تخلیه یا دشارژهای شدید پلاسمایی است. به نظر می رسد که تشعشعات آن ۴ ملیون برابر روشنتر از خورشید هستند، که نشان دهنده یک چگالی جریان بسیار بالا در داخل یک زد پینچ (Z-Pinch) اختری است. نورهای حاصل از تخلیه های داخل اتا کارینا (شاه تخته) به اندازه ای روشن هستند که توانایی تولید پرتو ایکس را دارد که می توان در سطح زمین که درفاصله ای به اندازه ۷۵۰۰ سال نوری از آن قرار گرفته ، آشکار سازی شوند. درسال های ۱۸۰۰ میلادی، ۱ فلاش نوری مرئی از آن خارج شد که در آسمان روشن تر از ماه بود. سپس، از سال ۱۸۰۰ تا سال ۱۹۴۱ پنهان شد، تا اینکه مجدداً شروع به درخششی کرد که با چشم غیر مسلح  قابل دیدن بود، و تا به امروز باقی مانده است. طرفداران مدل جهان الکتریکی فکر می کنند که این تغیرات به خاطر تغییرات در جریان مدار های الکتریکی است که از حرکت دو ستاره ی بزرگ در قلب این سیستم حاصل شده است.</p>
<p>پیش تر اعلام شد که منجمین طرحی ۳ بعدی از مواد خارج شده از اتا کارینا (شاه تخته) در قرن ۱۹ درست کرده اند. همان طور که توماس مادورا از مرکز پرواز فضای گادارد(Goddard Space Flight Center) <a href="http://www.nasa.gov/content/goddard/astronomers-bring-the-third-dimension-to-a-doomed-stars-outburst">نوشته است</a>:</p>
<p>&#8220;مدل ما نشان می دهد که این پوسته ی عظیم متشکل از گاز و گرد وغبار، منشاءی پیچیده تر از آنچه عموما فکر می کنیم دارد. برای اولین بار ما مدارکی دال بر اثر مستقیم فعل و انفعالات ستارگان داخلی سحابی و لایه های درونی آن در تشکیل و ساختار سحابی که امروز ما می بینیم پیدا کرده ایم.&#8221;</p>
<p>در این مدل ۳ بعدی سحابی ، نقاط مختلف &#8221; برآمدگی، حفره ونامنظمی هایی در طیف مولکول های هیدروژن منتشر شده از آن دیده می شود.&#8221; بطور طبیعی، این مدل بر اساس انتقال و تغییرات طول موج نور دراثر حرکت ابرهای یونیزه شده در فضا پایه گذاری شده است. به جای جابه جایی نور، با اثر دوپلر، مدل جهان الکتریکی پیشنهاد می کند که این پرتوهای سینکترونی از طرف سیستم های دوتایی فعال الکتریکی ناشی می شود.</p>
<p>وقتی الکترون ها حرکت می کنند، جریان الکتریکی حاصل می شود. حرکت ذرات باردار در راستای یک میدان مغناطیسی در واقع جریان هم سو با میدان ایجاد می کنند، که آن را امروزه به نام جریانهای بریکلند می شناسیم. تابش سینکترونی به عنوان نوعی تابش الکترومغناطیس می باشد، که بر اثر حرکت سریع الکترون ها در جهتی که زاویه با میدان می سازد و این الکترون ها تحت تاثیر میدان مغناطیسی قرار می گیرند، تولید می شود. این میدان نیرویی به این ذرات می دهد که باعث حرکت دایره وار و مارپیچی به دور میدان مغناطیسی می شود.</p>
<p>شکل ساعت شنی گونه ی اتا کارینا (شاه تخته) در واقع نشان دهنده ی پلاسمایی بودن آن است، نه گازی بودن آن. ستارگان، کهکشان ها، سحابی ها و سیارات، همگی در حال حرکت در درون پلاسما در فضا هستند، بنابراین همه ی آنها تحت تاثیر بارهای الکتریکی هستند. تئوری های مبتنی بر گازهای فشرده، امواج ضربه ای و بادهای ذرات در فضا، درواقع ضعف جدی درک و فهم ما را در جامعه ی نجومی نشان می دهد. سحابی ها معمولا رفتاری مانند پیچش های طولانی و حباب هایی در ساختار ساعت شنی گونه ی متقارن خود دارند. اینها همان بی ثباتی هایی است که در سحابی های کوتوله یا همان اتا کارینا (شاه تخته) دیده می شود.</p>
<p>استفان اسمیت</p>
<p>ترجمه: بردیا قبادی</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;"><a href="https://www.thunderbolts.info/wp/2015/09/24/homunculus-in-3d-2/">Homunculus in 3D</a></p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;">Translator: Bardia Ghobadi</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>همچنین جهت دانلود شبیه سازی های انجام شده روی شاه تخته، <a href="http://svs.gsfc.nasa.gov/vis/a010000/a011500/a011568/">کلیک کنید</a>.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: center;">مطالب ما را با ذکر نام &#8220;بخش فارسی پروژه بین المللی آذرخش&#8221; منتشر کنید<a href="http://persiantbolts.com/wp-content/uploads/1280px-Eta_Carinae_Nebula_1.jpg"><br />
</a></p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persiantbolts.com/%da%a9%d9%88%d8%aa%d9%88%d9%84%d9%87-3-%d8%a8%d8%b9%d8%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
