<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>The Persian Thunderbolts &#187; فیزیک</title>
	<atom:link href="http://persiantbolts.com/category/physics/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://persiantbolts.com</link>
	<description>گروه آذرخش پارسی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 27 Apr 2025 05:19:33 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=4.2.38</generator>
	<item>
		<title>نتایج تازه در آزمایشگاه ذرات سرن یک نظریه مهم فیزیکی را زیر سوال می‌برد</title>
		<link>http://persiantbolts.com/cern/</link>
		<comments>http://persiantbolts.com/cern/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 25 Mar 2021 10:34:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[مدیریت]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[فیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[ال اچ سی]]></category>
		<category><![CDATA[الکترون]]></category>
		<category><![CDATA[سرن]]></category>
		<category><![CDATA[فیزیک بنیادین]]></category>
		<category><![CDATA[فیزیک ذرات]]></category>
		<category><![CDATA[کوارک]]></category>
		<category><![CDATA[مدل استاندارد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://persiantbolts.com/?p=1597</guid>
		<description><![CDATA[فیزیکدان ها به نقصی بالقوه در نظریه ای مهم که چگونگی رفتار ذرات سازنده جهان را توضیح می دهد پی برده اند. نظریه &#8220;مدل استاندارد&#8221; بهترین تئوری موجود برای توضیح ساز و کار جهان پیرامون ما در ابعاد فوق العاده ریز است. اما از مدتی پیش معلوم بوده که مدل استاندارد فقط منزلگاهی در راه...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>فیزیکدان ها به نقصی بالقوه در نظریه ای مهم که چگونگی رفتار ذرات سازنده جهان را توضیح می دهد پی برده اند.</p>
<p>نظریه &#8220;مدل استاندارد&#8221; بهترین تئوری موجود برای توضیح ساز و کار جهان پیرامون ما در ابعاد فوق العاده ریز است.</p>
<p>اما از مدتی پیش معلوم بوده که مدل استاندارد فقط منزلگاهی در راه رسیدن به درک کاملتری از کیهان است. سرنخ هایی از رفتار غیرمنتظره یک ذره زیراتمی به نام کوراک بی (همچنین موسوم به کوارک زیبایی) می تواند ترک هایی را در شالوده این نظریه که چند دهه از عمر آن می گذرد آشکار کند.</p>
<p>این یافته ها محصول داده هایی است که محققان در &#8220;برخورددهنده بزرگ هادرون&#8221; (ال اچ سی) جمع آوری کرده اند. این یک دستگاه عظیم در یک تونل مدور زیرزمینی به طول ۲۷ کیلومتر در مرز فرانسه و سوئیس است. این دستگاه اشعه هایی از ذرات فوتون را برای مطالعه حد و مرزهای فیزیک به هم می کوبد.رفتار اسرارآمیز کوارک بی ممکن است محصول یک ذره زیراتمی هنوز کشف نشده باشد.</p>
<p>اما فیزیکدان ها تاکید می کنند که تایید این نتایج نیازمند تحلیل ها و داده های بیشتر است.</p>
<p>دکتر مایتِش پَتِل، از کالج امپریال لندن، به بی بی سی گفت: &#8220;وقتی برای اولین بار نتایج را دیدیم از هیجان می لرزیدیم. قلبمان تندتر می زد.&#8221;</p>
<p>&#8220;هنوز زود است که بخواهیم بگوییم این نتایج واقعا انحرافی از مدل استاندارد است، اما تبعات بالقوه آن چنان است که من طی ۲۰ سال کار در این رشته چیزی به هیجان انگیزی آن ندیده ام. برای رسیدن به این نقطه راه درازی را رفته ایم.&#8221;</p>
<p>ذراتی حتی ریزتر از اتم وجود دارد که مصالح ساختمانی جهان به حساب می آیند. بعضی از این ذرات زیراتمی (sub-atomic) از اجزای حتی کوچکتری تشکیل شده اند، اما سایر ذرات را نمی توان به چیز دیگری تقسیم کرد. این ذرات غیرقابل تقسیم به اصطلاح ذرات بنیادی نام دارند.</p>
<p>مدل استاندارد کلیه ذرات بنیادی تشکیل دهنده جهان و نیروهایی که با آنها کنش دارند را توضیح می دهد.</p>
<p>اما این نظریه توضیحی برای بعضی از بزرگترین اسرار فیزیک مدرن ندارد، مانند ماده تاریک یا ماهیت گرانش. فیزیکدان ها می دانند که این مدل را باید در نهایت با مدل کاملتری جایگزین کنند.</p>
<p>برخورددهنده بزرگ هادرون برای شناسایی ابعادی فراتر از مدل استاندارد ساخته شد. بنابراین اگر این نتایج تایید شود کشف مهمی خواهد بود.</p>
<p>کوبنده بزرگ هادرون ذرات &#8220;کوارک بی&#8221; که معمولا در طبیعت یافت نمی شوند را تولید می کند. ذرات زیراتمی در فرآیندی موسوم به واپاشی تبدیل به چندین ذره دیگر با جرم کمتر می شوند.</p>
<p>براساس مدل استاندارد، کوارک های بی باید به شمار مساوی الکترون و میوئان (یا میون) تبدیل شوند. در عوض این فرآیند بیشتر الکترون تولید می کند تا میوئان.</p>
<p>یک توضیح احتمالی این است که یک ذره تاکنون کشف نشده به نام لِپتوکوارک در فرآیند واپاشی نقش دارد و تولید الکترون ها را راحت می کند.</p>
<p>دکتر پائولا آلوارز کارتله از دانشگاه کمبریج یکی از دانشمندان ممتاز در این مطالعه بود. خانم کارتله گفت: &#8220;این نتیجه گوشه ای از وجود یک ذره یا نیروی تازه بنیادی که به شکلی متفاوت با این ذرات تعامل دارد را نشانمان می دهد.&#8221;</p>
<p>&#8220;هر چه داده های بیشتری به دست آورده ایم، این نتیجه قوی تر شده است. این مهم ترین نتیجه از یک رشته نتایج آزمایش با ال اچ سی به روی ذرات کوارک بی در یک دهه گذشته است که همگی با هم جور در می آیند و ممکن است به توضیح مشترکی منجر شوند.&#8221;</p>
<p>&#8220;نتایج تغییری نکرده، بلکه از عدم قطعیت آنها کاسته شده است، که توانایی ما برای تشخیص تفاوت های احتمالی با مدل استاندارد را افزایش داده است.&#8221;</p>
<p>پروفسور کریس پارکس از دانشگاه منچستر سرپرست تیم محققان گفت هنوز نباید از این نتایج بیش از حد هیجان زده شد.</p>
<p>&#8220;ممکن است در مسیر رسیدن به عصر تازه ای از علم فیزیک قرار داشته باشیم، اما اگر چنین است هنوز نسبتا در اوایل راه هستیم. ما قبلا هم شاهد ظهور و افول نتایجی شبیه این در گذشته بوده ایم، برای همین باید محتاط باشیم.&#8221;</p>
<p>دکتر کنستانتینوس پتریدیس از دانشگاه بریستول اما می گوید اگر این نتایج با آزمایش های بعدی &#8211; که قرار است اوایل سال آینده از سر گرفته شود &#8211; تایید شود می تواند یکی از بزرگترین کشفیات علم فیزیک در دوران اخیر باشد.</p>
<p>&#8220;کشف یک نیروی تازه در طبیعت منزل و مقصود فیزیک ذرات است. درک کنونی ما از اجزای تشکیل دهنده جهان خیلی ناقص است &#8211; نمی دانیم که ۹۵ درصد کیهان از چه چیزی تشکیل شده یا چرا چنین عدم توازن بزرگی میان ماده و ضدماده وجود دارد.&#8221;</p>
<p>نتایج در نشریه &#8220;فیزیک نیچر&#8221; چاپ شده است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>متن فارسی برگرفته از <a href="https://t.me/laserplasma">کانال فیزیک، پلاسما، لیزر</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persiantbolts.com/cern/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>معرفی کتاب &#8220;انقلاب کیهانی&#8221;</title>
		<link>http://persiantbolts.com/cosmicrev/</link>
		<comments>http://persiantbolts.com/cosmicrev/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 14 Sep 2020 23:31:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[مدیریت]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[فیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب ها]]></category>
		<category><![CDATA[کیهان شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[افجار بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب علمی]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب کوپرنیکی]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب کیهانی]]></category>
		<category><![CDATA[بهاره مجرد]]></category>
		<category><![CDATA[بیگ بنگ]]></category>
		<category><![CDATA[مکس پلانک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://persiantbolts.com/?p=1546</guid>
		<description><![CDATA[کتاب &#8220;انقلاب کیهانی&#8221; نوشته دو اخترفیزیکدان استرالیایی به نام های Luke A. Barnes از دانشگاه غربی سیدنی و Geraint F. Lewis از موسسه نجوم سیدنی است که توسط انتشارات دانشگاه کمبریچ به چاپ رسیده است. این اثر نگاهی منتقدانه به مدل کیهان شناسی بیگ بنگ دارد، معرفی این کتاب توسط نویسندگان به شرح زیر منتشر...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>کتاب &#8220;انقلاب کیهانی&#8221; نوشته دو اخترفیزیکدان استرالیایی به نام های Luke A. Barnes از دانشگاه غربی سیدنی و Geraint F. Lewis از موسسه نجوم سیدنی است که توسط انتشارات دانشگاه کمبریچ به چاپ رسیده است.</p>
<p>این اثر نگاهی منتقدانه به مدل کیهان شناسی بیگ بنگ دارد، معرفی این کتاب توسط نویسندگان به شرح زیر منتشر شده است:</p>
<p>این کتاب مقدمه‌ای بر کیهان‌شناسی است، همانند همه‌ی کتاب‌های مشابه‌ای که تا کنون در این زمینه نوشته شده‌اند‌. اما تنها با اندکی تفاوت، اشاراتی به یک انقلاب. بارنس و لویس<a href="#_ftn1" name="_ftnref1">[۱]</a> فکر می‌کنند کسانی که بدون فراگیری فیزیک و نجوم می‌توانند در کیهان‌شناسی دگرگونی ایجاد کنند، همانند ساده‌ لوحانی چون زمین تخت‌گرایان هستند و به آن‌ها پاسخی تند داده‌اند. البته، صدها انسان بی‌عقل دیگری هم وجود دارند که به‌طور پیوسته وقت افراد را با ایده‌های بی‌ارزش هدر می‌دهند. پیشنهاد نویسندگان چیست؟ اول فیزیک یاد بگیرید و بعد ایده‌ی انقلابی خود را منتشر کنید.</p>
<p>تنها تعداد کمی از کیهان‌شناسان این امر را پذیرفته‌اند، اما چه بخواهیم و چه نخواهیم، مدل انفجار بزرگ به‌زودی به یک دگرگونی اساسی نیاز خواهد داشت. بحران‌هایی جدی موجب فرسایش این مدل کیهان‌شناسی شده‌ است که از این میان می توان به تنش هابل<a href="#_ftn2" name="_ftnref2">[۲]</a>، تنش سیگما-۸ <a href="#_ftn3" name="_ftnref3">[۳]</a>، مساله‌ی لیتیوم<a href="#_ftn4" name="_ftnref4">[۴]</a> و این که کهکشان‌های پایدار خیلی زودتر از انفجار بزرگ پدید آمده‌اند، اشاره کرد. &#8220;کیهان‌شناسان فورا یک مولفه‌ی تاریک بی‌مصرف دیگر را رو خواهند کرد&#8221;، &#8220;فیزیک تورم کیهانی غیرقابل فهم است&#8221;، و مدل انفجار بزرگ حتی توانایی برآورده کردن ۱۲ معیار ذکر شده در این کتاب که &#8220;ارزش‌هایی برای یک تئوری&#8221; هستند را ندارد.</p>
<p>پس بله، لطفا، بیایید انقلاب کنیم!</p>
<p>اما یک مشکل وجود دارد، در پس کتابی که فراخوان این انقلاب را می‌دهد دو اخترفیزیکدان وجود دارند که واقعا دلشان نمی‌خواهد چیزی تغییر کند. آن‌ها خواستار پاسخ به همه‌ی این ۹۰ سال رصد هستند (واقعا خواستارند؟). هم‌چنین آن دو خواستار یک &#8220;تئوری جدید&#8221; هستند که بتواند مراحل آزمایشات نوین را پشت سر  بگذارد و با داده‌های آن‌ها منطبق باشد. (تئوری‌های جدید هنوز آزمایش نشده‌اند!) آن‌ها فکر می کنند &#8220;تنها یک اصلاح کوچک روی ایده‌شان&#8221; کافی است یا این که &#8220;تنها یک تغییر کوچک&#8221; می تواند یک موضوع حل نشده را به راحتی و سادگی توضیح دهد. اما تنها بازی کردن با تعدادی پارامتر، پیچ و خم دادن به نیروی گرانش یا اضافه کردن تعدادی ذره کافی نخواهد بود. مدل انفجار بزرگ به یک انتقال الگوی واقعی در حد انقلاب کوپرنیکی نیاز دارد.</p>
<p>این کتاب در حد افروختن آتش برای یک انقلاب واقعی نیست و شما با خواندن این کتاب ، تنها با مرور مطالبی که از قبل می‌دانستید، وقت خود را هدر داده‌اید.</p>
<p>انقلاب‌های واقعی آشفته هستند. ماکس پلانک می‌گوید:&#8221;یک حقیقت علمی جدید تنها با متقاعد کردن مخالفینش و نشان دادن نور حقیقت به آن‌ها پیروز نمی‌شود، بلکه مخالفینش در نهایت خواهند مرد و یک نسل نوین که با این حقیقت علمی آشناتر است، رشد خواهد کرد.&#8221;</p>
<p>پس رفقا مراقب باشید، یکی از رقیب‌ها سقوط خواهد کرد: کیهان‌شناسی انفجار بزرگ. &#8220;یک مراسم ترحیم در علم در راه است.&#8221;، به همین دلیل، ادامه دادن راه این مدل کیهان‌شناسی، یک گل به خودی خواهد بود.</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;"><a href="#_ftnref1" name="_ftn1">[۱]</a> Barnes &amp; Lewis</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;"><a href="#_ftnref2" name="_ftn2">[۲]</a> Hubble tension</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;"><a href="#_ftnref3" name="_ftn3">[۳]</a> The sigma-8 tension</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;"><a href="#_ftnref4" name="_ftn4">[۴]</a> Lithium problem</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;">
<p style="text-align: right;">مترجم: بهاره مجرد</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;">Translator: Bahareh Mojarrad</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persiantbolts.com/cosmicrev/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نامه سرگشاده تاریخی به جوامع علمی و معرفی گروه کیهان شناسی جایگزین</title>
		<link>http://persiantbolts.com/openletter/</link>
		<comments>http://persiantbolts.com/openletter/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 27 Jul 2020 07:55:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[مدیریت]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[اطلاعیه ها]]></category>
		<category><![CDATA[فیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[کیهان شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اریک لرنر]]></category>
		<category><![CDATA[الناز بخشی]]></category>
		<category><![CDATA[بیگ بنگ]]></category>
		<category><![CDATA[کیهان شناسی پلاسما]]></category>
		<category><![CDATA[کیهان شناسی جایگزین]]></category>
		<category><![CDATA[گروه آذرخش پارسی]]></category>
		<category><![CDATA[گروه کیهان شناسی جایگزین]]></category>
		<category><![CDATA[محمدرضا شفیع زاده]]></category>
		<category><![CDATA[مدل استاندارد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://persiantbolts.com/?p=1530</guid>
		<description><![CDATA[در سال ۲۰۰۴ اریک لرنر، شاگرد هانس آلفون (فیزیکدان پلاسما و منجم برنده نوبل ۱۹۷۰) از دانشمندان مطرح فیزیک پلاسما و کیهان شناسی پلاسما نامه سرگشاده ای را خطاب به مراکز و جوامع علمی جهان نوشت، نامه سرگشاده او درباره مدل استاندارد کیهان شناسی و نحوه پرداختن به آن بود، که ابتدا در New Scientist...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>در سال ۲۰۰۴ اریک لرنر، شاگرد هانس آلفون (فیزیکدان پلاسما و منجم برنده نوبل ۱۹۷۰) از دانشمندان مطرح فیزیک پلاسما و کیهان شناسی پلاسما نامه سرگشاده ای را خطاب به مراکز و جوامع علمی جهان نوشت، نامه سرگشاده او درباره مدل استاندارد کیهان شناسی و نحوه پرداختن به آن بود، که ابتدا در New Scientist به چاپ رسید و بعدها بارها تجدید چاپ شد، بعد از آن امضا کنندگان نامه لرنر دور هم گرد آمده و گروه کیهان شناسی جایگزین را تشکیل دادند که هم اکنون نیز در حال فعالیت است، این گروه در حال حاضر ویژه منجمین دارای تحصیلات تکمیلی آکادمیک با گرایشات مربوط به نجوم است که دیدگاه انتقادی به مدل استاندارد و نحوه آموزش و سیاستگزاری علمی در زمینه پژوهش نجوم دارند. محمدرضا شفیع زاده از گروه آذرخش پارسی نیز در این گروه عضویت دارد.</p>
<p>متن نامه سرگشاده تاریخی اریک لرنر به شرح زیر می باشد که توسط الناز بخشی از اعضای این گروه ترجمه گردیده است:</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2 style="text-align: center;">نامه ای سرگشاده بر کیهان شناسی</h2>
<h4>نامه ای سر گشاده به جوامع علمی نوشته شده توسط اریک لرنر E.lerner</h4>
<p><a href="https://www.newscientist.com/article/mg18224482-900-bucking-the-big-bang/">منتشر شده در ژورنال New Scientist در سال ۲۰۰۴</a></p>
<p>نظریه بیگ بنگ امروزه به تعداد زیادی از موارد وابسته است که ما هرگز آنها را مشاهده نکرده ایم. تورم، ماده تاریک و انرژی تاریک برجسته ترین مثال ها هستند. بدون آنها ، تناقض وحشتناکی  بین مشاهدات اخترشناسان و پیش بینی های نظریه بیگ بنگ وجود خواهد داشت. در هیچ گرایش دیگری از فیزیک ، این مراجعه مستمر به اشیا فرضی جدید به عنوان راهی برای پر کردن شکاف بین تئوری و مشاهده پذیرفته نمی شود . و یا حداقل باعث پرسش سوالات اساسی در مورد اعتبار نظریه می شود.</p>
<p>اما نظریه بیگ بنگ بدون این فاکتورها نمی تواند وجود داشته باشد . بدون وجود تورم فرضی نظریه بیگ بنگ نمی تواند تابش کیهانی که مشاهده می شود را پیش بینی کند ، زیرا راهی برای بخش هایی از جهان که بیش از چند درجه در آسمان دور هستند وجود نخواهد داشت و همان دما را نشان می دهند و به این ترتیب به همان مقدار تابش مایکروویو ساطع می کند.</p>
<p>بدون وجود ماده تاریک ، بر خلاف آنچه ما با وجود ۲۰ سال آزمایش در زمین مشاهده کرده ایم ، نظریه بیگ بنگ پیش بینی های متناقضی برای تراکم ماده در جهان انجام می دهد. تورم به چگالی ۲۰ برابر بیشتراز چیزی که از نوکلئوسنتز بیگ بنگ وجود دارد نیازمند است . توضیح نظریه در مورد منشا عناصر نور و بدون وجود ماده تاریک نظریه بیگ بنگ پیش بینی می کند که عمر جهان فقط ۸ میلیارد سال نوری است که میلیارد ها سال از عمر بسیاری از ستاره های کهکشان ما جوان تر است.</p>
<p>علاوه بر همه این ها ، نظریه بیگ بنگ نمی تواند چیزهایی که بعدا توسط مشاهدات تایید شدند را پیش بینی کند. موفقیت هایی که توسط هواداران این نظریه حاصل شده است شامل توانایی آن در نگاهی به گذشته و مشاهدات مرتب شده با پارامترهای قابل تنظیم است. دقیقا همان طور که کیهان شناسان قدیمی براساس مدل بطلمیوس به ارایه نیاز داشتند.</p>
<p>با این حال نظریه بیگ بنگ تنها نظریه ای برای درک تاریخ کیهان نیست. کیهان شناسی پلاسما و مدل حالت پایه هردو فرضیه، جهانی در حال تحول و بدون شروع یا پایان را فرض می کنند . این موضوع و سایر رویکردهای جایگزین می توانند پدیده های اساسی کیهان را توضیح دهند. از جمله فراوانی عناصر سبک ، تولید ساختارهای با مقیاس بزرگ ، تابش پس زمینه کیهانی و اینکه چگونه انتقال به سرخ کهکشان های دور با فاصله افزایش می یابد.آنها حتی پدیده هایی تازه پیش بینی کرده اند که قبلا مشاهده شده است ، کاری که بیگ بنگ نتوانسته است انجام دهد.</p>
<p>حامیان نظریه بیگ بنگ ممکن است این نظر را داشته باشند که این نظریه ها همه مشاهدات کیهانی را توضیح نمی دهند. اما این باعث تعجب است زیرا توسعه و گسترش این نظریه ها به دلیل کمبود بودجه کاملا غیرممکن است. چنین سوالات و پیشنهاداتی حتی اکنون نیز نمی توانند آزادانه مورد  بحث و بررسی قرار گیرند.</p>
<p>در اکثر کنفرانس های برگزار شده مهم، هیچ مبادله ای از این اطلاعات وجود ندارد.از آنجایی که ریچارد فایمن می تواند بگوید “علم، فرهنگ تردید است”. در کیهان شناسی امروزی شک و تردید تحمل نمی شود و دانشمندان جوان یاد می گیرند که اگر نظری منفی در مورد بیگ بنگ دارند که قابل ارائه باشد سکوت کنند.کسانی که به نظریه بیگ بنگ شک دارند می ترسند که گفتن چنین موضوعی هزینه ای گزاف برای بودجه آنها تمام شود.حتی مشاهداتی که اکنون صورت می گیرند از فیلتر قضاوت شده آنها رد می شود ، بسته به اینکه آنها درست یا غلط ارزیابی می شوند.</p>
<p>بنابراین داده هایی براساس انتقال به سرخ، فراوانی لیتیوم و هلیوم و توزیع جرم کهکشان و موضوعات دیگر، نادیده یا مورد تمسخر قرار می گیرد. این موضوع بیانگر یک ذهنیت متعصب در حال رشد است که با روحیه تحقیق علمی آزاد بیگانه است.</p>
<p>امروزه تقریبا منابع مالی و تجربی به مطالعات نظریع بیگ بنگ اختصاص داده شده است. بودجه های این نظریه پردازان هم فقط از منابع محدودی تامین می شود و تمام هیئت های بررسی پژوهش ها که آنها را کنترل می کنند توسط حامیان بیگ بنگ اداره می شود. در نتیجه بدون در نظر گرفتن اعتبار علمی نظریه، به دلیل این سیاست گذاری ها تسلط بیگ بنگ در این زمینه خود به خود به حالت پایدار تبدیل شده است.</p>
<p>فقط حمایت کردن از پروژه هایی که در چارچوب نظریه بیگ بنگ قرار دارند به عنوان یک عنصر اصلی روش علمی، آزمایش مداوم نظریه در برابر برطرف کردن این مشکل نیست، ما از سازمان هایی که شغلی در زمینه کیهان شناسی در نظر می گیرند می خواهیم بخش قابل توجهی از بودجه خود را برای تحقیقات در مورد تئوری های جایگزین و تناقضات مشاهده ای از بیگ بنگ در نظر بگیرند و  برای جلوگیری از تعصب، کمیته ای به منظور تعیین بودجه متشکل از فیزیکدانان خارج از حوزه کیهان شناسی تشکیل گردد.</p>
<p style="text-align: right;">امضا کنندگان:</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;"><a href="http://haltonarp.com/">Halton Arp</a>, Max-Planck-Institute Für Astrophysik (Germany)<br />
<a href="https://www.ifi.unicamp.br/~assis/">Andre Koch Torres Assis</a>, State University of Campinas (Brazil)<br />
<a href="http://www.astro.spbu.ru/staff/baryshev/index.htm">Yuri Baryshev</a>, Astronomical Institute, St. Petersburg State University (Russia)<br />
Ari Brynjolfsson, Applied Radiation Industries (USA)<br />
Hermann Bondi, Churchill College, University of Cambridge (UK)<br />
Timothy Eastman, Plasmas International (USA)<br />
Chuck Gallo, Superconix, Inc.(USA)<br />
Thomas Gold, Cornell University (emeritus) (USA)<br />
Amitabha Ghosh, Indian Institute of Technology, Kanpur (India)<br />
Walter J. Heikkila, University of Texas at Dallas (USA)<br />
Michael Ibison, Institute for Advanced Studies at Austin (USA)<br />
Thomas Jarboe, University of Washington (USA)<br />
Jerry W. Jensen, ATK Propulsion (USA)<br />
Menas Kafatos, George Mason University (USA)<br />
Eric J. Lerner, Lawrenceville Plasma Physics (USA)<br />
Paul Marmet, Herzberg Institute of Astrophysics (Canada)<br />
Paola Marziani, Istituto Nazionale di Astrofisica, Osservatorio Astronomico di Padova (Italy)<br />
Gregory Meholic, The Aerospace Corporation (USA)<br />
Jacques Moret-Bailly, Université Dijon (retired) (France)<br />
Jayant Narlikar, IUCAA(emeritus) and College de France (India, France)<br />
<a href="http://www.pcm.uem.br/docente/3/marcos-cesar-danhoni-neves">Marcos Cesar Danhoni Neves</a>, State University of Maringá (Brazil)<br />
Charles D. Orth, Lawrence Livermore National Laboratory (USA)<br />
R. David Pace, Lyon College (USA)<br />
Georges Paturel, Observatoire de Lyon (France)<br />
Jean-Claude Pecker, College de France (France)<br />
Anthony L. Peratt, Los Alamos National Laboratory (USA)<br />
Bill Peter, BAE Systems Advanced Technologies (USA)<br />
David Roscoe, Sheffield University (UK)<br />
Malabika Roy, George Mason University (USA)<br />
Sisir Roy, George Mason University (USA)<br />
Konrad Rudnicki, Jagiellonian University (Poland)<br />
<a href="http://lilith.fisica.ufmg.br/~dsoares/">Domingos S.L. Soares</a>, Federal University of Minas Gerais (Brazil)<br />
John L. West, Jet Propulsion Laboratory, California Institute of Technology (USA)<br />
James F. Woodward, California State University, Fullerton (USA)</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;">Ref: <a href="http://cosmology.info/media/open-letter-on-cosmology.html">http://cosmology.info/media/open-letter-on-cosmology.html</a></p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;">Translator: Elnaz Bakhshi</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persiantbolts.com/openletter/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>به مناسبت زادروز هانس آلفون</title>
		<link>http://persiantbolts.com/alfven/</link>
		<comments>http://persiantbolts.com/alfven/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 31 May 2020 11:08:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[مدیریت]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[فیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[مشاهیر]]></category>
		<category><![CDATA[آلفون]]></category>
		<category><![CDATA[امواج آلفون]]></category>
		<category><![CDATA[بیرکلند]]></category>
		<category><![CDATA[ژئوفیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[شفق]]></category>
		<category><![CDATA[شفق قطبی]]></category>
		<category><![CDATA[کهکشان]]></category>
		<category><![CDATA[کیهان شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[کیهان شناسی پلاسما]]></category>
		<category><![CDATA[کیهان‌شناسی پلاسما]]></category>
		<category><![CDATA[محمدرضا شفیع زاه]]></category>
		<category><![CDATA[مگنتوسفر]]></category>
		<category><![CDATA[مگنتوهیدرودینامیک]]></category>
		<category><![CDATA[مهندسی برق]]></category>
		<category><![CDATA[نوبل]]></category>
		<category><![CDATA[نوبل فیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[هانس آلفون]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://persiantbolts.com/?p=1523</guid>
		<description><![CDATA[هانس آلفون هانس اولوف گوستاو آلفون متولد ۳۰ مه سال ۱۹۰۸ در نورکوپینگ سوئد، درگذشت ۲ آپریل ۱۹۹۵ در جورشلم سوئد می‌باشد. آلفون سوئدی به عنوان یکی از بنیانگذاران و پدران فیزیک پلاسما و کاربردهای پلاسما در فیزیک فضا به شمار می‌رود. او اکتشافات و خدمات زیادی در زمینه پیش‌برد پلاسما در علوم زمین و...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong>هانس آلفون</strong></p>
<p>هانس اولوف گوستاو آلفون متولد ۳۰ مه سال ۱۹۰۸ در نورکوپینگ سوئد، درگذشت ۲ آپریل ۱۹۹۵ در جورشلم سوئد می‌باشد. آلفون سوئدی به عنوان یکی از بنیانگذاران و پدران فیزیک پلاسما و کاربردهای پلاسما در فیزیک فضا به شمار می‌رود. او اکتشافات و خدمات زیادی در زمینه پیش‌برد پلاسما در علوم زمین و پلاسمای کیهانی انجام داد. فعالیت‌های آلفون در زمینه توسعه نظریه مگنتوهیدرودینامیک منجر به اخذ جایزه نوبل فیزیک در ۱۹۷۰ شد.</p>
<p>وی در ابتدا در رشته مهندسی برق مشغول به تحصیل بود اما بعد از آن به پژوهش و تدریس فیزیک پلاسما پرداخت، تحقیقات آلفون در زمینه کاربردهای پلاسما در فیزیک فضا و نجوم شامل ایجاد و بسط تئوری‌هایی در زمینه شفق‌های قطبی، کمربندهای ون‌آلن، تاثیر طوفان‌های مغناطیسی بر میدان مغناطیسی زمین، میدا‌ن‌های مغناطیسی و الکتریکی در پلاسمای کیهانی، مغناطیس زمین و نقش پلاسما در فیزیک کهکشان است.</p>
<p><strong>معرفی</strong></p>
<p>در سال ۱۹۳۷ آلفون برای اولین بار ادعا کرد که اگر پلاسما حالت ماده غالب در جهان باشد، جریان‌های الکتریکی در کیهان وجود دارند که می‌توانند میدان مغناطیسی کهکشانی ایجاد کنند. بعد از اخذ جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۷۰، در سخنرانی نوبل خود او تاکید کرد که:</p>
<p>&#8220;برای درک پدیده‌ها در فضایی که پلاسما در آن غالب است، لازم است نه تنها میدان مغناطیسی، بلکه میدان الکتریکی و جریان‌های الکتریکی هم مورد بررسی قرار گیرند. فضا با شبکه‌ای از جریانات پر شده است که این شبکه انرژی و حرکت را در فاصله‌های بسیار دور نیز منتقل می‌کند. جریان‌ها اغلب به ساختارهای جریان رشته‌ای یا جریان سطحی تنگش پیدا می‌کنند و به فضای میان‌ستاره‌ای، میان‌کهکشانی یا به صورت ساختار سلولی به فضا می‌روند.&#8221;</p>
<p>در سال ۱۹۷۴ او فعالیت‌های پژوهشی خود را روی شفق‌های قطبی منطبق با میدان جریان‌های الکتریکی آغاز کرد، فعالیتی که پایه و بنیان آن مدت‌ها قبل توسط کریستین بیرکلند گذاشته شده بود. پژوهش‌های آلفون مبتنی بر داده‌های ماهواره‌ای بود که تئوری بیرکلند را تایید می‌کرد.</p>
<p><strong>آموزش و تحصیلات</strong></p>
<p>آلفون دکترای خود را در سال ۱۹۳۴ از دانشگاه اوپسالای سوئد دریافت کرد، آلفون در دوره دکترا از رساله خود با عنوان &#8220;بررسی امواج الکترومغناطیسی بسیار کوتاه&#8221; دفاع کرد، در همان سال او در دانشگاه‌ محل تحصیل خود به عنوان استاد فیزیک مشغول به کار بود و همچنین به طور همزمان در موسسه تحقیقاتی فیزیک نوبل استکهلم نیز به تدریس فیزیک مشغول بود. در سال ۱۹۴۰ به مرتبه استاد تمامی (پروفسور) فیزیک موسسه تحقیقاتی سلطنتی سوئد در استکهلم در زمینه تئوری الکترومغناطیس و اندازه‌گیری‌های الکتریکی رسید. در سال ۱۹۴۵ وی سمت غیر انتصابی علمی &#8220;کرسی الکترونیک&#8221; را از آن خود کرد، که در سال ۱۹۶۳ عنوان وی به &#8220;کرسی دار فیزیک پلاسما&#8221; تغییر کرد. در سال ۱۹۶۷ سوئد را ترک کرد و مدتی را در شوروی سابق به سر برد و از آن‌جا به امریکا رفت و به طور همزمان در دپارتمان‌های مهندسی برق دانشگاه‌های کالیفرنیا &#8211; سن دیگو و کالیفرنیای جنوبی به تدریس و پژوهش پرداخت.</p>
<p>آلفون در درجه اول خود را یک مهندس برق می‌دانست. تا پیش از کسب جایزه نوبل کسی آلفون را به عنوان یک متفکر برجسته در جامعه علمی جهانی لحاظ نمی‌کرد و با ورود کردن به دنیای کیهان‌شناسی و اخترفیزیک، آن هم ورود به فضاهایی که تا زمان خود منجمین حرفه‌ای به آن وارد نشده بودند مورد توبیخ جامعه اخترفیزیکدانان و کیهان‌شناسان زمان خودش قرار گرفت.</p>
<p><strong>مشارکت‌ها</strong></p>
<p>کار آلفون بری مدت‌ها توسط دانشمند ارشد فیزیک فضا، سیدنی چاپمن مورد بحث قرار گرفت، آلفون تا مدت‌ها به ندرت مورد پذیرش و توجه دانشمندان بود، او یک بار مقاله‌ای را درباره طوفان‌های مغناطیسی و شفق‌های قطبی به &#8220;ژورنال امریکایی مغناطیس زمین و الکتریسیته اتمسفری&#8221; ارسال کرد، اما مقاله وی به دلیل این که با فیزیک محاسباتی زمان خود نامتعارف بود مورد پذیرش قرار نگرفت و پس فرستاده شد. این گونه برخوردها با آلفون تا جایی پیش رفت که بسیاری از فیزیکدانان او را به عنوان فردی با عقاید نامعقول مورد خطاب قرار می‌دادند. استفان جی بروش درباره آلفون نوشت: &#8220;&#8230;.او همچنان به عنوان یک مهاجر بیرون از خانه باقی ماند و حتی بعد از کسب جایزه نوبل نیز تنها احترام تعداد کمی از دانشمندان زمان خودش را به دست آورد و اغلب به وی تحمیل می‌شد که مقالات خود را در ژورنال‌های رده پایین منتشر کند.&#8221; آلفون خود در این زمینه می‌گوید:</p>
<p>&#8220;وقتی من پدیده‌های پلاسما را منطبق بر این فرمول ارائه می‌کنم، بیش‌تر داوران چیزی را که می‌گویم درک نمی‌کنند و مقالاتم را رد می‌کنند. با توجه به سیستم داوری علمی که در ایالات متحده حاکم است، این به این معنی است که مقالات من به ندرت توسط ژورنال‌های معتبر امریکایی منتشر می‌شوند.&#8221;</p>
<p>آلفون علاوه بر نوبل فیزیک در سال ۱۹۸۸ برنده مدال &#8220;بووی&#8221; انجمن ژئوفیزیک امریکا شد، این مدال به دلیل تحقیقات وی روی دنباله‌دارها و پلاسمای منظومه‌شمسی به وی اهدا شد. آلفون یکی از معدود دانشمندان غیر روس و غیر امریکایی است که همزمان در آکادمی‌های علوم امریکا و شوروی عضویت داشته است.</p>
<p><strong>تحقیقات</strong></p>
<p>آلفون به عنوان بازیگر اصلی تحقیقات در زمینه‌های زیر در فیزیک محسوب می‌شود:<br />
فیزیک پلاسما<br />
باریکه ذرات باردار<br />
فیزیک میان‌سیاره‌ای<br />
فیزیک مگنتوسفر<br />
مگنتوهیدرودینامیک<br />
پدیده‌های خورشیدی به خصوص بادهای خورشیدی<br />
علوم شفقی<br />
در سال ۱۹۳۹ آلفون تئوری طوفان‌های مغناطیسی و شفق‌های قطبی و تئوری دینامیک پلاسمای مگنتوسفر زمین را ارائه داد</p>
<p>تحقیقات آلفون در زمینه فیزیک فضا:<br />
تئوری کمربندهای ون‌آلن<br />
کاهش میدان مغناطیسی زمین در طوفان‌های مغناطیسی<br />
مگنتوسفر<br />
ساختار دم دنباله‌دارها<br />
ساختار منظومه‌شمسی<br />
دینامیک پلاسمای کهکشانی<br />
ماهیت اساسی کیهان</p>
<p>تحقیقات آلفون ادامه نگاه بنیانگذار فیزیک مگنتوسفر، کریستین بیرکلند بود که در اواخر قرن ۱۹ رفتار مگنتوسفر زمین و ایجاد شفق‌های قطبی را به دلیل جریان‌های الکتریکی مگنتوسفری می‌دانست.</p>
<p>تحقیقات آلفون در راستای تکنولوژی:<br />
شتاب‌دهنده‌های باریکه ذرات<br />
کنترل گداخت ترموهسته‌ای<br />
پرواز‌های فراصوت<br />
پیش‌ران‌های راکت<br />
سیستم‌های ترمزی فضاپیما</p>
<p>در اخترفیزیک:<br />
میدان مغناطیسی کهکشانی<br />
اثرات غیر گرمایی تابش رادیویی سینکروترون از چشمه‌های نجومی</p>
<p>نوسانات ضعیف پلاسمای هیدرومگنتیک به افتخار آلفون تحت عنوان &#8220;امواج آلفون&#8221; نامگذاری شده است. بسیاری از تئوری‌های آلفون که مورد مناقشه منجمین بود با پیش‌رفت دستگاه‌های اندازه‌گیری و اندازه‌گیری‌های مغناطیسی تا اواخر دهه ۸۰ میلادی به تایید رسیدند. اما آلفون به این قضیه منتقد بود که جایگاه پلاسما در کتاب‌های درسی اخترفیزیک ضعیف است:</p>
<p>&#8220;یک مطالعه از تعداد کتاب‌های رفرنس اصلی تدریس اخترفیزیک که مفاهیم مهمی همچون دولایه‌ها، سرعت بحرانی، پدیده‌های تنگش و مدار را مورد بحث قرار می‌دهد انجام شده است. نتیجه آن بود که دانشجویان از نقش این پدیده‌ها در اخترفیزیک در حالی به طور کامل غافل هستند که این پدیده‌ها بیش‌تر از نیم قرن است شناخته شده‌اند.&#8221;</p>
<p>آلفون گزارش داد که ۱۷ کتاب رفرنس درسی اصلی اخترفیزیک را مورد بررسی قرار داده که هیچ‌یک از آن‌ها پدیده‌های تنگش و سرعت بحرانی یونیزاسیون را بررسی نکرده فقط دو تای آن‌ها مدار و سه تای آن‌ها دولایه‌ها را نام برده‌اند.</p>
<p><strong>کیهان‌شناسی آلفون</strong></p>
<p>آلفون و همکارانش یک تئوری کیهان‌شناسی جایگزین را ارائه کردند و به همراهی اسکار کلین مدل کیهان‌شناسی کلین-آلفون را ارائه کرد. آلفون بر این عقیده بود که مشکل تئوری بیگ‌بنگ این است که اخترفیزیکدانان مبدا آن و مبدا جهان را با استناد به معادلات ریاضی روی تخته‌سیاه به دست آورده‌اند. به عقیده او بیگ‌بنگ اسطوره و افسانه‌ای بود که برای تبیین خلقت جهان ارائه شده است.</p>
<p><strong>سال‌های آخر</strong></p>
<p>در سال ۱۹۹۱ آلفون با درجه استاد تمامی (پروفسور) در رشته مهندسی برق دانشگاه کالیفرنیا &#8211; سن دیگو و فیزیک پلاسما موسسه تحقیقاتی سلطنتی استکهلم سوئد بازنشست شد. آلفون بیش‌تر زندگی خود را در حال تردد بین امریکا و سوئد گذراند و در سن ۸۶ سالگی درگذشت.</p>
<p>سیارک ۱۷۷۸ آلفون به افتخار وی نامگذاری شده است، دلیل این نامگذاری نقش آلفون و سهم برجسته علمی او در درک پدیده‌های پلاسما در منظومه‌شمسی و سایر مقیاس‌های کیهانی بود.</p>
<p><strong>زندگی شخصی</strong></p>
<p>آلفون شوخ طبع بود و بیان طنز داشت، فعال اجتماعی بود در جنبش‌های خلع سلاح جهانی مشارکت و عضویت داشت. نسبت به رایانه‌ها و بروکراسی کامپیوتری بی‌اعتمادی خاصی داشت. علاوه بر مهندسی برق و فیزیک پلاسما، در رشته‌های تاریخ علم و فلسفه و ادیان شرقی نیز تحصیلات مقدماتی داشت. به زبان‌های سوئدی، انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و روسی تسلط کامل داشت و تا حدی اسپانیایی و چینی می‌دانست.</p>
<p>آلفون ۶۷ سال با همسرش کیرستن زندگی کرد، آن‌ها چهار دختر و یک پسر داشتند، پسرش هم اکنون به عنوان یک فیزیکدان در سوئد مشغول به فعالیت است، یکی از دخترهایش نویسنده و دیگری وکیل و همگی ساکن سوئد هستند.</p>
<p><strong>افتخارات</strong></p>
<p>۱۹۴۷: عضویت در آکادمی علوم سلطنتی سوئد<br />
۱۹۴۷: عضویت در آکادمی علوم مهندسی سلطنتی سوئد (استعفا در ۱۹۸۰)<br />
۱۹۵۸: عضو خارجی آکادمی علوم شوروی<br />
۱۹۶۲: عضویت در آکادمی علوم و هنرهای امریکا<br />
۱۹۶۵: اخذ مدرک دکترای افتخاری علوم از دانشگاه نیوکاسل<br />
۱۹۶۶: عضو خارجی آکادمی علوم امریکا<br />
۱۹۶۷: مدال طلای انجمن نجوم سلطنتی سوئد<br />
۱۹۷۰: نوبل فیزیک<br />
۱۹۷۱: مدال لومونوسف آکادمی علوم شوروی<br />
۱۹۷۱: مدال طلای موسسه فرانکلین<br />
۱۹۷۲: عضو خارجی انجمن ملی علوم هند<br />
۱۹۷۴: عضو خارجی آکادمی علوم یوگسلاوی<br />
۱۹۷۷: اخذ دکترای افتخاری از دانشگاه آکسفورد<br />
۱۹۸۰: عضو خارجی انجمن سلطنتی انگلستان<br />
۱۹۸۵: اخذ دکترای افتخاری از دانشگاه استکهلم<br />
۱۹۸۷: مدال طلای بووی، انجمن ژئوفیزیک امریکا<br />
۱۹۹۴: مدال دیراک، دانشگاه ولز جنوبی استرالیا و موسسه فیزیک استرالیا</p>
<p><strong>اختراعات</strong></p>
<p>دستگاه تیوب الکترون‌های فرکانس بالا<br />
سیستم ایجاد درجه‌ حرارت‌های بسیار بالا<br />
سیستم ذخیره انرژی two-vessel</p>
<p>مترجم: محمدرضا شفیع‌زاده</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;"><a href="https://www.plasma-universe.com/hannes-alfven/">Hannes Alfven</a> &#8211; Translator: Mohammad Reza Shafizadeh</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persiantbolts.com/alfven/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یافته جدیدی که می تواند جایزه نوبل فیزیک ۲۰۱۱ را به چالش بکشد</title>
		<link>http://persiantbolts.com/%db%8c%d8%a7%d9%81%d8%aa%d9%87-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%85%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af-%d8%ac%d8%a7%db%8c%d8%b2%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%a8%d9%84-%d9%81%db%8c%d8%b2%db%8c/</link>
		<comments>http://persiantbolts.com/%db%8c%d8%a7%d9%81%d8%aa%d9%87-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%85%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af-%d8%ac%d8%a7%db%8c%d8%b2%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%a8%d9%84-%d9%81%db%8c%d8%b2%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 05 Nov 2016 01:10:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[مدیریت]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[فیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[کیهان شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[آدام ریس]]></category>
		<category><![CDATA[ابرنواختر]]></category>
		<category><![CDATA[ابرنواختر نوع Ia]]></category>
		<category><![CDATA[انبساط کیهان]]></category>
		<category><![CDATA[انرژی تاریک]]></category>
		<category><![CDATA[بابک قهرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[برایان اشمیت]]></category>
		<category><![CDATA[زومیت]]></category>
		<category><![CDATA[سال پرلماتر]]></category>
		<category><![CDATA[سوبیر سرکار]]></category>
		<category><![CDATA[کوتوله سفید]]></category>
		<category><![CDATA[نوبل فیزیک 2011]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://persiantbolts.com/?p=907</guid>
		<description><![CDATA[پیشتر در سال ۲۰۱۱، سه ستاره‌شناس به خاطر یافته‌ی خود درباره‌ی انبساط کیهان برنده‌ی جایزه‌ی نوبل شدند. یافته‌ی آنها در واقع بیانگر این نکته بود که کیهان نه تنها همواره در حال انبساط است، بلکه این انبساط با یک نرخ فزاینده رخ می‌دهد. یافته‌ی فوق در آن زمان مورد قبول اکثریت واقع شد و این...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>پیشتر در سال ۲۰۱۱، سه ستاره‌شناس به خاطر یافته‌ی خود درباره‌ی انبساط کیهان برنده‌ی جایزه‌ی نوبل شدند. یافته‌ی آنها در واقع بیانگر این نکته بود که کیهان نه تنها همواره در حال انبساط است، بلکه این انبساط با یک نرخ فزاینده رخ می‌دهد.</p>
<p>یافته‌ی فوق در آن زمان مورد قبول اکثریت واقع شد و این ایده که جهان ما توسط انرژی ناشناخته و رازآلودی به نام انرژی تاریک تحت سیطره است نیز مورد پذیرش گسترده واقع شد و از سویی هم مدل استاندارد کیهان‌شناسی را برای همیشه دچار تغییر کرد. اما اکنون دسته‌ای از فیزیک‌دانان به این نتیجه رسیده‌اند که یافته‌ی فوق شاید دارای خطاهایی باشد و به عبارتی ممکن است نادرست بوده باشد. این گروه از دانشمندان، اطلاعات بسیار بیشتری را به منظور پشتیبانی از ایده‌ی خودشان در اختیار دارند.</p>
<p>برای اینکه اندکی دقیق‌تر موضوع را بررسی کنیم، بهتر است کمی به عقب بازگردیم. جایزه‌ی نوبل فیزیک در سال ۲۰۱۱ به سه ستاره‌شناس به نام‌های سال پرلماتر (Saul Perlmutter) از دانشگاه کالیفرنیا، برکلی؛ آدام ریسس (Adam Riess) از دانشگاه جان هاپکینز و برایان اشمیت (Brian Schmidt) از دانشگاه ملی استرالیا رسید.</p>
<p>در طول دهه‌ی ۱۹۹۰ میلادی، این سه دانشمند به عنوان اعضای اصلی سه گروه رقیب به منظور اندازه‌گیری سوپرنوای دوردست Type 1a بودند. این ابرنواراختر از منظومه‌های دوستاره‌ای تشکیل شده که یکی از آنها یک کوتوله‌ی سفید است. کوتوله‌ های سفید از یکی از متراکم‌ترین اشکال ماده در جهان شناخته شده تا به امروز، ساخته شده‌اند. این شکل از ماده را تنها می‌توانیم پیرامون ستاره‌های نوترونی و سیاه چاله‌ها ببینیم.</p>
<p>در حالی که یک کوتوله‌ی سفید معمولی فقط کمی بزرگ‌تر از زمین خواهد بود، اما جرم آن به اندازه‌ای تقریبا برابر با جرم خورشید خواهد رسید. برای اینکه توضیح موضوع ملموس‌تر شود، می‌توانیم از شما بخواهیم تا در ذهنتان ۱،۳۰۰،۰۰۰ کره همانند کره‌ی زمین را درون خورشید جای دهید!</p>
<p>حالا چنین ستاره‌ی فوق‌العاده متراکم و در عین حال مرده‌ای را تصور کنید که تحت وزن گرانش خود فروپاشیده می‌شود. ما در اینجا در مورد سطحی از درخشندگی صحبت می‌کنیم که میزان آن حدود ۵ میلیارد بار روشن‌تر از خورشید است.</p>
<p>از آنجا که هر <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B1" target="_blank">ابرنواختر </a>(سوپر نوا) نوع ۱a دیگری نیز با حدود همان میزان روشنایی منفجر می‌شود، در نتیجه مقدار نوری که هر یک از آنها از خود پراکنده می‌کند را می‌توانیم به عنوان شاخصی از فاصله‌ی آن سوپرنووا از کره‌ی زمین استفاده کنیم و همچنین تغییرات جزئی در طیف رنگ‌ها نیز می‌تواند به منظور پی بردن به میزان سرعت حرکت آنها به کار رود. هنگامی که پرلماتر، ریس، و اشمیت تمام داده‌ها را برای ابرنواختر نوع ۱a شناخته شده اندازه‌گیری کردند، به یک موضوع عجیب در نتایج خود پی بردند. این داده‌ها توسط تلسکوپ فضایی هابل و شمار زیادی از تلسکوپ‌های زمینی به دست آمده بودند. در اینجا بخشی از توضیحات یکی از اعضای آکادمی سلطنتی سوئد در صبح روز اعلام برنده‌ی جایزه‌ی نوبل در استکهلم را می‌خوانیم:</p>
<blockquote><p> در جهانی که توسط ماده احاطه شده است، انتظار می‌رود که گرانش در نهایت باید بتواند سرعت انبساط را کم کند. حیرت مطلق به وجود آمده پس از کشف جدید دو گروه از دانشمندان را تصور کنید &#8230; آنها پی برده بودند که انبساط کیهان در حال کند شدن نبوده از سویی در حال شتاب گرفتن نیز هست.</p></blockquote>
<p>با مقایسه روشنایی ابرنواختر دوردست با روشنایی ابرنواخترهای نزدیک‌تر به زمین، دانشمندان کشف کردند که ابرنواختر دور حدود ۲۵ درصد کم‌نورتر از سایرین بوده است. آنها در واقع بسیار دور بودند. کیهان در آن لحظات در حال شتاب‌ گرفتن بوده است. پس به این نتیجه می‌رسیم که این یافته دارای اهمیت اساسی است و به عنوان نقطه‌ی عطفی در کیهان‌شناسی به شمار می‌رود. چالش‌های زیادی پس از این کشف در انتظار دانشمندان نسل‌های بعد خواهد بود.</p>
<p>یافته‌های این دانشمندان توسط داده‌های جمع آمده به طور جداگانه درباره‌ی پدیده‌هایی همچون کهکشان‌های خوشه‌ای و ‌تابش‌های زمینه‌ی کیهانی نیز پشتیبانی می‌شد. این تابش‌ها در واقع به پس‌تابش‌های ضعیف ایجاد شده پس از انفجار بزرگ اطلاق می‌شود. از طرفی در اوایل سال جاری، دانشمندان ناسا و آژانس فضایی اروپا دریافتند که جهان هستی می‌تواند انبساطی در حدود ۸ درصد ‌سریع‌تر از آن چیزی که از ابتدا تصور می‌شد، داشته باشد.</p>
<p>با همه‌ی تفاسیر فوق، به نظر می‌رسید که کشف دانشمندانی که برنده‌ی جایزه‌ی نوبل شده بودند نیز یک یافته‌ی کاملا مستحکم و پابرجا به شمار رود و به تعبیری این یافته می‌بایست در حدی قاطع می‌بوده که منجر به دریافت جایزه‌ی نوبل شده است. اما در این میان یک سوال بسیار دشوار نیز مطرح شده بود. پرسش این بود که اگر گرانش کلی ناشی از تمامی ماده‌ی موجود در جهان هستی که توسط انفجار بزرگ بیرون رانده شده، هم اکنون در حال کندتر کردن سرعت همه چیز است؛ پس اکنون چگونه می‌تواند در حال شتاب گرفتن و انبساط باشد؟</p>
<p>برندان کول (Brendan Cole) در گزارشی که در ماه مه منتشر شد، چنین توضیح می‌دهد:</p>
<blockquote><p> در جهان هستی چیزی وجود دارد که آن را به صورت فیزیکی و با سرعتی بیشتر از آن سرعتی که گرانش می‌تواند کیهان را منقبض کند، انبساط می‌دهد. تاثیر یاد شده کوچک است. در واقع به قدری کوچک است شما آن را تنها در کهکشان‌های بسیار دوردست مشاهده می‌کنید. اما به هر حال وجود دارد و موثر است. این تاثیر را امروزه با نام انرژی تاریک می‌شناسند و دلیل «تاریک» بودن آن هم این است که هیچکس به طور دقیق ماهیت آن را نمی‌داند.</p></blockquote>
<p>چون دانشمندان برای نخستین بار وجود انرژی تاریک را پیشنهاد داده‌اند، بنابراین در حال حاضر هنوز هیچکس نتوانسته به ماهیت و واقعیت روشنی پیرامون آن نزدیک شود. اما در حال حاضر یک تیم بین‌المللی از فیزیکدانان پدیده‌ی انبساط کیهان را مورد پرسش قرار داده‌اند. آنها برای پشتیبانی از پیشنهاد خودشان دارای پایگاه دیتای بزرگ‌تری نسبت به داده‌های مربوط به ابرنواختر نوع ۱a هستند.</p>
<p>با اعمال مدل‌های مختلف تحلیلی به ۷۴۰ مورد از ابرنواختر نوع Ia که تا کنون شناسایی شده‌اند، این تیم به این باور رسیده است که گروهشان در واقع قادر به تبیین تفاوت‌های ظریف بین آنها شده‌ است؛ به طوری که چنین کاری پیش از این هرگز انجام نشده بود. آنها باور دارند که روش‌های آماری مورد استفاده توسط تیم اصلی بیش از حد ساده بودند و بر پایه‌ی یک مدل ابداعی در دهه‌ی ۱۹۳۰ بنا شده بوده که چنین مدلی نمی‌تواند به طور قابل اعتمادی به مجموعه‌ی داده‌های ابرنواختر در حال رشد اعمال شوند.</p>
<p>آنها همچنین به این موضوع اشاره کرده‌اند که تابش زمینه کیهانی به طور مستقیم توسط ماده تاریک ایجاد نمی‌شود. بنابراین ماده‌ی تاریک تنها به عنوان نوعی از شواهد &#8220;غیر مستقیم&#8221;  به شمار می‌رود. سرپرست این تحقیق، سوبیر سرکار (Subir Sarkar)، از دانشگاه آکسفورد در این باره چنین گزارش می‌دهد:</p>
<blockquote><p> ما آخرین کاتالوگ مربوط به ۷۴۰ ابرنواختر نوع Ia را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادیم. چنین تعدادی در واقع  بیش از ۱۰ برابر شمار مربوط به نمونه‌ی اصلی در این کشف بودند. آنها در ادامه به شواهدی برای انبساط شتابدار پی بردند که فیزیکدانان اغلب آن را با عنوان ۳ sigma مورد اشاره قرار می‌دهند.</p></blockquote>
<p>این مقدار به مراتب کمتر از استاندارد ۵ سیگمایی است که برای ادعا درباره‌ی یک کشف بسیار پراهمیت لازم است. سرکار و تیم او به جای پیدا کردن شواهد برای حمایت از نظریه‌ی انبساط شتابدار جهان،  بر این باورند که به نظر می‌رسد جهان در حال گسترش با یک نرخ ثابت است. در صورتی که این گفته واقعا درست باشد، به این معنی خواهد بود که ما برای توضیح چنین وضعیتی به انرژی تاریک نیازی نخواهیم داشت. وی همچنین می‌گوید:</p>
<blockquote><p>این در واقع یک چارچوب نظری پیشرفته‌ی دیگر است؛ برای تایید این مشاهده که جهان هستی به طور کاملا همگن نیست؛ و همچنین این نکته که ماده‌ی موجود در آن هم احتمالا به صورت گاز کامل رفتار نمی‌کند. اینها دو فرضی هستند که در کیهان‌شناسی به عنوان استاندارد پذیرفته شده‌اند. این احتمال وجود دارد که چارچوب اخیر در ادامه نیز برای تایید تمامی مشاهدات بدون نیاز به ماده‌ی تاریک مفید باشد.</p></blockquote>
<p>در حال حاضر باید در نظر داشته باشیم که این فقط یک مطالعه است و از سویی ادعا در مورد نادرست بودن بنیادین نگرشی که منجر به دیافت جایزه‌ی نوبل برای گروهی از دانشمندان شده، کاری بسیار  بحث‌برانگیز و بزرگ است. همه‌ی ما می‌دانیم که جوایز نوبل به آسانی به کسی اعطا نمی‌شوند. اما تکرار نتایج به دست آمده، بیش از هر چیزی در علم دارای اهمیت است، و اگر ما مجموعه‌ای بزرگ‌تر از داده‌ها را نسبت به داده‌های پنج سال پیش داشته باشیم، باید از آنها برای حمایت یا تصحیح کشف‌های گذشته بهره ببریم.</p>
<p>حال سوال این است که آیا تیم سرکار مدل جدید آماری خود را روی داده های موجود به روشی اعمال کرده‌اند که دانش پیرامون آن را به بهترین شکل بازتاب دهد؟ به احتمال زیاد این یافته‌ها باعث خواهد شد تا پرسش جدیدی در ذهن بسیاری از فیزیکدانان شکل بگیرد و برای یافتن پاسخ آن تلاش کنند؛ پرسش در مورد اینکه جهان در چه حالی است؟ ثابت یا در حال شتاب. سرکار در این باره می‌گوید:</p>
<blockquote><p>به طور طبیعی، برای متقاعد کردن جامعه‌ی فیزیک پیرامون این مسئله، نیاز به کار و تلاش فراوانی وجود دارد، اما کلیدی‌ترین خدمتی که کار ما به دنیای علم داشته این است که نشان می‌دهد، یکی از ارکان اصلی مدل کیهان‌شناختی استاندارد ما در حال حاضر تردیدهای زیادی را پیرامون خود می‌بیند.</p>
<p>امیدوارم، این امر باعث ایجاد انگیزه برای تجزیه و تحلیل بهتر داده‌های کیهانی شود و همچنین نظریه‌پردازان را به سوی این مسیر سوق دهد که برای بررسی مدل‌های کیهانی متنوع‌تر تمایل پیدا کنند.</p></blockquote>
<p>در پایان باید اشاره کنیم که دستاوردهای این پژوهش در <a href="http://www.nature.com/articles/srep35596" target="_blank">Scientific Reports</a>  منتشر شده است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: center;">این متن توسط آقای بابک قهرمانی ترجمه و در <a href="http://www.zoomit.ir/2016/11/2/147992/universe-is-not-expanding-at-an-accelerated-rate/">پایگاه اینترنتی زومیت</a> منتشر شده است، مسلما اعتبار و امتیاز این اثر متعلق به سایت زومیت می باشد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persiantbolts.com/%db%8c%d8%a7%d9%81%d8%aa%d9%87-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%85%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af-%d8%ac%d8%a7%db%8c%d8%b2%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%a8%d9%84-%d9%81%db%8c%d8%b2%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>به مناسبت یکصدمین سالگرد نظریه نسبیت انیشتین</title>
		<link>http://persiantbolts.com/%d8%a8%d9%87-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a8%d8%aa-%db%8c%da%a9%d8%b5%d8%af%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1%d8%af-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%86%d8%b3%d8%a8%db%8c%d8%aa-%d8%a7/</link>
		<comments>http://persiantbolts.com/%d8%a8%d9%87-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a8%d8%aa-%db%8c%da%a9%d8%b5%d8%af%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1%d8%af-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%86%d8%b3%d8%a8%db%8c%d8%aa-%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 30 Nov 2015 21:15:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[مدیریت]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[فیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[انیشتین]]></category>
		<category><![CDATA[تئوری ریسمان]]></category>
		<category><![CDATA[کوانتوم]]></category>
		<category><![CDATA[میعاد بافراست]]></category>
		<category><![CDATA[نسبیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://persiantbolts.com/?p=477</guid>
		<description><![CDATA[آیا نظریه‌ی نسبیت عام اینیشتین نیاز به تغییر دارد؟ اینیشتین و تلاش‌های بسیارش برای ارائه‌ی نظریه‌ی نسبیت عام شهره‌ی عام و خاص هستند اما کمتر کسی می‌داند که او به پدید آمدن مکانیک کوانتوم کمک شایانی کرده است، خود او نیز توجه زیادی به این موضوع نداشت. اما آیا برای مطرح کردن «نظریه همه چیز»...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>آیا نظریه‌ی نسبیت عام اینیشتین نیاز به تغییر دارد؟<br />
اینیشتین و تلاش‌های بسیارش برای ارائه‌ی نظریه‌ی نسبیت عام شهره‌ی عام و خاص هستند اما کمتر کسی می‌داند که او به پدید آمدن مکانیک کوانتوم کمک شایانی کرده است، خود او نیز توجه زیادی به این موضوع نداشت. اما آیا برای مطرح کردن «نظریه همه چیز» نیاز به بازنویسی نسبیت عام خواهیم داشت؟<br />
نسبیت عام و مکانیک کوانتوم دو دیدگاه به جهان اطراف هستند، که پایه و اساس فیزیک مدرن را تشکیل داده‌اند. بدون این دو ما امکان سفر در فضا، تصویربرداری پزشکی، سیستم‌های موقعیت یاب جهانی و استفاده از انرژی هسته‌ای را نخواهیم داشت.<br />
نسبیت عام در زمینه‌ی شرح جهان در ابعاد بزرگ بدون رقیب است. اجرامی مانند کهکشان‌ها و سیاره‌های که در گذشته جواب قانع‌کننده‌ای برای توضیح تمامی رفتار آن‌ها نداشتیم. در حالی که مکانیک کوانتوم فیزیک را در کوچک‌ترین ابعادش مانند اتم‌ها و حتی بخشی از اتم‌ها، توضیح می‌دهد. جمع‌آوری این دو نظریه در یک نظریه‌ی واحد با نام نظریه‌ی همه چیز در حال حاضر بزرگ‌ترین چالش پیش روی فیزیک مدرن است و پیشرفت‌ها در این زمینه به کندی جلو می‌روند.<br />
دانش ما از دنیای اطرافمان براساس دسته‌ای از قوانین طبیعی است. با گذر زمان و در نتیجه‌ی مشاهدات تجربی یا تغییرات در مفهوم، این قوانین دچار تغییراتی نیز شده‌اند. یکی از اساسی‌ترین تغییرات که شاید بزرگ‌ترین تحول در تاریخ فیزیک نیز باشد، تغییر مفهوم زمان توسط اینیشتین بود. در نتیجه‌ی این تغییرات، شاهد بزرگ‌ترین پیشرفت‌ها در درک ما از دنیای اطراف بودیم.<br />
با ترکیب سه بعد فضا (طول، عرض و ارتفاع) با جهت زمان ساختاری جدید با نام فضازمان پدید آمد که پنجره‌ای جدید به دنیا را بر ما گشود. زمانی که اینیشتین جاذبه را نیز به نظریه‌ی خود افزود، نظریه‌ی او توانایی اثبات از طریق آزمایش را نیز یافت. در نتیجه توانستیم امواج جاذبه و سیاه چاله‌ها را با این نظریه شرح دهیم.</p>
<p>اما نسبیت تنها زمینه‌ی کاری اینیشتین نبود. بزرگ‌ترین مشکل در آن زمان این بود که قوانین مکسول از توضیح پدیده‌ای الکتورمغناطیسی عاجز بودند. در نتیجه‌ی این اتفاق، اینیشتین بیان کرد که نور متشکل از فوتون‌های دارای انرژی است که در ارتباط مستقیم با رنگ آن است. بسیاری از دانشمندان در مورد صحت نظریه‌ی اینیشتین شک داشتند چرا که آزمایش‌ها نشان داده بودند که نور ماهیت موج دارد و نه ذره.<br />
یکی از این افراد رابرت میلیکان بود، فردی که در نهایت توانست نظریه‌ی اینیشتین را به صورت آزمایشی نیز اثبات کند. به علاوه میلیکان نشان داد که اجزای باردار که با نام الکترون شناخته می‌شوند، مشخصات موج مانند نیز دارند. این آزمایش‌ها با نظریه‌ی اینیشتین همراه شدند تا نشان دهند که هر دوی ماده و نور می‌توانند به عنوان ذره یا موج شناخته شوند. ایده‌ای که توسط دانشمندان دیگر دنبال شد و پیشرفت‌های زیادی را در مکانیک کوانتوم بوجود آورد.<br />
این نظریه حتی قابل اعمال بر روی کوچک‌ترین اجزا نیز بود، جایی که می‌توان از جاذبه صرفنظر کرد چرا که این نیرو در مقایسه با سایر نیروهای موثر، ناچیز است. نه تنها این نظریه باعث شد تا شرح قانع کننده‌ای برای تابش‌ها و مواد در زندگی روزمره داشته باشیم بلکه ذرات و روندهای جدیدی را نیز پیش‌بینی کرد که امروزه آن‌ها را در شتاب دهنده‌های با انرژی بالا بر روی زمین یا پدیده‌های کهکشانی در فضا مشاهده می‌کنیم.<br />
مدعیان نظریه‌ی ریسمان به عنوان نظریه‌ای برای یکپارچه کردن شرح ماده و امواج با نیروی جاذبه خودنمایی کرد. این نظریه بیان می کند که ماده از اجزایی دارای لرزش که مانند ریسمان به هم متصل شده‌اند، تشکیل شده است نه از ذرات ریز و جدا. هر لرزش از سوی این ریسمان متناظر با حالتی از ماده است که ما آن را مشاهده می‌کنیم.<br />
یکی از این لرزش‌ها متناظر با کوانتوم جاذبه‌ای نیز هست. با این حال برای این که بتوان این نظریه را صحیح دانست باید بعد جدید را به فضازمان افزود که فناوری امروز از دیدن آن عاجز است. تا به امروز هیچ آزمایش خوبی برای اثبات نظریه‌ی ریسمان انجام نشده است.<br />
در نقطه‌ی مقابل جایی که نیروی جاذبه قابل صرفنظر باشد، مکانیک کوانتوم با وجود شرح دنیای عجیب، بدون رقیب است. این نظریه بیان می‌کند که ذرات می‌توانند در یک آن در چند حالت به صورت همزمان وجود داشته باشند، اما این نظریه کاستی‌هایی دارد و در نتیجه‌ی آن نمی‌تواند پیش‌بینی کند که کدام حالت در دنیای قابل مشاهده برای ما، اتفاق خواهد افتاد.<br />
به علاوه بنابر نظریه‌های مکانیک کوانتوم، حالت یک ماده می‌تواند تحت تاثیر حالت مواد دیگر قرار بگیرد حتی اگر در فاصله‌ی بسیار زیادی از یکدیگر قرار گرفته باشند. اینیشتین این نظریه را قبول نداشت چرا که آن را نقضی بر نظریه‌ی خود می‌دانست که هیچ چیزی نمی تواند با سرعتی بالاتر از سرعت نور حرکت کند. او احساس می‌کرد که تاثیر مواد بر یکدیگر از فواصل دور اثباتی بر غیرجامع بودن نظریه است اما تا به امروز شواهد آزمایشگاهی عکس آن را نوید داده‌اند.<br />
تحقیقات بسیاری در این زمینه در حال انجام است و مشخص نیست که مکانیک کوانتوم یا نسبیت عام برای توضیح مشاهدات در آینده آیا نیاز به تغییرات مفهومی یا محاسباتی خواهند داشت یا خیر. در حالی که نتایج این تحقیقات در حال حاضر مشخص نیست اما تاثیر عمیق اینیشتین بر علم فیزیک غیرقابل انکاراست.</p>
<p>ترجمه: میعد بافراست</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>منبع:</p>
<p style="text-align: left;">http://www.iflscience.com/physics/will-we-have-rewrite-einstein-s-theory-general-relativity</p>
<p style="text-align: left;">www.zoomit.it</p>
<p style="text-align: center;">هرگونه استفاده و یا کپی برداری از این اثر تنها با ذکر منبع مجاز خواهد بود</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://persiantbolts.com/%d8%a8%d9%87-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a8%d8%aa-%db%8c%da%a9%d8%b5%d8%af%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1%d8%af-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%86%d8%b3%d8%a8%db%8c%d8%aa-%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
