اخبار, اخترفیزیک, زمین شناسی و علوم سیاره ای

ماه متقاطر

۰ 30
moon

علم درباره ی ماه بیش از هر جرم سماوی دیگری دچار سردرگمی شده است. ماه تنها جایی است که بشر روی آن راه رفته و مقدار زیادی سنگ از آن جا با خودش آورده است. با این حال برخی از خصوصیاتش امروزه دانشمندان را به اندازه‌ی همان زمانی که کشف کردند که ماه از پنیر ساخته نشده گیج می‌کند.

بزرگ ترین سوال این است که چرا سمت دور و سمت نزدیک ماه انقدر با هم متفاوت اند؟

ماه به صورت کشندی (tidally) به زمین قفل شده است. و به همین دلیل، همیشه یک سمتش را به زمین نشان می‌دهد. قسمت نزدیک توسط مریا (سطح همواری که ماه و مریخ را پوشانده) ی تیره و هموار فراگرفته شده که ظاهرا نتیجه‌ی برخوردهای شدیدی است که دریاهایی از ماگما به جا گذاشته اند. اما سمت دور مریای کمی دارد و توسط چاله های زیادی گود شده است.

پوسته‌ی سمت نزدیک فقط ۶۰ کیلومتر ضخامت دارد، که با ۳ تا ۵ کیلومتر از رگولیت پوشانده شده- ذرات شبه سنگ و سنگ های ساییده شده ی ماه.

سمت دور بسیار ضخیم‌تر است، تا جایی که معتقدند دلیل جابجایی مرکز جرم ماه است.

پوسته‌ی سمت دور ۱۰۰ کیلومتر ضخامت دارد، ۱۰ تا ۱۵ کیلومتر آن با رگولیت پوشیده شده است. و به صورت بسیار وسیع توسط چاله‌هایی که اکثرا هم‌پوشانی دارند مفروش شده است.

قدرت میدان الکتریکی روی ماه

به علاوه، ماه آثار الکترومغناطیسی‌ای نشان می دهد که دقیقا همان الگوی تقابل متقاطر از سمت نزدیک تا دور را نمایش می‌دهد. ناحیه‌های با بالاترین کنتراست در ضخامت پوسته و مغناطیس به شمال در سمت نزدیک و به جنوب در در سمت دور منحرف شدند. آن‌ها مستقیما با هم مخالفت می‌کنند.

مدل استاندارد در طول سال‌ها، هنگام تلاش برای توضیح طبیعت متقاطر ماه تغییرکرده است. زمانی، این تئوری می‌گفت: زمین، از آن سمت ماه که مقابل زمین است در برابر ضربات محافظت می‌کند. پیروی از این تئوری تا زمانی که آنالیزهای استاتیک نشان دادند قطر بسیار کوچک زمین به نسبت ماهِ در حال گردش نمی تواند جلوی بیشتر از یک درصد سیارک‌ها را بگیرد، ادامه داشت … که به سختی قابل شناسایی‌اند و اصلا برای توضیح تراکم چاله‌ها مناسب نیستند.

نیمکره ی شرقی ماه، سمت چپِ قسمت نزدیک ماه

عقیده ی علمی رایج بر این قرار است که ماه زمانی ساخته شد که حجمی در اندازه‌ی مریخ با زمین برخورد کرد و ذراتی را پراکنده کرد که از به هم پیوستن آن‌ها، ماه در گردش زمین بیش از ۵٫ ۴ میلیارد سال پیش به وجود آمد. حدود ۹٫ ۳ میلیارد سال پیش یک دوره بمباران سنگین باعث ایجاد چاله‌های فشرده و قسمت درونی مذاب شد.

سپس حدود ۲٫ ۳ میلیارد سال پیش آتشفشان‌ها چاله‌های فشرده را در سمت نزدیک، درون شکاف‌ها در پوسته‌ی نازک‌تر با گدازه‌های آتشفشانی پرکرد تا مریا را به صورت جامد درآورد. سمت دور که پوسته‌ی ضخیم‌تری دارد جریان مواد مذاب آتشفشانی کم‌تری تجربه کرده بنابراین چاله‌هایش را حفظ کرده است.

یک تئوری عمومی دیگر پیشنهاد می‌دهد، چون زمین در زمان بمباران اولیه، توده‌ای از سنگ مذاب بوده، تابش مادون قرمز و نیروهای کشندی(tidal)، سمت نزدیک ماه را به اندازه‌ی کافی گرم کردند تا سرد شدنش به صورت سنگ جامد به تاخیر بیفتد. سمت دور بسیار سریع‌تر خنک شد و چاله‌های به وجود آمده از بمباران اولیه را حفظ کرد.

هر کدام از این تئوری‌ها سعی می‌کند تفاوت در تراکم چاله‌ها را با استفاده از گرانش توضیح دهد، اما در درجه‌ی اول برای توضیح این که چرا پوسته‌ی سمت دور ضخیم‌تر است به مشکل می‌خورد. یک مدل گرانشی پیش‌بینی می‌کند که مرکز جرم ماه باید رو به زمین باشد. برخی فکر می‌کنند ماه زمان بمباران و پایان آتشفشان دور خودش چرخیده است، با این حال هیچ مکانیزمی که باعث این پدیده شده باشد قابل قبول نیست.

مجمع جهان الکتریکی هم تئوری‌هایی برای توصیف دوگانگی سطح ماه دارد. این نظریه با پرسیدن سوالات بیشتری برای دریافت دید بهتر از مسئله شروع می شود.

عجیب است که تراکم چاله‌ها روی سمت دور و نزدیک به طور تقریبی به اندازه‌ی تراکم چاله‌ها در قطب‌ها نیست. اسلایدهای زیر مقایسه‌ی قطب شمال و جنوب و سمت نزدیک و دور را نشان می‌دهند. توجه کمی به آن وجود دارد، اگر هم باشد که به عنوان بی‌هنجاری و استثنائات در تئوری‌های استاندارد قلمداد می‌شوند، که بی پاسخ باقی مانده‌اند.

راه دیگر برای بررسی بیشتر، نگاه کردن به عکس های کل‌نگر (holistic) تر است. برای مثال سیاره‌ها و قمرهای دیگر چگونه اند؟ مریخ هم در قطب‌هایش طرح‌های مارپیچی دارد، همانطور که توسط کلاهک‌های یخی قطبی در شمال و جنوب مشخص شده است. با این که چرخش روی یخ‌ها واضح است، طرح های مارپیچی، به صورت عمقی در سنگ های زیرین ایجاد شده‌اند.

قطب جنوب مریخ

قطب شمال مریخ

آیا الگویی در حال ظاهر شدن است؟ نگاهی به ضخامت پوسته‌ی مریخ و تراکم چاله‌ها، شباهت‌هایی را نشان می‌دهد. تغییر تراکم چاله‌ها از نیم‌کره‌ی هموار به نیم‌کره‌ی پرچاله نشان می‌دهد که مریخ متقاطر است. چگالی پوسته و آثار مغناطیسی هم از همین الگو پیروی می‌کنند.

واضح است که آثار مغناطیسی با رسوب‌های تیره و چرخشی در نیم‌کره‌ی جنوبی مطابقت دارد، مشابه چگونگی مطابقت مغناطیس ماه با طرح‌های روی سطحش. همانند ماه، ویژگی‌های متقاطر مریخ، در تضاد مستقیم‌اند.

در حالی که اطلاعات کمی برای استناد وجود دارد، سیارات و قمرهای دیگر ویژگی‌های مشابهی نشان می‌دهند. عطارد، کالیستو، انسلادوس، تریتون، و پلوتو یک سطح هموار و یک سطح با چاله‌های کوهستانی دارند.

مرزها معمولا دارای لبه‌ی ضخیم اند، همانطور که به عنوان مثال در عکس پایین تقاطع مرزهای یک چاله‌ی دنباله‌دار روی گانیمد نشان داده شده است.

حرکت علامت توقف چاله روی گانیمد

یک نظریه‌ی علمی باید تلاش کند تا این مشابهت‌ها را در یک روش کل‌گرایانه نشان دهد و به دنبال مشترکات علت‌ها و تاثیرات بگردد.

روش استاندار، به یک جسم بزرگ برای اضافه کردن کمی گرانشِ محرک متوسل می‌شود تا عجایب و بی‌هنجاری‌های زمین شناختی را شرح دهد. با توجه به تفکر رایج،  ضخامت پوسته‌ی متقاطر روی مریخ نتیجه‌ی فشار مورب است که در اوایل تاریخ مریخ، پوسته را از نیم‌کره‌ی شمالی شکسته است. چون فشار برخورد به سیاره‌ی قرمز یک ضربه ی زود گذر وارد کرده، کل پوسته ذوب نشده و پوسته‌ی شمالی نازک‌تر از پوسته‌ی جنوبی باقی گذاشته مانده است.

ولی تئوری‌های وابسته به برخورد همچنان ژئوفیزیک‌دانان را با مشکل توضیح دادن این که چرا هم ماه هم مریخ تنها در یک نیم‌کره مغناطیده شده‌اند باقی گذاشته است. با توجه به جدیدترین تئوری، آثار مغناطیسی حاصل از جریان دینامی مواد داخلی مذاب است. امروزه نه ماه و نه مریخ، هسته‌ی دینامی فعال ندارند.

تئوری دینامی روی ماه، براساس گردش هسته‌ی مذاب پس از تشکیل ماه است. این پدیده یک اثر مغناطیسی برجا گذاشت که پس از دوباره ذوب شدن بعد از بمباران سنگین، در یک نیم‌کره از بین رفت.

متاسفانه سن سنگ‌های مغناطیده شده نشان می‌دهد که دینام ماه باید تا ۷٫ ۳ میلیون سال پیش کار می‌کرده، یعنی چیزی در حدود ۸۰۰ سال بعد از تشکیل ماه. این زمان طولانی‌تر از زمان پیش بینی شده برای چرخش طبیعی، به منظور خنک کردن مواد مذاب درونی است. هسته‌ی کوچک ماه باید حدود چند صد میلیون سال پیش خنک می‌شد. بنا براین امروزه دانشمندان نجومی به دنبال نیروهای گرانشی بیشتری جهت حفظ مدل دینامی‌شان می‌گردند.

درباره‌ی مریخ، هیچ وقت فهمیده نشد چرا نیم‌کره‌ی شمالی‌اش هیچ میدان مغناطیسی‌ای ندارد. بر اساس شواهد این اثر یک ویژگی قدیمی است که باید قبل از تمام شدن دینام و همچنین رویداد فشارِ فرض شده تشکیل شده باشد. بنا بر این باید مغناطیده باشد.

چندین تئوری فاقد عمومیت (تک کاره) در نظر گرفته شدند (ad hoc). شاید شمال، خاصیت مغناطیسی‌اش را در حضورآب از دست داده، یا شاید برخوردهایی بعد از اتمام داینامو بوده که خاصیت مغناطیسی شمال را از بین برده است. تئوری‌ای به تازگی پیشنهاد شده که بیان می‌کند فشارها، دماهای متفاوتی ایجاد کردند که به دایناموی یک تک نیم‌کره اجازه‌ی مغناطیده کردن تنها نیم‌کره‌ی جنوبی سیاره را داده است.

تئوری فاقد عمومیت دیگر(ad hoc)، دخالت اجرام بزرگ ناشناخته را پیشنهاد می‌کند، همانطور که علم معاصر سعی می‌کند این شکاف‌های پیدا شده روی ونوس، گانیمد، اروپا، کارن و دیون را توضیح دهد. شاید یک قلموی گرانشی…

شواهد ثابت می‌کند که همه‌ی سیارات و اقمار تخلیه‌های الکتریکی شدید را از برخورد نزدیک با اقمار و سیارات همسایه در طول تشکیلشان تجربه کرده‌اند، زمانی که دینامیک مداری منظومه شمسی متفاوت بود.

یک تفسیر الکتریکی اصلاح شده می‌تواند مطرح شود. مناطق قطبی جریان‌های گردابی را ، مشابه شفق‌های قطبی در روی زمین- از حجمی با بار متضاد در نزدیکیشان تجربه کردند.

چاله‌ها و چرخش‌ها نتیجه‌ی تخلیه‌ی الکتریکی و فرسایش کاتدی در یک قطب هستند که سطح را کنده‌کاری می‌کنند. قطب مخالف، تخلیه‌ی الکتریکی را توسط انباشتگی آندی ماده تجربه می‌کند به این صورت که ماده را به حالت گنبدی‌شکل از سیاره‌ی نزدیک به داخل می‌کشد و همینطور ذرات را از قطب در حال فرسایش به سمت داخل جاروب می‌کند را تجربه می‌کند.

همانطور که در قطب‌ها جریانی بین اجرام تشکیل شده، که در طول سطح و از داخل پیش می رود و دنبال کانال‌های رسانا برای اتصال کوتاه می‌گردد. ذرات یونیزه جو پلاسمایی ضخیمی می‌سازند، تخلیه‌ی الکتریکی رخ می‌دهد، که در طول نیمه‌ی عرض جغرافیایی پیش می‌رود و روی سطح سیاره شکاف ایجاد می‌کند.

همان نتیجه امروز می تواند به عنوان شاهدی با مقیاس گسترده‌تر روی زمین باشد. شفق‌های قطبی، جریان‌های خورشیدی را که به سمت اتمسفر در جریان است را به تصویر می‌کشند و کمربندی از آذرخش در طول عرض جغرافیایی ساختار دیفرانسیلی و متمایز بار و تخلیه به صورت رعد و برق شدید را نشان می‌دهد. تاثیرات آب و هوا، زمین لرزه و آتشفشان با جریان خورشیدی زیاد و کم می‌شود.

نیروی الکترومغناطیسی طبیعی پتانسیل بار را در صفحات جریان جرقه زننده تفکیک می‌کند. و در حالی که یک نیم‌کره را دچار فرسایش کاتدی می‌کند همزمان ماده‌ی مغناطیده را در آند رسوب می‌دهد. مواد را دسته‌بندی می‌کند و ترجیحا آن را به صورت آرایه‌های آشفته رسوب می‌دهد که در واقع وابسته به این ویژگی‌ها دیده می‌شود.

این جریان‌های پر انرژی کوه‌ها را ساختند، برجستگیهای آتشفشانی و گردبادهای الکتریکی ایجاد کردند، سنگ‌های بستر را ذوب کردند و چاله، جریان‌های مواد مذاب آتشفشانی و دره‌های باریک و عمیق به جا گذاشتند- شکاف‌هایی از آذرخش‌های عظیم. ذرات و خرده سنگ‌هایی که نیم‌کره را پوشاندند، گازهایی که در لایه‌هایی از ذرات منفجر می‌شوند را به دام می‌اندازند و چاله‌ها و تپه‌هایی به آرایه‌ی آشوبناک شکاف‌های ناشی از صاعقه و افتادن سنگ‌ها اضافه می‌کند.

این فرآیندها حتی امروز هم ادامه دارد. در عطارد، مریخ، ماه، دنباله‌دارها و حتی سیارک‌هاها مثل سِرِس کنده‌کاری‌های الکتریکی مداوم و همیشه در جریان نشان می‌دهند که تخلیه‌ی درخشان و دنباله‌های از ماده‌ی یونیزه شده در پاسخ به جریان‌های خورشیدی خارج می‌کنند.

این شواهد نه تنها در مقیاس بزرگ که در تمام سطوح جزییات وجود دارد. در پایین، تعدادی مثال از ویژگی‌های غیرعادی سیاره وجود دارد که می‌تواند بدون به وجود آمدن تناقض یا مبالغه کردن احتمالات، علم فیزیک و یا تخیلات، به صورت الکتریکی توضیح داده شود.

کار زیادی برای فهم فیزیک تشکیل منظومه شمسی، بافت زمانی آن و دینامیک مداری که باعث رویدادهایی در انواع مورفولوژی که امروزه دیده می شود، باقی می ماند.

از آن جایی که تئوری جهان الکتریکی، نظریه‌ای بین رشته‌ای کل‌گرایی را فراهم می‌کند، شواهد بیشتری برای تکیه کردن به این نظریه وجود دارد. رویدادهای مبادله‌ی بار الکتریکی سیاره‌ای در تاریخ بشری ثبت شده اند.  رویدادهای مشهود در مریخ و زهره در یک بسترالکترومغناطیسی و نتایج آن اینجا روی زمین در یک پروژه‌ی اسطوره‌شناسی جمع آوری شده که جمیعا به آذرخش های خدایان مربوط می‌شود. دیوید تالبوت ابعاد ثبت تاریخی را در سلسله‌ی ” بحث‌هایی درباره‌ی آسمان بیگانه ” توضیح می‌دهد.

تقاطر، یک موضوع ثابت در مورفولوژی سیاره برای تمام سیارات سنگی و قمرها است. طبیعت دوقطبی ذاتی الکترومغناطیس از مقیاس زیر اتمی تا کیهانی، نیروهای زیادی تولید می‌کند که نه تنها سیاره و قمر، که ستاره و کهکشان و تمام جهان الکتریکی را به وجود می آورد.

برای مطالعه بیش تر لینک های زیر معرفی می شوند:

Electrical Discharge Scarring of Planets and Moons | Space News, an interview with Stephen Smith

Electrical Scarring of Planets and Moon, Part 2 | Space News

Astronomers Have No Idea How Planets Form

Did Van Gogh Paint This? by Andrew Hall

Hexagonal Craters on Mercury and The Craters are Electric by Micheal Goodspeed

Episode 3, Symbols of an Alien Sky — the Lightning-Scarred Planet, Mars

نویسنده: آندرو هال

مترجم: راشده روشنی

منبع:

https://www.thunderbolts.info/wp/2015/12/20/the-antipodal-moon/

در باره نویسنده / 

مدیریت

مطالب مرتبط

ارسال پاسخ

ایمیل شما نمایش داده نمی‌شود. موارد مورد نیاز علامتگذاری شده است *

The Thunderbolts Project

پر بیننده ها

  • mag_field_current_450x370

    میدان های الکتریکی و مغناطیسی در فضا

    ۲ توان گرانش و نیروهای الکتریکی میتوان گفت گرانش نیروی نسبتا ضعیفی است. نیروی الکتریکی کولنی بین یک پروتون و یک الکترون در حدود ۱۰ به توان ۳۹ بار قوی تر از نیروهای گرانشی بین آنهاست. چهار نیروی بنیادین در فیزیک اثرات متقابل هردو میدان گرانشی و الکترومغناطیسی به صورت نامحدودی ادامه دارد.  نیروی نسبی…

  • عضوگیری

    عضوگیری بخش فارسی پروژه آذرخش – فروردین ۹۶ (تمدید شد)

    بخش فارسی پروژه بین المللی آذرخش، تعدادی محدود عضو فعال “ناپیوسته” می پذیرد. انواع عضویت در آذرخش پارسی: ۱٫ عضویت ناپیوسته: ویژه دانشجویان مقطع کارشناسی دارای مهارت لازم زبان انگلیسی هر عضو ناپیوسته طی یک بازه زمانی یک ساله در این مجموعه عضویت داشته و از کلیه امکانات لازم بهره ور خواهد شد، این بازه…

  • plasma_lab_450x303

    پلاسما

    ۳ معرفی پلاسما مسئله اینکه جهان از پلاسما تشکیل شده است برای همه شناخنه شده است. در واقع، پلاسما رایج ترین نوع ماده در جهان است. در مکان های مختلف مانند: آتش، چراغ های نئون، و رعد و برق بر روی زمین و فضای کهکشانی و بین کهکشانی یافت می شود. تنها دلیلی که ما…

بخش فارسی پروژه آذرخش

پروژه تحقیقاتی بین المللی، در زمینه ترویج عمومی و یا مطالعه تخصصی مدل های نوین در علوم طبیعی
بخش فارسی آن تحت نظارت بخش مرکزی، از اسفند ماه سال 1391 با محوریت مطالعه و بررسی مدل های نوین نجومی آغاز به کار نموده است.