اخبار, اخترفیزیک, سبا حفیظی (سرپرست)

آیا هیل باپ یک دنباله دار الکتریکی است؟

۰ 85
970401C_lodriguss_960
شکل(1): دنباله دار "هیل باپ" یا C/1995 O1"" دنباله داری که شاید بیش از هر دنباله دار دیگری در آسمان رویت پذیر باقی ماند( حدودا 18 ماه ) و نام "دنباله دار بزرگ "1997 را از آن خود کرد.

شکل(۱): دنباله دار “هیل باپ” یا C/1995 O1″” دنباله داری که شاید بیش از هر دنباله دار دیگری در آسمان رویت پذیر باقی ماند( حدودا ۱۸ ماه ) و نام “دنباله دار بزرگ “۱۹۹۷ را از آن خود کرد.

در جولای سال ۱۹۹۵ یک دنباله  دار درخشنده در بیرون مدار “مشتری” تقریبا در ۷٫۱۵ واحد نجومی، توسط “آلان هیل” از نیومکزیکو و “توماس باپ” از آریزونا به طور همزمان و مستقل کشف و ثبت شد. “هیل باپ” یا C/1995 O1″ ” در زمان کشفش در واقع دور تر از هر دنباله دار کشف شده ی دیگر و ۱۰۰۰بار درخشنده تر از دنباله دار “هالی” درموقعیتهای مشابه بود. می دانیم که معمولا دنباله دارها در نزدیکی مدار “مشتری” همچنان خاموش هستند، دانشمندان با در نظر گرفتن درخشندگی دنباله دار “هیل باپ” در بیرون از مدار “مشتری” ، پیش بینی کرده بودند که این دنباله دار احتمالا یک “دنباله دار بزرگ” خواهد بود و یا دنباله ای درخشنده خواهد داشت، و یا هر دو مورد.

Untitled

شکل(۲): تصویری از هیل باپ در تاریخ ۷ فوریه ی ۲۰۰،اثرMaurice Clark ازغرب استرالیا

این دنباله دار درخشنده ترین دنباله دار رصد شده، پس از رصد دنباله دار “وست” در سال ۱۹۷۶ است. با توجه به تصاویر تهیه شده توسط “تلسکوپ فضایی هابل”، قطر این دنباله دار حدود ۴۰ کیلومتر تخمین زده شده است. طبق اطلاعات دریافتی از رصد خانه ی “پیک دو میدی” نرخ چرخش آن به دور خود حدود ۱۱٫۴ ساعت است.

دنباله های دوگانه ی آبی و سفید این دنباله دار با چشم غیر مسلح حتی در شهرهایی که آلودگی نوری شدید داشتند نیز قابل رویت بود.

منجمان مکررا، دنباله دارهایی را رصد می کنند که از خود موادی را به صورت جتهای باریک گازی و غباری نرم، خارج می کنند. “هیل باب” بیش از هر دنباله دار دیگری از خود غبار خارج می کرد، بیش از آن که بتوان با تصعید یخهای دنباله دار توجیهش کرد. رصد جتهای دنباله دارها، با استفاده از تجهیزات مستقر در زمین و همینطور کاوشگرهای فضایی از سال ۱۹۸۵ تشابهات بین دشارژهای “آیو” (قمر مشتری) و دنباله دارها را برای ما مشخص کرده، این در حالیست که تا به حال کسی “آیو” را دنباله دار معرفی نکرده است. و همینطور طی پژوهشهایی که بر سطح سطح دنباله دار “تمپل۱″ انجام شد؛ شباهت سطح این دنباله دار به سطوحی که در آنها دشارژهای الکتریکی اتفاق افتاده و همینطور شباهتهایی به سطح “آیو” بر ما مشخص شد. جتهایی که از دنباله دار “هالی” در سال ۱۹۸۵ خارج می شد ،درست شبیه جتهای خروجی از دنباله دار “بورلی”، بسیار قدرتمند تر از آن بودند که بتوان چرایی آنها را با تصعید یخ توضیح داد.

یکی از موضوعاتی که همیشه به عنوان اثبات تئوری گلوله ی برفی دنباله دارها ارائه می شد، این بود که طبق رصدهایی که تا کنون انجام شده بیشتر دنباله دارهای دوره ای در فواصل معینی از خورشید دنباله و کما تشکیل می دهند ( بین مدار مریخ و مشتری). یعنی، در فاصله ای که دنباله دار گرمای لازم برای تصعید یخ، تبخیر آب و فوران مابقی بخارها و غبارهایش به بیرون را از خورشید دریافت می کند. اما همه ی دنباله دارها ازین قانون پیروی نکردند و نمی کنند. برای مثال “هیل باپ” بسیاری از قوانین منظومه ی شمسی را زیر پا گذاشت و در فاصله ای زبانه کشید و ۷ جت از خود بروز داد، که بسیار دورتر از آن بود که گرمای خورشیدی بتواند بر آن تاثیر گذارد.

جالب است بدانید که ۴سال بعد از اینکه “هیل باپ” حضیض خود را پشت سر گذاشت و راهی سفرش به خارج از منظومه ی شمسی شد، همچنان فعال باقی ماند. دنباله ی غباری و دنباله ی یونی این دنباله دار، در فواصل خیلی دورتر از خورشید، نزدیکی مدار “مشتری”، “زحل” و حتی “اورانوس” قابل مشاهده بود. در این فواصل دنباله ی این دنباله دار در حال کوچک شدن بود، اما همچنان کشیدگی آن به بیش از ۵ برابر فاصله ی زمین تا ماه می رسید. توجه داشته باشید که در این فاصله گرمای خورشید نمی تواند یخی را ذوب کند.

شکل (3): 7 جت هیل باب در نزدیکی مدار مشتری   اعتبار تصویر: N. Thomas (MPAE) et al., 1.5-m La Silla Telescope, ESO

شکل (۳): ۷ جت هیل باب در نزدیکی مدار مشتری
اعتبار تصویر: N. Thomas (MPAE) et al., 1.5-m La Silla Telescope, ESO

طبق نظریه ی “جهان الکتریکی”، دنباله ی یک دنباله دار و همینطور تشکیل جتهایش در اثر برهمکنش بین بارهای الکتریکی دنباله دار و دشارژهای پلاسمایی خورشیدی است.

مقاله ای در خصوص توجیه رفتار “هیل باپ” در یکی از ژورنالهای معتبر علمی به چاپ رسیده که مهری بر درستی نظریه ی الکتریکی می باشد، این تحلیل ها با استفاده از عکسهای تهیه شده توسط تلسکوپ فضایی “اسپایتزر” در سالهای ۲۰۰۵و ۲۰۰۸ یعنی زمانی که “هیل باپ” در ۲۱٫۶ واحد نجومی و ۲۷٫۲ واحد نجومی قرار داشت و همچنین بررسی مورفولوژی غبارات این دنباله دار، انجام شده است. در قسمتهایی از این مقاله آمده که:

“با توجه به تحلیل هایی که در این مقاله انجام شده، در نهایت می بینیم که شکل دنباله ی غباری دنباله دار “هیل باپ” را نمی توان با مدل دینامیکی رایج “فینسون- پرابستین” (گرانش خورشید + فشار تابشی خورشید) توضیح داد. در این مقاله چندین مدل دیگر مورد بحث و بررسی قرار گرفت (که همگی رد شدند). اما تجزیه و تحلیل ها نشان دادند که احتمالا ذرات توسط بادهای خورشیدی به لحاظ الکتریکی بار دار می شوند، سپس میدان مغناطیسی بین سیاره ای از طریق قانون لورنتس آنها را تحت تاثیر قرار می دهد…. مشاهدات، حاکی از این واقعیت است که در زمان گرفتن این عکسها هیل باب غبار از خود ساطع می کرده و همچنین مشخصه های دنباله ی آن در حال تغییر بوده است.”

با توجه به مقاله ی بالا در میابیم که مدل گلوله ی برفی کثیف و نظریه های وابسته به آن در توضیح رفتار دنباله دارها ناتوانند، شاید زمان آن رسیده باشد که با نگاهی جدید به پدیده های کیهانی بنگریم.

 

 Refrences:
(۱): Exocomets, Stephan Smith, Jul, 28, 2010, The Thunderbolts Project

(۲): Cometary Filaments, Stephan Smith, May, 05, 2009, The Thunderbolts Project

(۳): The Jets of Hale-Bopp, Stephan Smith, Apr, 20, 2005, The Thunderbolts Project

(۴): The Electric Universe, Wallace Thornhill and David Talbott, page 88, ISBN-10 0-9772851-3-8,2002-2008, Mikamar Publishing

(۵): Comet Hale-bopp the great Comet of 1997, Ron Baalke, JPL.NASA, http://www2.jpl.nasa.gov/comet/

(۶): A.Kramer-Emily, R.Fernandez-Yanga, M. Lisse-Carey, S.P. Kelley-Michael, M. Woodneyd-Laura, 2014, A dynamical analysis of the dust tail of Comet C/1995 O1 (Hale–Bopp) at high heliocentric distances, http://dx.doi.org/10.1016/j.icarus.2014.03.033

نویسنده: سبا حفیظی

در باره نویسنده / 

مدیریت

مطالب مرتبط

ارسال پاسخ

ایمیل شما نمایش داده نمی‌شود. موارد مورد نیاز علامتگذاری شده است *

The Thunderbolts Project

پر بیننده ها

  • mag_field_current_450x370

    میدان های الکتریکی و مغناطیسی در فضا

    ۲ توان گرانش و نیروهای الکتریکی میتوان گفت گرانش نیروی نسبتا ضعیفی است. نیروی الکتریکی کولنی بین یک پروتون و یک الکترون در حدود ۱۰ به توان ۳۹ بار قوی تر از نیروهای گرانشی بین آنهاست. چهار نیروی بنیادین در فیزیک اثرات متقابل هردو میدان گرانشی و الکترومغناطیسی به صورت نامحدودی ادامه دارد.  نیروی نسبی…

  • عضوگیری

    عضوگیری گروه آذرخش پارسی – (شهریور۹۷)

    گروه آذرخش پارسی، عضو “ناپیوسته” می پذیرد انواع عضویت در آذرخش پارسی: ۱٫ عضویت ناپیوسته: ویژه دانشجویان مقطع کارشناسی دارای مهارت لازم زبان انگلیسی هر عضو ناپیوسته طی یک بازه زمانی یک ساله در این مجموعه عضویت داشته و از کلیه امکانات لازم گروه بهره ور خواهد شد، این بازه زمانی به نوعی فرجه آشنایی…

  • plasma_lab_450x303

    پلاسما

    ۳ معرفی پلاسما مسئله اینکه جهان از پلاسما تشکیل شده است برای همه شناخنه شده است. در واقع، پلاسما رایج ترین نوع ماده در جهان است. در مکان های مختلف مانند: آتش، چراغ های نئون، و رعد و برق بر روی زمین و فضای کهکشانی و بین کهکشانی یافت می شود. تنها دلیلی که ما…

آخرین دیدگاه ها

بخش فارسی پروژه آذرخش

پروژه تحقیقاتی بین المللی، در زمینه ترویج عمومی و یا مطالعه تخصصی مدل های نوین در علوم طبیعی
بخش فارسی آن تحت نظارت بخش مرکزی، از اسفند ماه سال 1391 با محوریت مطالعه و بررسی مدل های نوین نجومی آغاز به کار نموده است.